google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟                 افغانستان                 ایران                 بین المللی                 فرهنگی و هنری                                
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
ایران      |      غزه
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
1404/10/13-07:10

به‌ عنوان کسی که سالها در ایران زندگی می‌ کنم و شرایط روزمره مردم را از نزدیک تجربه می ‌کنم، ضروری می ‌بینم نگاهی تحلیلی به عملکرد سیاست ‌های داخلی و بررسی همخوانی مدیریت ‌ها با واقعیت‌ های امروز ارائه کنم. تورم بی‌ سابقه و تحریم‌ های بین‌المللی فشار زیادی بر زندگی مردم وارد کرده ‌اند و این وضعیت اهمیت تحلیل دقیق سیاست‌ ها را دوچندان می ‌کند.

ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟

به نظر من جمهوری اسلامی در وضعیتی قرار گرفته که تصور می‌ کند تصمیم ‌هایش بر پایه منطق و محاسبه است. از یک جهت این تصور بی ‌راه نیست، چون در بسیاری از حوزه‌ ها تلاش می ‌شود کارها منظم، حساب‌ شده و بر اساس نظر کارشناسان جلو برود. اما از جهت دیگر، همین تصور می ‌تواند به یک خطای جدی تبدیل شود. جایی که مشکل به وجود می‌ آید این است که چارچوب کلی تصمیم ‌گیری از ابتدا بر پایه یک نگاه ایدئولوژیک قدیمی شکل گرفته. نگاهی که جهان را بیشتر با دوگانه ‌هایی مثل حق و باطل، دوست و دشمن، خودی و غیرخودی می‌ بیند. در این فضا، یک سری خط قرمزها از پیش تعیین شده است و طبیعی است که برخی راه ‌حل ‌ها یا حتی بعضی پرسش‌ ها اصلاً اجازه طرح شدن پیدا نکنند.

در چنین شرایطی، از متخصصان و مدیران خواسته می ‌شود که در همین چارچوب از پیش مشخص‌ شده، بهترین تصمیم‌ ها را بگیرند. یعنی مسیر کلی تغییر نمی ‌کند، فقط تلاش می ‌شود حرکت در همان مسیر دقیق ‌تر و منظم ‌تر باشد. نتیجه این می‌ شود که در بخش‌ هایی مثل زیرساخت‌ ها، بودجه ‌ریزی یا مدیریت بازار ارز  کارها با دقت فنی و محاسبه جلو می ‌رود، اما چون مسیر کلی از ابتدا درست انتخاب نشده، این دقت و نظم در نهایت به حل مشکل منجر نمی ‌شود و حتی گاهی مسائل را پیچیده ‌تر می ‌کند.  به عنوان مثال، تغییر اخیر رییس بانک مرکزی از فرزین به همتی، هرچند مدیر جدید تلاش می‌ کند با برنامه ‌ریزی دقیق و کنترول بازار ارز، نوسانات را مهار کند، اما  فشار تحریم‌ها و سیاست‌ های تثبیت ‌شده تغییری نکرده است و بنابراین مشکلات همچنان پا برجا باقی می ‌مانند.

در چنین نظمی، متخصص و متفکر نه برای پرسش از چارچوب، بلکه برای بهینه ‌سازی درون آن به کار گرفته می ‌شود. عقل اجازه ندارد بپرسد آیا این مسیر درست است یا نه ؟  فقط موظف است بهترین راه رفتن در همان مسیر را پیدا کند. نتیجه این می ‌شود که در حوزه‌ هایی مثل زیرساخت، تورم، بودجه‌ بندی، مدیریت بازار ارز و حتی مسئله مهاجرین با تصمیم‌هایی دقیق، فنی و حتی پیچیده روبه ‌رو هستیم، اما این دقت فنی در خدمت مسیری قرار می ‌گیرد که از ابتدا مسئله ‌دار است. این‌ جا پارادوکس شکل می‌ گیرد. یعنی هرچه تصمیم ‌گیری‌ ها تکنیکی ‌تر و منظم ‌تر می ‌شوند، پیامدها مخرب‌ تر می ‌شوند، چون خطا در سطح اجرا نیست، در سطح تعریف مسئله است. ادامه این مسیر دقیقاً به تثبیت نظمی منجر می ‌شود که در ظاهر باثبات است اما در واقع روی لایه ‌ای از ناپایداری انباشته حرکت می‌ کند. این نوع نظم نه فرو می‌ پاشد و نه اصلاح می‌ شود، بلکه ادامه پیدا می ‌کند و همین ادامه‌ داشتن، خطرناک ‌ترین وضعیت آن است.

