google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
چگونگی باز تعریف معادلات منطقهای و جهانی توسط هند و روسیه
روابط هند و روسیه که ریشه در بیش از هفت دهه همکاری استراتژیک دارد، امروز در پرونده افغانستان به یکی از مؤلفههای کلیدی معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه و جهان تبدیل شده است. از دوران جنگ سرد تا عصر طالبان، دهلی نو و مسکو همواره افغانستان را نهتنها یک بحران منطقهای، بلکه گرهگاهی تعیینکننده در موازنه قدرت جهانی تلقی کردهاند.
پس از استقلال هند در سال 1947، این کشور با وجود پیروی از سیاست عدم تعهد، همکاری عمیق سیاسی، اقتصادی و نظامی با اتحاد جماهیر شوروی برقرار کرد؛ همکاریای که در جنگ 1971 هند و پاکستان و شکلگیری بنگلادیش به اوج رسید. در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی نیز هند با اتخاذ سکوت دیپلوماتیک و خودداری از محکومسازی مسکو در سازمان ملل، عملاً در کنار شریک استراتژیک خود ایستاد. پس از فروپاشی شوروی، هند و روسیه بههمراه ایران، ائتلافی غیررسمی علیه طالبان شکل دادند و تا سقوط آنها در سال 2001 از جبهه متحد شمال حمایت کردند. این همکاری نشان داد که افغانستان برای هر دو کشور، بخشی از امنیت ملی فراتر از مرزهایشان است. پس از توافق بن، هند با سرمایهگذاری نزدیک به سه میلیارد دالر در زیرساختها، آموزش، صحت و نهادسازی، به یکی از مهمترین بازیگران غیرنظامی افغانستان تبدیل شد؛ اقدامی که هدف آن مهار نفوذ پاکستان و تثبیت نقش هند بهعنوان قدرت مسئول منطقهای بود. روسیه نیز با ارسال تجهیزات نظامی، کمکهای بشردوستانه و بخشش بدهیهای کابل، نقش یک بازیگر امنیتمحور را ایفا کرد. با بازگشت طالبان به جنگ و ظهور داعش خراسان، بهویژه در شمال افغانستان، نگرانیهای روسیه تشدید شد. مسکو برای جلوگیری از سرایت افراطگرایی به آسیای مرکزی، گفتگو با طالبان را آغاز کرد و همزمان در قالب «فرمت مسکو» تلاش کرد ابتکار عمل دیپلوماتیک را در دست گیرد. پس از تسلط طالبان بر کابل، هند و روسیه رویکردهای متفاوت اما مکملی در پیش گرفتند. هند، با تأکید بر حقوق بشر، حکومت فراگیر و دموکراتیک، از بهرسمیت شناختن طالبان خودداری کرد، اما با حفظ سفارت در سطح فنی، ارسال کمکهای بشردوستانه و میزبانی نشستهای امنیتی منطقهای، جایگاه خود را در معادلات افغانستان حفظ نمود. در مقابل، روسیه با رویکردی واقعگرایانه، مسیر عادیسازی کامل روابط با طالبان را پیمود و در سال 2025 بهعنوان نخستین کشور جهان، این رژیم را بهرسمیت شناخت. هدف مسکو، جلوگیری از نفوذ غرب، مهار داعش خراسان و تبدیل افغانستان به حلقه اتصال پروژههای ترانزیتی اوراسیا است. بیانیه مشترک رهبران هند و روسیه در دسمبر 2025 در دهلی نو نشان داد که افغانستان همچنان نقطه تلاقی منافع دو قدرت بزرگ غیرغربی است. هر دو کشور بر مبارزه با تروریزم، هماهنگی امنیتی و کمکهای بشردوستانه تأکید دارند، اما با اولویتهای متفاوت: هند نگران استفاده گروههای ضد خود از خاک افغانستان است و تلاش میکند از طریق دیپلوماسی نرم و کمکهای انسانی نفوذ مردمی خود را حفظ کند. روسیه تمرکز خود را بر امنیت آسیای مرکزی و مدیریت تهدیدهای فراملی گذاشته و از سازوکارهای چندجانبه اوراسیایی بهره میبرد. با وجود تفاوتهای تاکتیکی، دهلی نو و مسکو افغانستان را یکی از میدانهای اصلی رقابت و همکاری در نظم در حال گذار جهانی میدانند. آینده افغانستان، نهتنها سرنوشت یک کشور، بلکه معیاری برای سنجش توانایی قدرتهای منطقهای در شکلدهی به موازنه جدید جهانی خواهد بود. مهدی نوری
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





