google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
افغانستان و زنستیزی ساختاری در آن
آنچه امروز در افغانستان بر سر زنان میگذرد، تنها نتیجه سیاستهای طالبان نیست، بلکه بازتابی از ذهنیت تاریخی و ساختارهای مردسالارانهای است که در تار و پود جامعه افغانستان تنیده شده است. زنان افغانستان نهتنها از سوی حاکمان کنونی، بلکه در طول دههها از سوی ساختارهای رسمی، سنتی و حتا درونیترین حلقات خانواده و اجتماع نیز مورد تبعیض قرار گرفتهاند.
جامعه افغانستان بهگونه مزمن، مردسالار و زنستیز بوده است. این واقعیت تلخ نه با روی کار آمدن طالبان آغاز شده و نه با رفتن آنان پایان خواهد یافت. زنستیزی بهعنوان یک پدیده اجتماعی ریشهدار، محصول نظام تربیتی، فقر آگاهی و سلطه سنتهای قبیلهای است که نگاه تحقیرآمیز به زنان را بازتولید کرده است. در بسیاری موارد، خود زنان نیز ناخودآگاه در تقویت این ساختار زنستیز نقش داشتهاند. بازتولید کلیشهها، تبعیت از هنجارهای سنتی و محدود ساختن نقش خود به چارچوبهای بسته فرهنگی نشان میدهد که مبارزه برای رهایی زنان از بندهای ستم، نهتنها نیازمند اصلاح مردان، بلکه نیازمند بیداری و آگاهی خود زنان نیز است. در دو دهه گذشته که افغانستان شاهد حکومتهای بهظاهر دموکراتیک بود، فرصتهای نسبی برای رشد زنان ایجاد شد. اما حقیقت این است که بسیاری از دستاوردهای حقوق زنان در این دوره سطحی و نمادین بودند. مردانی که بر مسند سیاست بودند، زیر لوای دموکراسی از زنان بهرهبرداری ابزاری کردند و در واقع همان چهرههای سابق جهادی که متهم به نقض حقوق زنان و حقوق بشر بودند، با نقاب جدید در قدرت باقی ماندند. طالبان امروز آنچه را انجام میدهند، در واقع ادامه همان ساختار سنتی و عقبمانده جامعه است؛ با این تفاوت که آن را قانونی و شرعی جلوه میدهند. بخش نگرانکنندهتر ماجرا این است که در میان اقوام و مردمانی که از نظر سیاسی با طالبان مخالفاند، در نگاه به زن و حقوق او تفاوت فاحشی دیده نمیشود. نمونه بارز آن را میتوان در میان اقوام تاجک، پشتون و دیگر گروهها مشاهده کرد. تنها نسخهای که میتواند ساختار زنستیز افغانستان را متحول کند، آگاهیسازی ریشهای و گسترش علوم عصری در سراسر کشور است. تا زمانی که سواد، تفکر انتقادی و ارزشگذاری بر حقوق بشر در نظام آموزشی و فرهنگی افغانستان نهادینه نشود، زنستیزی در اشکال گوناگون بازتولید خواهد شد؛ چه در لباس دینی و چه در پوشش دموکراتیک. جنبشهای حقوق زنان باید فراتر از شعارهای ظاهری حرکت کنند و تمرکز خود را بر تغییر ذهنیت جامعه بگذارند. زمانی که بستر اجتماعی برای پذیرش برابری جنسیتی فراهم نباشد، هر نوع مبارزه، حتا اگر صادقانه هم باشد، با اتهامهای دینی و سیاسی مواجه شده و منزوی میشود. در شرایط کنونی، نظام طالبان بهطور مطلق راه را بر هر نوع تحول در حوزه حقوق زنان بسته است. بنابراین، راهکارهای اساسی برای برابری جنسیتی باید در افق «نظام پساطالبان» طراحی شود؛ نظمی که در آن قانون، عدالت، آموزش فراگیر و مشارکت زنان در قدرت سیاسی به اصولی غیرقابل مذاکره تبدیل شود. تا رسیدن به آن روز، مهمترین ماموریت نیروهای آگاه و پیشرو، کاشتن بذر آگاهی، ترویج گفتگوهای جنسیتی و تربیت نسلی است که زنستیزی را نه بهعنوان عرف و دین، بلکه بهعنوان انحراف از کرامت انسانی بشناسد و علیه آن بایستد. در این مسیر، نباید نقش فرصتطلبی برخی نخبهگان سیاسی و فرهنگی را نادیده گرفت؛ کسانی که در دورههای گوناگون، بهجای حمایت از حقوق زنان، سکوت کردند یا از موجهای بینالمللی برای منافع شخصی خود بهره بردند. اصلاح این فضای فکری، نیازمند شجاعت مدنی و صراحت اخلاقی است. تغییر بنیادین در نگرش نسبت به زنان تنها با تغییر حکومت ممکن نیست، بلکه مستلزم تغییر در ریشههای فکری و فرهنگی جامعه است. نظام پساطالبان باید نهفقط ساختار سیاسی، بلکه ساختار ذهنی جامعه را نیز بازسازی کند؛ آن هم با مشارکت جدی و برابر زنان در تمامی عرصهها. برای رسیدن به این تحول، نباید صرفاً به نهادهای رسمی یا تغییرات ساختاری دل بست، بلکه باید بر تغییر فرهنگی عمیق تمرکز کرد. سرمایهگذاری بر آموزش دختران، تقویت نقش زنان در رسانهها و بازنگری در روایتهای دینی و سنتی پیرامون جنسیت، بخشی از مسیری است که میتواند جامعه را از درون دگرگون سازد. این یک فرایند تدریجی اما بنیادین است که بدون مشارکت نخبهگان فکری، علمای دینی روشننگر و فعالان جامعه مدنی به سرانجام نخواهد رسید. در نهایت، تجربه تاریخی افغانستان نشان میدهد که هیچ تحول پایداری بدون حضور فعال و اثرگذار زنان ممکن نیست. هر گفتمان ملی که زنان را در حاشیه نگه دارد، محکوم به تکرار چرخه تبعیض و شکست است. آیندهای متفاوت تنها زمانی رقم خواهد خورد که زنان نه صرفاً بهعنوان قربانیان وضعیت، بلکه بهعنوان معماران آینده در قلب تحولات اجتماعی و سیاسی قرار گیرند. تنها در چنین بستری میتوان امید داشت که نظام پساطالبان، سرآغاز عصر تازهای برای زنان افغانستان باشد. فلورانس کوهستانی
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





