google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
چرخش تازهٔ جمعیت علمای اسلام پاکستان در مورد افغانستان
علمای پاکستانی در بیانیهای که پس از نشست روز دوشنبه به رهبری مولانا فضلالرحمان، رهبر جمعیت علمای اسلام، منتشر شد، گفتند که محروم کردن دختران از آموزش هیچ توجیهی در دین اسلام ندارد. آنها از طالبان خواستند نهادهای آموزشی را فورا بهروی دختران باز کنند.
در این بیانیه آمده است که آموزش برای مردان و زنان یک «فریضه دینی» است و تداوم محدودیتها بر تحصیل دختران به جامعه افغانستان، نسلهای آینده و جایگاه بینالمللی این کشور آسیب میزند. روحانیون پاکستانی تاکید کردند که ادامه ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان «خلاف اصول اسلامی است.» در نگاه نخست، چرخش تازهٔ جمعیت علمای اسلام و شخص مولانا فضلالرحمان در حمایت از آموزش دختران در افغانستان زیر سلطه طالبان، اقدامی «انساندوستانه» جلوه میکند؛ اما هر ناظر آگاه به تاریخ سیاسی پاکستان و نقش این جریان در مهندسی افراطگرایی فعال در افغانستان و منطقه، بهخوبی میداند که این موضعگیری بیش از آنکه از یک رویکرد انسانی و اسلامی سرچشمه گرفته باشد، محصول فشارهای ژئوپلیتیک، بحران امنیتی و تنشهای روبهافزایش میان طالبان و دولت پاکستان است. به باور منتقدان، تناقضی که امروز در گفتار این جریان دیده میشود، نه تنها قابل چشمپوشی نیست، بلکه خود نشانهای از بحران عمیقتری است که پاکستان با آن روبهرو شده: هیولایی که سالها پروراند، اکنون دامن خودش را گرفته است. چه کسی میتواند انکار کند که جمعیت علمای اسلام و رهبر آن، مولانا فضلالرحمان، دههها از طالبان بهعنوان «مجاهدان راه حق» یاد کردند؛ مدارس مذهبی وابسته به این جریان، هزاران جوان پاکستانی و افغان را برای جنگ در افغانستان بسیج کردند، و خطبهها و منابرشان به میدان تبلیغ جهاد ادعایی، مشروعیتبخشیدن به خشونت و توجیه تروریزم تبدیل شده بودند. همین جریان بود که با افتخار، طالبان را «فرزندان فکری» خود میخواند و از هرگونه انتقاد نسبت به رفتارهای افراطی آنان جلوگیری میکرد؛ اما امروز، همانها در بیانیهای تازه میگویند که «محروم کردن دختران از آموزش هیچ توجیهی در اسلام ندارد» و «آموزش برای مردان و زنان فریضه دینی است». این تغییر لحن ناگهانی، نه تحول فکری است و نه بازگشت به اصول اسلامی؛ بلکه واکنشی است به بحرانی که سیاستهای گذشتهٔ خودشان ایجاد کرده است. واقعیت این است که پاکستان سالها از طالبان بهعنوان ابزار نفوذ خود در افغانستان استفاده کرد. پیش از این، شماری از سیاستمداران افغان از جمله حامد کرزی؛ رییس جمهور پیشین و رحمتالله نبیل؛ رییس اسبق امنیت ملی، بارها گفتهاند که حتی ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان نیز با تحریک و فشار برخی حلقات پاکستانی صورت میگیرد تا افغانستان عقبمانده، وابسته و بیثبات باقی بماند. اگر این ادعا را کنار سابقهٔ تاریخی حمایتهای آشکار و پنهان اسلامآباد از گروههای افراطی بگذاریم، تناقض امروز فضلالرحمان و همفکرانش روشنتر میشود: همان کسانی که دیروز دختران افغان را قربانی پروژههای ژئوپلیتیک خود میکردند، امروز ناگهان مدافع حقوق آنان شدهاند. آنها اگر در ادعای خود صادق هستند، چرا در زمان جنگ طالبان علیه دولت پیشین افغانستان، ممنوعیت آموزش دختران در مناطق تحت سیطره آنها را نادیده میگرفتند؟ چرا در برابر سوزاندن مکاتب توسط طالبان با استفاده از تسلیحات و مهمات پاکستانی، سکوت میکردند؟ واقعیت این است که طالبان پاکستان (TTP) اکنون به تهدید مستقیم امنیت ملی پاکستان تبدیل شده است. حملات پیدرپی، نفوذ گسترده در مناطق قبایلی، و ناتوانی دولت در مهار این گروه، اسلامآباد را به نقطهٔ انفجار رسانده است. طالبان افغانستان نیز برخلاف انتظار اسلامآباد، حاضر به همکاری جدی برای مهار تیتیپی نیست. در چنین شرایطی، جمعیت علمای اسلام تلاش میکند با فشار اخلاقی و دینی بر طالبان افغانستان، آنان را وادار به امتیازدهی کند. حمایت از آموزش دختران، در این چارچوب، نه یک موضع اصولی، بلکه ابزاری برای فشار سیاسی است. این چرخش، هرچند ظاهراً مثبت، اما در عمق خود اعترافی تلخ است: سیاست «پرورش افراطگرایی برای عمق استراتژیک» شکست خورده و اکنون به تهدیدی برای خود پاکستان تبدیل شده است. فضلالرحمان و همفکرانش امروز از آموزش دختران سخن میگویند، اما هیچگاه مسئولیت تاریخی خود در گسترش افراطگرایی، مشروعیتبخشیدن به خشونت و تبدیل مدارس دینی به کارخانههای تولید تروریست را نپذیرفتهاند. آنان هنوز توضیح ندادهاند که چگونه دههها حمایت از طالبان با اصول اسلامی سازگار بود، اما امروز محرومیت دختران از آموزش «خلاف اسلام» شده است؟! این تناقض، نه تنها نشانهٔ بحران اخلاقی و فکری این جریان است، بلکه هشدار جدی برای پاکستان نیز محسوب میشود. کشوری که سالها با آتش افراطگرایی بازی کرد، اکنون در آستانهٔ سوختن در همان آتش قرار گرفته است. اگر اسلامآباد و جریانهای مذهبی آن واقعاً به دنبال اصلاح هستند، باید پیش از هر چیز مسئولیت گذشتهٔ خود را بپذیرند، شبکههای تولید افراطگرایی را برچینند و از استفادهٔ ابزاری از دین برای اهداف سیاسی دست بردارند. در غیر این صورت، حمایت امروز آنان از آموزش دختران نیز چیزی بیش از یک تاکتیک موقت نخواهد بود؛ تاکتیکی که نه طالبان را تغییر میدهد و نه پاکستان را از خطر افراطگرایی نجات میدهد. حامد احمدی
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





