google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
بی پناهی به اسم: مهاجر افغانستانی
مدیران این رسانه ها و برخی مسوولین دولتی برای توهین و تحقیر مهاجرین نه از خدا شرم دارند و نه بنده خدا، آنها آنقدر در رگ و خون شان افراطیت نژادی جاری است که حتی ذرهای از خانواده های شهدای فاطمیون هم شرم نکردند در هفتههای اخیر، هجمهای بیسابقه از سوی برخی رسانههای ایرانی و برخی مسوولین دولتی در ایران علیه مهاجرین افغانستانی به راه افتاده است. این حملات که همزمان با آغاز دولت جدید به ریاست آقای مسعود پزشکیان آغاز شد، اینک به یک موج گسترده از اخراج مهاجرین منجر شده که از نظر حجم، سرعت و گستردهگی، شاید در سطح جهانی اگر بی سابقه نباشد، بیشک کمسابقه است. این روند، نه تنها چالشهای بزرگ انسانی برای مهاجرین ایجاد کرده، بلکه تبعات امنیتی، اخلاقی و دیپلماتیک قابلتوجهی نیز به دنبال خواهد داشت. در ابتدا باید به این نکته اشاره کنیم که بیتردید ریشه بسیاری از مشکلات کنونی مهاجرین افغانستانی در داخل ایران، به بیکفایتی رژیم طالبان بازمیگردد؛ گروهی که نه تنها مسئولیت حقوق شهروندان خود در خارج از کشور را بر عهده نمیگیرد، بلکه در قبال رفتارهای تحقیرآمیز و غیرقانونی ایران سکوتی پیشه کرده است. نبود یک دولت پاسخگو و ملی در افغانستان، مهاجرین را به طعمهای آسان برای انواع تحقیرها، اخراجها و برخوردهای غیرقانونی تبدیل کرده است. اما در عین حال، باید پذیرفت که مانند هر جامعهای، در میان جامعه مهاجر افغانستانی در ایران نیز افرادی هستند که مرتکب جرایم اجتماعی یا حتی امنیتی شدهاند. ما بهعنوان فعالان رسانهای افغانستانی، بارها در سالهای گذشته هشدار دادیم که اعطای ویزا به برخی عناصر دارای گرایشهای افراطی و طالبانی، پیامدهای جدی برای امنیت اجتماعی ایران خواهد داشت. اما متأسفانه در آن زمان، به جای شنیده شدن هشدارها، ما را به غربگرایی و نوکری بیگانگان متهم کردند. در حالی که مهمان خانه های که برای بزرگترین خلاف کاران افغانستان در مشهد با عقاید ضد شیعی و ضد ایرانی مهیا شده بود، در آن زمان متأسفانه به هشدارهای ما توجهی صورت نگرفت. جریانهایی در ایران که از تطهیر طالبان نفع میبردند، امروز بهای سیاستهای کوتاهبینانه خود را با بحران امنیتی و اجتماعی پرداخت میکنند. اما نکته مهم اینجاست: آیا همه مهاجرین باید تاوان اشتباهات عدهای محدود را بدهند؟ چرا باید میلیونها مهاجر بیپناه و زحمتکش، به دلیل عملکرد چند نفر، با اتهاماتی همچون «جاسوس»، «نفوذی» یا «تهدید امنیت ملی» مورد توهین قرار گیرند؟! در روزها و هفتههای اخیر، موجی سازمانیافته از فشارهای رسانهای، اداری و امنیتی، لت و کوب در خیابانها و حتی گزارش پس ندادن پول رهن خانه که مهاجر بیچاره با کار شبانه روزی پس انداز کرده بود، و ظلم های علیه مهاجرین افغانستانی در ایران به جریان افتاده است؛ موجی که نهتنها از سوی برخی رسانهها و چهرههای رسمی در جمهوری اسلامی ایران هدایت میشود، بلکه در همان زمان آغاز بهکار دولت جدید به ریاست آقای دکتر مسعود پزشکیان شروع و اینک به مرحلهای نگرانکننده از طرد، تحقیر و اخراجهای فلهای رسیده است. این اخراجها بدون تردید، یکی از تاریکترین فصلها در تاریخ روابط دو ملت ایران و افغانستان را رقم خواهد زد. ایران در طول سالهای گذشته، میزبان بزرگترین جمعیت مهاجرین افغانستانی در منطقه بوده است، اما نوع برخورد