google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
بهرهبرداری طالبان از انفعال جهان در برابر بحران افغانستان
شورای امنیت سازمان ملل روز چهارشنبه 19 قوس نشستی درباره وضعیت افغانستان برگزار خواهد کرد. این جلسه در بحبوحه نگرانیهای فزاینده بینالمللی در مورد محدودیتهای حقوق بشر، چالشهای بشردوستانه و خطرات تروریزم برگزار میشود.
انتظار میرود طیف گستردهای از چالشهای سیاسی، حقوق بشری، بشردوستانه، اجتماعی و اقتصادی افغانستان در این نشست مورد بحث قرار گیرد. اکثر اعضای شورای امنیت سازمان ملل در نشستهای قبلی، نگرانیهای خود را درباره سیاستهای طالبان و وضعیت حقوق بشر در افغانستان مطرح کردهاند. طالبان نشستهای جهانی را به دلیل عدم مشارکت نمایندگانشان در سازمانها و نشستهای بینالمللی بیاثر دانسته و خواستار تعامل مستقیم کشورها با اداره خود هستند. نشست شورای امنیت درباره افغانستان در حالی برگزار میشود که به باور منتقدان، انفعال جامعه جهانی در قبال افغانستان نه تنها یک ضعف دیپلوماتیک، بلکه یک بیعملی غیرمسئولانه در قبال سرنوشت رقتانگیز مردم کشور است. شورای امنیت سازمان ملل که باید ستون اصلی صلح و امنیت جهانی باشد، در برابر سلطه طالبان به نهادی بیاثر و منفعل تبدیل شده است. نشستهای مکرر این شورا، از جمله نشست قریب الوقوع، چیزی جز تکرار نگرانیها و صدور بیانیههای بیخاصیت نیست؛ بیانیههایی که هیچ ضمانت اجرایی ندارند و طالبان بهدرستی آنها را بیاثر میخوانند. بدیهی است که این بیعملی، طالبان را جسورتر کرده و به آنان فرصت داده تا با خاطری آسوده، سیاستهای زنستیزانه، سرکوبگرانه و ضد حقوق بشری خود را ادامه دهند، بیآنکه بیمی از واکنش جدی جهانی داشته باشند. در این میان، تضاد منافع قدرتهای بزرگ، بهویژه میان اعضای دائم شورای امنیت، افغانستان را به قربانی بازیهای ژئوپلیتیک بدل کرده است. امریکا، روسیه و چین هر یک افغانستان را از زاویه منافع خود مینگرند و همین اختلافات مانع از شکلگیری اجماع عملی برای اقدام قاطع میشود. نتیجه این است که شورا به جای تصمیمات الزامآور، به محفل گفتگو و نمایش دیپلوماتیک تقلیل یافته است. این ناکارآمدی ساختاری، طالبان را در موقعیتی قرار داده که میتوانند با اعتماد به نفس بیشتری سلطه خود را تثبیت کنند و حتی کشورهای مختلف را به تعامل مستقیم با ادارهشان وادارند، بیآنکه هیچ تغییری در سیاستهای سختگیرانه خود ایجاد کنند. کارشناسان میگویند که رویکردهای دوگانه کشورهای مختلف نیز به بحران دامن زده است. دولتهایی که در ظاهر سیاستهای طالبان را محکوم میکنند، در عمل به دلیل نگرانی از موج مهاجرت، تهدید تروریزم یا منافع اقتصادی، به تعامل غیررسمی با طالبان روی میآورند. این تناقض آشکار، طالبان را به این نتیجه رسانده که فشارهای بینالمللی صرفاً نمادین است و دیر یا زود کشورها واقعیت سلطه آنان را خواهند پذیرفت. همین برداشت موجب شده تا طالبان نشستهای جهانی را بیاثر بخوانند و خواستار تعامل مستقیم شوند؛ خواستهای که برخی کشورها عملاً به آن تن دادهاند. پیامدهای این وضعیت برای مردم افغانستان فاجعهبار است. میلیونها نفر با ناامنی غذایی، فقر شدید و محرومیت از خدمات اولیه دستوپنجه نرم میکنند. زنان و دختران از آموزش و کار محروم شدهاند و آینده یک نسل در حال نابودی است. در چنین شرایطی، نشستهای شورای امنیت که صرفاً به تکرار نگرانیها بسنده میکنند، برای مردم افغانستان هیچ تغییر واقعی ایجاد نمیکنند و بیشتر به یک نمایش بیروح شبیهاند. این بیعملی، احساس بیپناهی و ناامیدی را در میان مردم تقویت کرده و طالبان را قادر ساخته تا با استفاده از خلأ سیاسی و دیپلوماتیک، کنترول خود را تحکیم کنند. آگاهان مسایل امنیتی نیز هشدار میدهند که این انفعال، خطرناک است. افغانستان تحت سلطه طالبان بار دیگر میتواند به مأمن گروههای تروریستی بدل شود. هشدارهای مکرر درباره فعالیت داعش و دیگر گروههای افراطی نشان میدهد که بیعملی کنونی نه تنها مردم افغانستان، بلکه امنیت منطقه و جهان را تهدید میکند. با این حال، شورای امنیت به دلیل همان تضاد منافع و ساختار ناکارآمد، قادر به تدوین راهبردی جامع برای مقابله با این تهدیدها نیست. این وضعیت یادآور ناکامیهای مشابه شورا در قبال سوریه، یمن و فلسطین است؛ جایی که بیعملی و صدور بیانیههای غیرالزامآور جایگزین اقدام عملی شده است. طالبان با هوشیاری از این شرایط بهرهبرداری میکنند. آنان با تأکید بر بیاثر بودن نشستهای جهانی و ضرورت تعامل مستقیم، تلاش دارند مشروعیت خود را بهطور غیررسمی تثبیت کنند. این بازی سیاسی، بهرهبرداری آشکار از ضعف و تناقضهای جامعه جهانی است؛ زیرا طالبان میدانند که کشورها به دلیل نگرانیهای امنیتی و انسانی ناگزیر به نوعی تعامل خواهند شد، حتی اگر به رسمیت شناختن رسمی آنان را به تعویق بیندازند. این فرصتطلبی طالبان، نتیجه مستقیم بیعملی و بیمسئولیتی جامعه جهانی است. به این ترتیب، بحران افغانستان امروز آینه تمامنمای ناکارآمدی ساختارهای جهانی است. شورای امنیت که باید نهادی برای اقدام قاطع باشد، به دلیل تضاد منافع و رویکردهای دوگانه اعضا، عملاً به نهادی بیاثر بدل شده است. این ناکارآمدی نه تنها مردم افغانستان را در وضعیت حاد کنونی رها کرده، بلکه طالبان را قادر ساخته تا از انفعال جهان بهرهبرداری کنند و سلطه خود را تثبیت نمایند. اگر این روند ادامه یابد، پیامدهای آن فراتر از مرزهای افغانستان خواهد رفت و امنیت منطقهای و جهانی را با تهدیدهای جدی مواجه خواهد ساخت. افق
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





