google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
مسوول حمله به شهروندان چین در تاجکستان کیست؟
شهروندان چین در نقاط مرزی افغانستان ـ تاجکستان در کمتر از یک هفته در دو نوبت هدف حملههای پهپادی و مسلحانه قرار گرفتهاند که منجر به مرگوجراحت 10 تن شده است. روز گذشته هم سراجالدین مهرالدین، وزیر خارجه تاجکستان، با مولوی امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، درباره این دو رویداد گفتگوی تلیفونی کرده است. بیانیههای صادرشده ازسوی چین، تاجکستان و طالبان تا کنون بیشتر سیاسی بوده و خواننده را به درک فهم ابعاد پنهان ماجرا یاری نمیرساند.
تنها نکتهای که روشنتر از آفتاب است، منشأ حملههاست: افغانستان زیر اداره رژیم طالبان. بهفرض که حملهها از جانب طالبان سازماندهی و اجرا نشده باشد، باز هم مقصر درجه اول هستند؛ هم ازاینرو که به گروههای هراسافکن خارجی پناه دادهاند و هم ازاینرو که نخواستهاند یا نتوانستهاند مانع حملهها شوند. چه بسا که با توجه به فقدان نظمونسق در رژیم طالبان، فرماندهان محلی آنها در مناطق مرزی، خود کارگزاران و عاملان اصلی اینگونه حملههای فرامرزی باشند، بدون آنکه مسوولیت را بر عهده گیرند. به همین خاطر، اگر این حملهها به هر گروه و کشوری نسبت داده شود، از حجم مسوولیت طالبان کاسته نمیشود. طالبان هم قبول کردهاند که حملهها از قلمرو حاکمیت رژیمشان انجام شده است، ولی مسوولیت را نپذیرفتهاند که طبیعی هم است؛ ضمن آنکه عاملان هردو رویداد را هم شناسایی و معرفی نکردهاند. نفس پذیرش این نکته که افغانستان منشأ حملات بوده است، بهمعنای ناکامی طالبان در تامین امنیت مرزها و عدم تسلط انحصاری حکومت آنها بر کل قلمرو افغانستان است. افزون بر آن، اظهارات امیرخان متقی در صحبت با وزیر خارجه تاجکستان نیز معنادار است: «در ماههای اخیر فضای اعتماد در همکاریهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی میان دو کشور شکل گرفته است، اما برخی حلقهها میکوشند این روند مثبت را تخریب و روابط را دچار تنش کنند.» معنای حرف متقی این است که حلقات خاصی (مشخص نیست کدام گروهها و کشورها) به دنبال تخریب رابطه تاجکستان و طالبان اند که بهزعم او، در این اواخر به گرمی گراییده است. حالا اگر صحت ادعای متقی را مفروض بگیریم، چند احتمال مطرح میشود: 1- دو گروه ضد دولت تاجکستان بهنامهای جماعت انصارالله و جنبش طالبان تاجکستانی که در شمالشرق افغانستان حضور دارند، احتمال دخالتشان در سازماندهی و اجرای حملهها متصور است. طالبان حضور این گروهها در افغانستان را انکار نکردهاند، ولی پیوسته ادعا کردهاند که خاک افغانستان توسط آنها علیه سایر کشورها استفاده نخواهد شد؛ ادعایی که پیهم باطل از آب درآمده است. دولت تاجکستان از ناحیه دو گروه فوق، هراس در دل دارد و طالبان هم برای مهار آنها کاری نکردهاند. ظاهراً گروههای هراسافکن تاجکی از گرمشدن رابطه طالبان و تاجکستان میترسند و خودشان را قربانی این دوستیِ احتمالی میخوانند. لذا تخریب بیشتر این رابطه لرزان و نیمبند، خوشایند مخالفان مسلح دولت تاجکستان است. اگر این احتمال درست باشد، عدم