با این مهاجرین - بهویژه در ماههای اخیر - نشان میدهد که برخی از نهادهای مسئول دولت آقای پزشکیان، نهتنها فاقد درک انسانی و دینی نسبت به این واقعیتاند، بلکه با نگاه امنیتی، تحقیرآمیز و بعضاً نژادگرایانه به این مسئله مینگرند. خلأ حمایت دیپلماتیک در سوی دیگر درافغانستان که تحت حاکمیت گروهی تمامیتخواه، متعصب، ناکارآمد و غیرپاسخگو همچون طالبان قرار دارد، طبیعی است که میلیونها نفر از شهروندانش در جستجوی امنیت، آزادی و معیشت، راهی کشورهای همسایه شوند. در میان تمام عوامل، بیکفایتی رژیم طالبان نقش برجستهای در وضعیت نابسامان مهاجرین دارد. حکومتی که نه مشروعیت داخلی دارد، نه مقبولیت بینالمللی، و نه توانایی یا ارادهای برای پیگیری حقوق اتباعش در خارج از کشور. این سکوت خفتبار، فضا را برای سوءاستفاده برخی رسانهها و مسئولین ایرانی فراهم کرده تا با خیالی آسوده، به ترویج گفتمان نفرت و تحقیر علیه مهاجرین بپردازند؛ بیآنکه ترسی از پاسخگویی یا پیگری دیپلماتیک داشته باشند. تعمیم رفتار اقلیت به کل جمعیت هیچ جامعهای خالی از جرم و خطا نیست، و جامعه مهاجر نیز از این قاعده مستثنی نیست. بله، در سالهای گذشته مواردی از جرم، فساد یا حتی نفوذ عناصر افراطی در میان مهاجرین گزارش شده است. اما جای پرسش جدی است: آیا میتوان رفتارهای ناهنجار چند ده یا حتی چند صد نفر را به کل جمعیت چند میلیونی مهاجرین تعمیم داد؟ این رویکرد، نهتنها از منظر حقوقی و اخلاقی نادرست است، بلکه از نظر راهبردی نیز بسیار خطرناک است؛ چراکه منجر به تولید عقده و دشمنی میشود که آسیبهای آن در آینده غیرقابل جبران خواهد بود. سقوط اخلاق رسانهای زیر نقاب دینداری هم چنین در ایران برخی رسانه ها از جمله، روزنامه جمهوری اسلامی که با عنوان مقدس "اسلامی" نیز منتشر میشود، در ماههای اخیر بارها در یادداشتهای خود به مهاجرین افغانستانی تاخته است. مدیران روزنامه جمهوری اسلامی که گویا نهتنها از آموزههای اسلامی بهرهای نبردهاند، از اصول انسانی نیز فاصله گرفتهاند. اینکه میلیونها مهاجر مسلمان را بهصورت جمعی متهم به جاسوسی و تهدید بدانیم، نه تنها با انصاف، بلکه با منطق امنیتی و عقلانی نیز در تضاد است. بلی، رسانههای مانند «جمهوری اسلامی» و برخی مسوولان دولت آقای پزشکیان به پیشگامان هجمه تبدیل شدهاند. رسانهای که با پول بیتالمال باید نماد اخلاق، عدالت و روشنگری باشد، چگونه میتواند در مقالههای متعدد، میلیونها انسان مسلمان، پناهجو و زحمتکش را متهم به جاسوسی، نفوذ، یا تهدید امنیت ملی نماید؟ خدمت این آقایان باید عرض کنیم که آتش نفرتی را که در دل میلیونها مهاجر افغانستانی روشن کردهاید، دامن خیلی ها را خواهد سوختاند. مدیران این رسانه ها و برخی مسوولین دولتی برای توهین و تحقیر مهاجرین نه از خدا شرم دارند و نه بنده خدا، آنها آنقدر در رگ و خون شان افراطیت نژادی جاری است که حتی ذرهای از خانواده های شهدای فاطمیون هم شرم نکردند؛ گروهی که از مهاجرین شیعه افغانستانی تشکیل شده و در سختترین نبردها، جان خود را در راه اهداف ایران فدا کردهاند، شاید با خودشان حساب کردند که دیگر سوریه ای نیست تا نیازی به افغانستانی های وفادار باشد. در حالی که به یاد داریم که تشکیل گروه فاطمیون، تبعاتی سنگین برای شیعیان در داخل افغانستان داشت و باعث شد هر شیعهای در دوره نظام جمهوریت با انگ همکاری با فاطمیون، از فرصتهای مناصب دولتی محروم