google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
سکوت در افغانستان، دادخواهی در بارسلونا
شورای شهر بارسلونا روز جمعه، 4 ثور با تصویب اعلامیهای نسبت به آنچه «نسلکشی» هزارهها در افغانستان عنوان شده، هشدار داده و خواهان اقدام فوری و موثر جامعه جهانی برای جلوگیری از تشدید خشونتها و حفاظت از غیرنظامیان شده است.
این شورا همچنین هشدار داده است که الگوی مداوم خشونت علیه مردم هزاره، میتواند بر اساس معیارهای حقوق بینالملل در چارچوب «جنایات جدی بینالمللی، از جمله جنایت علیه بشریت و خطر نسلکشی»، مورد ارزیابی قرار گیرد. در اعلامیه آمده است: «ما نمیتوانیم در برابر رنج نظاممند مردم هزاره سکوت کنیم. جامعه بینالمللی مسئولیت دارد برای جلوگیری از تداوم این وضعیت و حفاظت از غیرنظامیان اقدام فوری انجام دهد.» تصویب اعلامیه شورای شهر بارسلونا درباره آنچه «نسلکشی هزارهها» در افغانستان خوانده شده، رویدادی کمسابقه اما عمیقاً تأملبرانگیز است. این اقدام از یک سو آگاهیبخشی نسبت به رنج تاریخی و نظاممند یک اقلیت مذهبی و قومی را نشان میدهد و از سوی دیگر، فاصله عمیق میان نهادهای محلی اروپایی و اراده سیاسی جامعه جهانی برای اقدام عملی را آشکار میکند. مردم هزاره، عمدتاً پیرو مذهب تشیع، در افغانستان بیش از یک قرن هدف تبعیض، کشتار و پاکسازی قومی قرار داشتهاند. از جنگهای امیر عبدالرحمن در قرن نوزدهم تا حملات اخیر داعش و...، الگوی خشونت سیستماتیک علیه هزارهها بوده است. بنابراین آنچه اعلامیه بارسلونا بر آن تأکید دارد، صرفاً وقوع جرایم پراکنده نیست، بلکه «الگوی مداوم» و «رنج نظاممند» است که شاخصههای اولیه نسلکشی بر اساس کنوانسیون 1948 را تداعی میکند. از منظر حقوق بینالملل، اثبات نسلکشی نیازمند «قصد خاص برای نابودی کامل یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی» است. شورای بارسلونا با احتیاط از عبارت «قابل ارزیابی در چارچوب جنایات جدی بینالمللی، از جمله جنایت علیه بشریت و خطر نسلکشی» استفاده کرده است. این جمله دقیقاً نشان میدهد که در حال حاضر شواهد میتوانند «خطر نسلکشی» را اثبات کنند، نه لزوماً وقوع قطعی آن. با این حال، حملات هدفمند به مکاتب، شفاخانهها، محلهای تجمع هزارهها و اعلامیههای تند گروههای تکفیری، قصد ضمنی برای حذف این گروه را تقویت میکند. در همین حال، حاکمیت طالبان خود متهم به سهلانگاری یا همدستی در خشونتهای ضد هزارگی است (به ویژه پس از انفجارهای مرگبار در کندهار و بلخ). افزون بر این، نبود یک حکومت ملی فراگیر که بتواند مطالبه حقوق هزارهها را به طور مشروع مطرح کند و نیز، فضای ترس و خودسانسوری در داخل افغانستان. در سطح بینالمللی از زمان خروج امریکا، افغانستان به اولویت پایین قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. شورای امنیت سازمان ملل قطعنامههای متعددی درباره افغانستان صادر کرده، اما هیچیک به طور خاص وضعیت هزارهها را ذیل عنوان «نسلکشی» بررسی نکرده است. با این حساب، اعلامیه شورای شهر بارسلونا یک اقدام نمادین اما از نظر حقوقی الزامآور نیست. با این حال، چنین اعلامیههایی میتواند سه کارکرد داشته باشد: مستندسازی (بسترسازی برای تحقیقات آینده دیوان کیفری بینالمللی)، فشار سیاسی (ایجاد فضای افکار عمومی علیه دولتهایی که با طالبان تعامل میکنند) و همبستگی (اعلام حمایت نمادین از جامعه هزاره در تبعید.) نکته قابل انتقاد این است که چنین اقداماتی معمولاً در شهرهای اروپایی و توسط نهادهای غیرحاکمیتی انجام میشود، در حالی که قدرتهای بزرگ و سازمان ملل همچنان از اصطلاحات ملایمتری مانند «خشونتهای فرقهای» یا «نقض حقوق بشر» استفاده میکنند. این فاصله میان ادبیات شوراهای محلی و عمل دیپلوماتیک، اثربخشی این اعلامیهها را محدود میکند. با این وجود، اعلامیه بارسلونا زنگ خطری است برای جامعه جهانی که دیگر نمیتواند نسبت به الگوی خشونت سیستماتیک علیه هزارهها سکوت کند. هرچند این اقدام از نظر اجرایی ضعیف است، اما از نظر اخلاقی و حقوقی مهم است که وضعیت هزارهها به عنوان «پرونده نسلکشی» بازتعریف شود؛ اما واقعیت این است که بدون اقدام فوری شورای امنیت برای تحریم عاملان خشونت و ایجاد مکانیسم نظارت مستقل در افغانستان، صدای بارسلونا تنها یک پژواک کوتاه در میان سکوت سنگین قدرتها باقی خواهد ماند. افق
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
|
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