مهار گروههای نامبرده از سوی طالبان، سوالی است که تا کنون پاسخ نیافته است. بهنظر میرسد که ترجیح طالبان بر حفظ موازنه میان دولت تاجکستان و مخالفان مسلح آن است؛ ترفندی که در باب پاکستان و تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) هم بهکار گرفتهاند، ولی بهجای آنکه موثر واقع شود، تبدیل به معضل بزرگ شده است. 2- احتمال دخالت پاکستان در ماجرا نیز میتواند متصور باشد. باز هم تاکید میشود در صورت درستی ادعای امیرخان متقی. در این شکی نیست که پاکستان حداقل در مقطع فعلی، خواستار اعمال فشار سنگین بر طالبان از سوی کشورهای منطقه است. در این میان، تاجکستان بهحیث کشوری حامی مخالفان طالبان که در برابر تروریزم خیلی حساس است، اگر تن به تعامل با طالبان دهد، موجب ناراحتی پاکستان میشود. برای همین هم محتوای بیانیه پاکستان در مقایسه با بقیه کشورها (حتا چین و تاجکستان) در پیوند به حملههای مورد بحث، روشن، رسا و حاوی نکات قابلاعتنا بود. اکنون برای آنکه دوشنبه از تلاشهای اخیرش برای تعامل با طالبان منصرف شود، استفاده از خاک افغانستان علیه منافع آن، یک گزینه است. اگر این احتمال درست باشد، باز هم ادعای تسلط مطلق طالبان بر کل قلمرو افغانستان در معرض پرسش جدی قرار میگیرد. طالبان هم در نهان بر پاکستان مشکوکند، ولی سعی میکنند دم بر نیاورند. برای نمونه، وقتی رحمانالله لکنوال، باشنده ولایت خوست افغانستان، در واشنگتن گل به آب داد، سهیل شاهین، نماینده طالبان در قطر، در صحبت با یک رسانه خارجی خواستار تحقیق مستقل و بیطرفانه درباره دخالت احتمالی پاکستان در ماجرا شد. بهزعم شاهین، پاکستان با استخدام آدمهایی چون لکنوال میخواهد طالبان را بدنام سازد و از احیای رابطه آنها با امریکا جلوگیری کند. 3- اویغورها یا اعضای جنبش اسلامی ترکستان شرقی نیز میتوانند شریک ماجرا باشند، به این دلیل که شهروندان چینی هدف حملهها بودهاند. وقتی این احتمال درست باشد، باز هم همان سوالی که در باب گروههای ضددولت تاجکستان مطرح شد، درباره حضور و فعالیت اویغورها در افغانستان هم مطرح است. نکته قابلتوجه این است که اگر واقعاً گروههایی از جنس اویغورها و طالبان تاجکستانی، عاملان حملهها باشند، مجهزشدنشان با تجهیزات مدرن نظامی برای راهاندازی حملههای فرامرزی یک سوال جدی است. به احتمال زیاد که پس از برگشت طالبان به قدرت، هراسافکنان خارجی صاحب تجهیزات نظامی شدهاند. وقتی شهروندان چینی هدف قرار میگیرند، ابعاد حملههای اخیر پیچیدهتر مینماید. ازاینرو، عاملیت فرامنطقه را نیز نمیتوان خالی از تاثیر دانست. واقعیت این است که آن عده کشورهایی که با چین در بسی عرصهها در نقاط مختلف دنیا رقابت دارند و از فربهیِ روزافزون این غول نوظهور در رنجند، نمیتوانند تماشاگر قاپیدن منابع زیرزمینی جنوب آسیا و آسیای مرکزی توسط آن باشند. در این میان، شبهنظامیانِ پناهگرفته در سایه رژیم طالبان، رایگان یا هم خیلی ارزان به خدمت گرفته میشوند تا اوضاعواحوال را به ذوق و سلیقه کشورهای بزرگ و پرتوان نابهسامان سازند. کیومرث صمدی
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





