google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
در منازعه با امریکا، ایران میتواند روی روسها حساب باز کند؟
در ادامه واکنشها به مذاکرات حساس و حیاتی ایران و امریکا، سرگئی لاوروف؛ وزیر خارجه روسیه به تازگی با سید بدر بن حمد بوسعیدی؛ وزیر خارجۀ عمان تیلفونی گفتگو کرد. لاوروف در این تماس بر ضرورت ادامه گفتگوهای ایران و امریکا درباره پرونده هستهای تهران تاکید و از توافقات قابل قبول برای تهران و واشنگتن حمایت کرد.
لاوروف همچنین، دستیابی به توافقات قابل قبول میان تهران و واشنگتن را برای تضمین امنیت منطقهای و رفع خطرات درگیری ضروری دانست. وی از تلاشهای صلحجویانه عمان در امر تسهیل مذاکرات میان ایران و امریکا نیز قدردانی کرد. با این حال، تجربه نشان داده است که روسیه در مناقشات ژئوپلیتیکی در ظاهر خود را بازیگری معرفی میکند که در برابر فشارهای غرب ایستاده و در کنار متحدانش میماند؛ اما مرور رفتار تاریخی این کشور نشان میدهد که روسها هرگز متحدان قابل اطمینانی نیستند. از افغانستانِ دوران شوروی تا سوریه، ونزوئلا، کوبا و امروز ایران، الگوی رفتاری مسکو ثابت میکند که اتحاد با روسیه تا زمانی معنا دارد که برای کرملین هزینهای نداشته باشد و در لحظهای که معاملهای بزرگتر روی میز قرار گیرد، متحدانش را بهسادگی تبدیل به کارت چانهزنی میکند. در افغانستان، شوروی با وجود سالها حضور نظامی و هزینههای سنگین، هیچگاه تعهدی پایدار نسبت به دولت کمونیستی نشان نداد. بهمحض فروپاشی شوروی، کابل رها شد و نجیبالله در برابر نیروهای مخالف تنها ماند. این نخستین نشانه جدی بود که اتحاد با مسکو نه بر پایه اصول، بلکه بر اساس محاسبههای لحظهای شکل میگیرد؛ کشوری که تا دیروز «متحد استراتژیک» خوانده میشد، ناگهان در برابر موج فروپاشی تنها ماند. در سوریه نیز با وجود آنکه روسیه نقش مهمی در تثبیت حکومت بشار اسد داشت؛ اما رفتار مسکو نسبت به ایران در این میدان نشان داد که حتی در نزدیکترین صحنه همکاری، وفاداری روسیه محدود و مشروط و مبتنی بر منافع کوتاه مدت است. هماهنگیهای آشکار و پنهان با رژيم صهیونیستی برای حمله به مواضع ایران، عدم فعالسازی سامانههای دفاعی روسی در برابر این حملات، و ترجیح دادن منافع ترکیه یا اسرائیل در برخی مذاکرات، همگی نشان میدهد که مسکو هرگز حاضر نیست برای منافع تهران در مناقشات منطقهای هزینه بدهد. تجربه سوریه ثابت کرد که حضور در این کشور برای روسیه یک سکوی نفوذ در مدیترانه است، نه عرصهای برای دفاع از متحدانش. در ونزوئلا و کوبا نیز الگوهای مشابهی وجود دارد. حمایت روسیه از این کشورها بیشتر جنبه نمادین دارد تا راهبردی. کمکهای اقتصادی محدود، وعدههای پر سر و صدا اما کماثر، و استفاده از این کشورها بهعنوان ابزار فشار علیه امریکا، نشان میدهد که مسکو بهدنبال ساختن یک بلوک پایدار نیست. این کشورها تنها زمانی اهمیت دارند که بتوانند در بازی بزرگتر روسیه با غرب نقش ایفا کنند. در غیر این صورت، حمایتها به سرعت رنگ میبازند. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. مسکو در سالهای اخیر از ایران در برخی پروندهها حمایت کرده؛ اما این حمایتها همواره با ملاحظات رقابتی و معاملهمحور همراه بوده است. روسیه در بازار انرژی رقیب جدی ایران است و بارها از تحریمهای تهران برای افزایش سهم خود در بازار جهانی نفت و گاز استفاده کرده است. در جنگ اوکراین، ایران با ارسال تجهیزات نظامی به روسیه کمک کرد؛ اما در مقابل هیچ تضمین امنیتی یا اقتصادی واقعی دریافت نکرد. حتی در پرونده هستهای، روسیه گاهی از فشارهای غرب علیه ایران برای گرفتن امتیاز در حوزههای دیگر یا تقویت نفوذ خود در ایران بهره برده است. اکنون با حضور مجدد ترامپ به کاخ سفید و افزایش احتمال شکلگیری یک معامله بزرگ میان واشنگتن و مسکو، نگرانی درباره تبدیل شدن ایران به «کارت معامله» بیش از هر زمان دیگری تقویت شده است. ترامپ و نتانیاهو هر دو بهدنبال مهار یا تضعیف ایران هستند و اگر روسیه بتواند در ازای کاهش فشارهای غرب یا امتیازاتی در اوکراین، چراغ سبز یا آزادی عمل در برابر ایران بدهد، بعید نیست چنین معاملهای را بپذیرد. برای کرملین، منافع ملی روسیه همیشه مقدم بر هر نوع اتحاد یا شراکت راهبردی بوده و خواهد بود. تماس اخیر سرگئی لاوروف با وزیر خارجه عمان و تأکید او بر ضرورت ادامه گفتگوهای ایران و امریکا نیز نشانهای از همین رویکرد است. روسیه نهتنها از توافقی «قابل قبول برای هر دو طرف» حمایت میکند؛ بلکه آشکارا از تلاشهای میانجیگرانه عمان قدردانی میکند. این موضع منفعلانه نشان میدهد که مسکو بیش از آنکه نگران تضعیف موقعیت ایران باشد، بهدنبال امتیاز گرفتن از امریکا در معاملات دیگر است و ایران هم میتواند وجه المعامله قرار بگیرد؛ مانند سوریه و ونزوئلا و شاید کوبا. در چنین شرایطی، فاصلهگذاری تدریجی مسکو از تهران نهتنها محتمل، بلکه کاملا قابل پیشبینی است. مرور این تجربهها یک نتیجه روشن دارد: روسیه متحد قابل اعتمادی نیست. این کشور در سیاست خارجی بر اساس اصول ثابت یا تعهدات بلندمدت عمل نمیکند، بلکه هر رابطهای را در چارچوب سود و زیان لحظهای میسنجد. ایران، مانند افغانستان، سوریه، ونزوئلا و کوبا، برای روسیه یک ابزار است، نه یک شریک استراتژیک. در لحظهای که معاملهای بزرگتر با امریکا یا هر قدرت دیگری مطرح شود، احتمال کنار گذاشته شدن این ابزار، کاملا امکانپذیر است. محمدرضا امینی
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





