google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
شکست 144 میلیارد دالری امریکا در افغانستان
اداره بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار) در گزارش نهایی خود گفته که از سال 2002 تا اواسط 2021 حدود 144٫7 میلیارد دالر برای بازسازی افغانستان اختصاص یافت، اما این ماموریت که هدف آن ایجاد یک دولت باثبات و دموکراتیک بود، بدون دستیافتن به این اهداف پایان یافت.
در این گزارش آمده که کنگره امریکا از سال 2002 تا 30 جون 2025 در مجموع حدود 148٫2 میلیارد دالر برای بازسازی افغانستان تصویب کرده که 144٫7 میلیارد دالر آن تا پیش از سقوط حکومت جمهوری در میانه 2021 اختصاص یافته است. سیگار میگوید چنین حجمی، از هزینه برنامه مارشال پس از جنگ جهانی دوم (با درنظر گرفتن تورم) بیشتر بوده است. سیگار گفته است بیش از نیمی از این پول، یعنی بیش از 77٫9 میلیارد دالر آن به بخش امنیتی افغانستان اختصاص یافت، نزدیک به 36٫3 میلیارد دالر برای حکومتداری و توسعه، 4٫7 میلیارد دالر برای کمکهای انسانی و 9٫4 میلیارد دالر برای مبارزه با مواد مخدر مصرف یا تعهد شده بود. با توجه به این گزارش، منتقدان میگویند که شکست 144 میلیارد دالری امریکا در افغانستان نه تنها یک ناکامی مالی؛ بلکه یک رسوایی تاریخی است که نشان میدهد قدرت نظامی و اقتصادی به تنهایی قادر به ساختن یک دولت باثبات و کارآمد نیست حتی اگر هزینههای آن 144 میلیارد دالر در 20 سال، بالغ شود. گزارش نهایی اداره بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان، سیگار، به وضوح تایید میکند که از سال 2002 تا 2021 بیش از 144 میلیارد دالر برای بازسازی افغانستان هزینه شد، اما هیچیک از اهداف اصلی این پروژه محقق نشد. این پول هنگفت حتی از هزینه برنامه مارشال پس از جنگ جهانی دوم، با در نظر گرفتن تورم، بیشتر بود؛ اما اگر برنامه مارشال اروپا را از خاکستر جنگ بیرون کشید، پروژه افغانستان، میلیونها نفر را به خاکستر نشاند. نکته قابل تامل این است که بیش از نیمی از این پول، یعنی حدود 77 میلیارد دالر، صرف بخش امنیتی شد؛ اما ارتش و پولیس افغانستان که با این هزینه هنگفت ساخته شده بودند، در برابر طالبان ظرف چند هفته فروپاشیدند. این فروپاشی نشان داد که میلیاردها دالر نه برای امنیت واقعی مردم، بلکه برای پر کردن جیب پیمانکاران نظامی و شرکتهای اسلحهسازی و مهره های فاسد و مزدور داخلی خرج شد. نتیجه آن بود که ساختار امنیتی افغانستان در عرض چندروز متلاشی شد و یک گروه آماتور با موترسایکل و کلاشینکوف، کنترول کشور را بدست گرفت. این شکست امنیتی، نماد بارز فساد و ناکارآمدی در پروژهای بود که قرار بود ستون فقرات دولت جمهوری در افغانستان باشد. بخش حکومتداری و توسعه نیز با بیش از 36 میلیارد دالر هزینه، به جای ایجاد یک دولت کارآمد، تنها یک ساختار پوشالی و وابسته به کمکهای خارجی تولید کرد؛ دولتی که حتی توان پرداخت معاش کارمندانش را بدون کمک خارجی نداشت، چگونه میتوانست ادعای کارآمدی، ثبات و استقلال داشته باشد؟ این پولها در واقع به شبکههای فساد تزریق شد و نتیجه آن چیزی جز بیاعتمادی عمومی و فروپاشی مشروعیت سیاسی نبود. مردم افغانستان به چشم خود دیدند که میلیاردها دالر هزینه شد، اما زندگی روزمره آنان تغییری نکرد و دولت همچنان درگیر فساد و ناکارآمدی باقی ماند. در این میان، کمکهای انسانی، سهمی ناچیز داشت. تنها 4٫7 میلیارد دالر برای کمکهای انسانی اختصاص یافت؛ رقمی خندهدار در برابر ده ها میلیارد دالری که صرف جنگ و فساد شد. این نشان میدهد که مردم افغانستان هرگز در اولویت نبودند. آنچه برای امریکا اهمیت داشت، پروژههای نظامی و سیاسی بود، نه نجات جان انسانها یا بهبود شرایط زندگی آنان. چه بسا به عقیده آگاهان، این بیتوجهی به نیازهای واقعی مردم، یکی از دلایل اصلی شکست پروژه بازسازی بود. مبارزه با مواد مخدر نیز با وجود 9٫4 میلیارد دالر هزینه، به یک شکست کامل تبدیل شد. افغانستان همچنان بزرگترین تولیدکننده تریاک جهان باقی ماند. این یعنی پولها یا حیفومیل شد یا عملاً به شبکههای مافیایی قدرت داد. امریکا نخواست یا نتوانست حتی در این حوزه کوچک، تغییری پایدار ایجاد کند. نتیجه آن بود که اقتصاد مواد مخدر همچنان به عنوان یکی از منابع اصلی درآمد گروههای تروریستی و ارتش های اشغالگر باقی ماند و ثبات کشور را بیشتر به خطر انداخت. این شکستها پیامدهای سیاسی و اخلاقی عمیقی داشت. امریکا با این پروژه نشان داد که دموکراسی وارداتی چیزی جز یک شعار دروغین نیست. تلاش برای ملتسازی از بیرون، بدون درک فرهنگی و اجتماعی، تنها به وابستهسازی کامل و تخریب ساختار اجتماعی منجر میشود. مقایسه کمکهای مالی به افغانستان با برنامه مارشال یک تحقیر تاریخی است. برنامه مارشال اروپا را از خاکستر جنگ جهانی بیرون کشید و زمینهساز رشد اقتصادی و ثبات سیاسی شد؛ اما پروژه های بازسازی افغانستان تنها فساد، وابستگی و فروپاشی به بار آورد. این تفاوت نشان میدهد که مشکل نه در حجم پول، بلکه در ماهیت پروژهها و اهداف پشت پرده آن بود. برنامه مارشال بر پایه همکاری و نیازهای واقعی مردم اروپا بنا شده بود، در حالی که پروژههای افغانستان بر پایه منافع نظامی و سیاسی امریکا و متحدانش طراحی شده بود. در نهایت، شکست 144 میلیارد دالری امریکا در افغانستان یک درس تاریخی است: قدرت نظامی و پول هنگفت نمیتواند جایگزین درک فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شود. ملتسازی با سلاح و دالر، تنها باتلاق میسازد. امریکا با این شکست ثابت کرد که حتی بزرگترین قدرت جهان نیز میتواند در برابر واقعیتهای پیچیده یک جامعه متفاوت، زمینگیر شود. این شکست باید به عنوان یک هشدار برای همه کشورهایی باشد که خیال دارند با پول و زور، دموکراسی و صلح صادر کنند. افغانستان نشان داد که چنین پروژههایی نه تنها شکست میخورند، بلکه هزینههای انسانی و مالی و شرمساری اخلاقی سنگینی برجای میگذارند. به باور منتقدان، این رسوایی تاریخی، لکهای پاکنشدنی بر کارنامه امریکا است. میلیاردها دالر خرج شد تا ثابت شود که ملتسازی وارداتی یک توهم است. مردم افغانستان قربانی این توهم شدند و امریکا با خروج شتابزدهاش تنها اعتراف کرد که شکست خورده است؛ شکستی که ترامپ آن را شرم آورترین لحظه تاریخ امریکا می نامد و به عنوان یک دیکتاتور تمامیت خواه همچنان از آن رنج می برد. حامد احمدی
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