از نظر سیاسی، این نظم یاد گرفته بحران را حل نکند، بلکه آن را مدیریت و قطعه ‌قطعه کند. هر بحران به ‌صورت موضعی مهار می‌ شود تا به بحران ساختاری تبدیل نشود. اعتراض شهری  خنثی می ‌شود، شکاف ها با بسیج حداقلی یا روایت ‌سازی رسانه ها پر می ‌شود، فشار خارجی با مانور تاکتیکی عقب می‌افتد. این‌ها همه نشانه های ثبات‌ اند، اما ثباتی ایستا، نه پویا. ثبات پویا توان بازسازی دارد، این نظم فعلی فقط توان تعویق دارد.

مشکل اصلی در انباشت  مشکلات و هزینه‌های نامرئی است. هزینه‌ هایی که در بودجه یا آمار دیده نمی ‌شوند، اما بنیان نظم را می‌ خورند. یعنی فرسایش اعتماد، بی‌ اعتقادی نسلی، تهی ‌شدن زبان رسمی، مهاجرت گسترده، و تبدیل سیاست به امر امنیتی. هر بار که دولت به ‌جای بازاندیشی، کنترول را انتخاب می‌ کند، بخشی از سرمایه اجتماعی را می‌ سوزاند تا زمان بخرد. این معامله در کوتاه ‌مدت عقلانی به نظر می ‌رسد، اما در بلند مدت ظرفیت های اجتماعی را از بین می ‌برد. چنین نظمی به ‌شدت به شوک‌ های بیرونی حساس می‌ شود، چون انعطاف درونی ندارد. یک افزایش قیمت جهانی، یک شکست منطقه‌ ای، یک بحران زیست‌ محیطی یا حتی یک خطای نمادین می ‌تواند اثری نامتناسب ایجاد کند. نه به این دلیل که شوک بزرگ است، بلکه چون سیستم خشک شده. مثل ساختمانی که سال‌ ها ترک‌ هایش را رنگ زده‌ اند؛ زلزله لازم نیست شدید باشد.

از نظر ایدئولوژیک، این وضعیت به ایمان رسمی بدون باور اجتماعی منتهی می ‌شود. یعنی مردم ایمان دارند اما باور و اعتماد اجتماعی ندارند.  ایدئولوژی در سطح قدرت باقی می ‌ماند، اما از زندگی روزمره مردم حذف می ‌شود. این خطرناک است چون ایدئولوژی دیگر بسیج نمی ‌کند، فقط مرز می ‌کشد. مرزها امنیت می ‌آورند، اما معنا نمی ‌سازند. در نتیجه نظم سیاسی می‌ ماند، اما جامعه از درون از آن فاصله می‌ گیرد. نهایتش این است که مردم نه شورش می ‌کنند، نه همراهی. این مدل در تاریخ دولت ها هم سابقه دارد و اغلب دیر فرو می ‌ریزند، اما وقتی می‌ ریزد، به‌ دلیل انباشت طولانی هزینه‌ها و مشکلات، اصلاح‌ پذیر نیست. تفاوتش با نظم‌ های بحرانی این است که هشدار نمی ‌دهد. فروپاشی ‌اش ناگهانی نیست، بی ‌صدا نیست، اما پیش‌ بینی‌ ناپذیر است. تا آن لحظه، نظام عقلانی ‌تر از همیشه به نظر می ‌رسد، در حالی که دقیقاً همان عقلانیت محدود، آن را به نقطه‌ ای رسانده که دیگر امکان چرخش ندارد.

بنابراین، وقتی جهت اشتباه باشد، بهتر حرکت کردن الزاماً به مقصد درست نمی‌ رسد. هرچه تصمیم ‌ها دقیق ‌تر می ‌شوند، اثرات جانبی و فشارها هم بیشتر خودشان را نشان می ‌دهند. این وضعیت در تاریخ ایران هم سابقه دارد.  زمان شاه و در اوایل دهه 50 شمسی هم شاهد بودیم که با وجود برنامه ‌ریزی، رشد و مدیریت فنی، مشکلات اجتماعی و سیاسی عمیق ‌تر شدند، چون امکان بازنگری جدی در مسیر کلی وجود نداشت.

به باور من مسئله اصلی امروز هم بیشتر به همین ناتوانی داخلی در بازبینی چارچوب‌ها برمی ‌گردد، نه صرفاً ضعف اجرا یا نبود تخصص. اتفاقا من فکر می کنم ایران متخصصین و مدیران زبده ای دارد. اما تا زمانی که برخی موضوعات از اساس قابل بحث نباشند، حتی بهترین مدیریت ‌ها هم نمی‌ توانند جلوی انباشته شدن مشکلات معیشتی را بگیرند.