شدند. امروز بازهم مردم افغانستان مخصوصا شیعیان مظلوم قربانی سیاست های ناعادلانه شده اند، امااین بار قربانی سیاست های ضد مهاجرتی دولت آقای پزشکیان و رسانه های ضد افغانستانی در ایران. خطای امنیتی بزرگ، گمکردن محل نفوذ از منظر امنیتی نیز باید با واقعبینی سخن گفت. حتی اگر بپذیریم که برخی مهاجرین، در سطح بسیار پایین، با نهادهای بیگانه همکاری داشتهاند - که این ادعا نیز تاکنون بدون مستندات معتبر باقی مانده - باید پرسید: آیا این افراد دسترسی به اسرار نظامی، اطلاعاتی یا امنیتی داشتهاند؟ پاسخ روشن است: نه. جاسوس کسی است که میتواند اتاق استراحت مسوولی مانند شهید اسماعیل هنیه را برای ترور افشا کند؛ جاسوس کسیکه از محل دفتر و حضور شهید سید حسن نصرالله را به دشمن ارسال میکند؛ جاسوس کسیکه از نشستهای دروندولتی و تحرکات و اماکن و منازل سرداران شهید خبر دارد و به دشمنان اسلام و مسلمین افشا میکند. اینگونه اطلاعات، نه در اختیار کارگر افغانستانی بیمدرک است، نه در دست کودک مهاجری که در مدرسهای در حاشیه شهر درس میخواند تا الان باید با توهین و تحقیر اخراج شود. وقت آن است که نهادهای امنیتی، بهجای فشار بر اقشار فرودست مهاجر، تمرکز خود را بر نفوذ در سطوح بالای سیاسی و نظامی بگذارند. در اینجا لازم است به دلسوزان و نیروهای مسلمان در بخش امنیتی نظام جمهوری اسلامی ایران عرض بداریم، همانطوری که در بالا ذکر کردیم، ما میدانیم که عدهای از مهاجرین مرتکب تخلفاتی در سطوح مختلف شدهاند، اما واقعا چه لزومی داشت این همه هیاهو و هجمه رسانهای نیز علیه مهاجرین افغانستانی راه اندازی شود؟! آیا فکر نمیکنید که بدون توهین و تحقیر و نوشتن مطالب زشت و غیر اخلاقی بر علیه مهاجرین در رسانه ها نیز میشد اقدام به اخراج اتباع افغانستانی غیر مجاز کرد؟ چرا این همه هیاهو؟ آیا این یک سروصدای گمراه کننده برای نیروهای امنیتی نیست تا همه فکر و اذهان به سوی مهاجرین افغانستانی سوق داده شود و جاسوسان و نفوذیهای که در سطح بالای دولتی مشغول خدمت به اربابان شان هستند، نجات یابند؟ این یک روش خیلی ساده است که خیلی مواقع برای گمره کردن و دور شدن از سوژه اصلی، به کار میرود. پیامدهای اشتباه راهبردی در برابر مهاجرین به هر حال هجمهی برنامهریزیشده علیه مهاجرین افغانستانی، صرفاً یک خطای اخلاقی یا رسانهای نیست؛ بلکه اشتباهی راهبردی در ابعاد منطقهای و تاریخی است. این اقدام میتواند اعتماد دیرینه میان دو ملت را خدشهدار کرده، و برای ایران هزینههای سیاسی و اجتماعی سنگینی در آینده بههمراه داشته باشد؛ بهویژه در دورانی که منطقه با بازآرایی نظم ژئوپلیتیکی و صفبندیهای جدید مواجه است. سخن پایانی مهاجرین افغانستانی، بخشی جدانشدنی از تاریخ معاصر ایران هستند. آنان نهتنها همزبان و همفرهنگ با ایرانیاناند، بلکه در سختترین لحظات، کنار این کشور ایستادهاند؛ چه در دوران جنگ تحمیلی، چه در دفاع از حرم، چه در عرصههای ساختوساز و اقتصاد. روا نیست که امروز، با نگاهی تنگنظرانه، سیاسی و امنیتزده، آنها را از کرامت انسانی و حقوق بنیادین خود محروم کنیم. اخراج گسترده، تحقیر رسانهای و رفتارهای نژادگرایانه نهتنها هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه بذر کینه دشمنی، طرد و گسست اجتماعی را خواهد کاشت؛ کینهای که به این زودیها زدوده نخواهد شد.
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