در کنار همه این نقدها، نمی ‌توان نادیده گرفت که جمهوری اسلامی در برخی حوزه ‌ها توانسته کشور را از عبور به وضعیت‌ های پرخطر حفظ کند. به ‌ویژه در سیاست خارجی و مدیریت بحران‌ های منطقه‌ ای و در جنگ 12 روزه با رژیم صهیونیستی تصمیم‌ گیری ‌ها اغلب به ‌گونه‌ای بوده که از درگیری‌ های پرهزینه و غیرقابل کنترول جلوگیری شود. در این میان، نقش آیت الله خامنه ای رهبر ایران در هدایت کلی نظام و مهار بحران‌ ها بسیار موثر و تعیین‌کننده بوده است. چه در لحظات تنش خارجی، چه در مقاطع حساس داخلی. این نقش بیشتر بر حفظ ثبات و کنترول وضعیت ‌های بحرانی متمرکز بوده و در همین چارچوب، بسیار کارآمد بوده است.

بنابراین، نظام سیاسی توان بالایی در مدیریت بحران و حفظ ثبات امنیتی دارد، اما این ظرفیت زمانی به یک مزیت پایدار تبدیل می ‌شود که با بازنگری و گشودن مسیرهای تازه در حوزه‌ های اقتصادی و معیشتی همراه شود. استمرار وضع موجود، حتی اگر با دقت، کنترول و سیاست‌های تثبیتی پیش برود، در نهایت به انباشت فشارهایی مانند تورم مزمن، گرانی و فرسایش قدرت خرید مردم منجر می‌شود. فشارهایی که دیگر صرفاً با مدیریت کوتاه‌ مدت قابل مهار نیستند. نقطه تعیین‌ کننده آینده، لحظه‌ ای است که مدیریت بحران از مهار امنیتی و اداری فراتر رفته و به مدیریت تغییر در مسیر سیاست ‌گذاری و تصمیم ‌گیری ارتقا پیدا کند. مهدی حسینی

 

#ایران                #مشکلات اقتصادی                #ملت               
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند.
کاراکترهای نشان داده شده را در فیلد زیر بنویسید.
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
امریکا
استیصال ویرانگر یک رئیس‌جمهور روان‌پریش
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
امریکا
رقابت راهبردی روسیه و امریکا در آسیای مرکزی
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
ایران
آشفتگی امریکا پس از سکوت نظامی در غرب آسیا
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
طالبان
سکوت در افغانستان، دادخواهی در بارسلونا
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
امریکا
مهلت 60 روزه و قمار نهایی ترامپ در قبال ایران
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
پاکستان
مناقشه دیورند؛ چرا مسأله، قومی می‌شود؟
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
امریکا
بن‌بست استراتژیک در اسلام‌آباد؛ تهران به ترامپ بدبین است
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
طالبان
شیعه و سنی علیه تروریزم تکفیری
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
طالبان
چرا نظام طالبان در تاریخ 500 ساله افغانستان بی‌سابقه است؟
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
پاکستان
نقش دوگانه پاکستان در برابر افغانستان و ایران
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
طالبان
جنایت تکفیری‌ها علیه شیعیان و خاموشی طالبان
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
پاکستان
از هرات تا کویته؛ این کشتار، مصداق نسل‌کشی است
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
امریکا
چرا صلح هر بار در لحظه آخر فرومی‌پاشد؟
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
امریکا
آتش‌بس در ایران، جنایت در لبنان؛ اسرائیل چه می‌خواهد؟
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
امریکا
آیا ایران پایان ابرقدرتی امریکا را رقم زده است؟
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
ناتو
نا امیدی اروپایی‌ها در مورد آینده ناتو
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
طالبان
طالبان و آسیای مرکزی؛ منافع مشترک، نگرانی‌های متقابل
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بی‌طرفانه از جهان در خدمت مردم
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بی‌طرفانه از جهان در خدمت مردم
سیاست حفظ حریم خصوصی            شرایط استفاده
پیوندهای خارجی صرفاً جهت ارجاع ارائه شده‌اند. انصار پرس مسئولیتی در قبال محتوای سایت‌های اینترنتی خارجی ندارد. @ 2025 Ansar Press
ثبات سیاسی ایران در چارچوب بسته؛ فشار معیشتی چه می‌کند؟