google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
عطامحمد نور، جدا شدهٔ دائمی از دوستان قبلی مقام ولایت با تحصیلات ابتدایی! نیاز به دوری از سیاست
با روی کارآمدن نظام جدید در افغانستان، کتله ای از افراد جدیدی در عرصه سیاست افغانستان ظهور کرد. این سیاستمداران نوظهور را می توان به سه دسته عمده تقسیم کرد: کسانی که از کشورهای خارجی به افغانستان برگشتند. عده ای که در داخل شهرهای افغانستان با وجود مشکلات به تحصیلات شان ادامه دادند. و سوم نیروهای جهادی بودند که بعد از بیرون راندن ارتش شوروی سابق و مقاومت در برابر رژیم طالبان، در نظام جدید لباس رزم را از تن بدر کرده و دریشی سیاست را بر تن کردند. در میان این سه دسته از سیاستمداران، آنهایی که از غرب آمده بودند به واسطه٬ ای حمایت دولت های که در افغانستان نیروی نظامی نیز داشتند، توانستند به درجات بالای پست و مقام دولتی نایل گردند، ولی آنهایی که در داخل درس خوانده بودند، بیشتر در بخش٬ های متوسط مدیریت های اداری به کار گماشته شدند. در این میان سیاستمدارانی که سابقه جهادی داشتند داستانی متفاوت نسبت به بقیه دارند. این عده از مجاهدین سابقه و سیاستمداران فعلی را به سه گروه می توان تقسیم کرد:
در این مقاله نمی خواهیم عملکرد فرد فرد سیاستمداران افغانستان را بررسی کنیم، و تمام این دسته های نامبرده شده را توضیح دهیم، اما آنچه که باعث شد این نوشته به رشته٬ ی تحریر درآید، اوضاع سیاسی این٬ روزهای عطامحمد نور، که با گذشتهٔ نه چندان دور وی تفاوت ۱۸۰درجه دارد، می باشد. اما چه شد که عطامحمد نور، دشمن سرسخت اشرف غنی و حنیف اتمر که آنها را با شدیدترین الفاظ مورد حمله قرار می داد و حتی اتهامات بزرگ سیاسی، امنیتی و اخلاقی به آنان می زد؛ با ارگ وارد مذاکره شد، به تیم اتمر پیوست و سپس نزدیک ترین دوستان و هم حزبی های خودش را دشمن نامید و در مقابل آنان ایستاد!؟ برای شناخت بهتر اخلاق و خصوصیات آقای نور بهتر است مقداری عقب تر برگردیم و مروری بر گذشتهٔ وی داشته باشیم.
تحصیلات عطامحمد نور عطا محمدنور پسر حاجى نور محمد در سال ١٣٤٣ هجرى در شهر مزار شريف مرکز ولايت بلخ تولد شده است. وی ازدواج کرده، يک خانم، پنج پسر و دو دختر دارد. تعليمات ابتدائى خود را تا صنف هشت، در مکتب قاضى حميدالدين شهر مزار خوانده است و بعد از آن در سال ١٣۶۲هجرى از ليسۀ باختر اين شهر فارغ گرديده است.(سایت ولایت بلخ) و از ۱۹ سالگی به جمع مجاهدین پیوست. (ویکی پیدیا) البته خبرگزاری پژواک تاریخ فارغیت وی را ۱۳۸۳هجری نوشته است. اما بخش تحصیلات عالی آقای نور متفاوت تر است. سایت ولایت بلخ در بخش زندگی نامه عطامحمد نور نوشته است: «(نور) پس از پیروزی جهاد و مقاومت به ادامه تحصیلات خویش پرداخت. علوم سیاسی را در دانشگاه دولتی تاجیکستان (فارغ) گردید و در سال ۱۳۹۱ خورشیدی برابر با ۲۰۱۲ میلادی، حقوق تجارت بین المللی را تا سطح ماستری فراگرفت... در حال حاضر محصل مقطع دکترا در دانشگاه دولتی تاجیکستان است.» از سوی دیگر وب سایت پژواک نوشته است که: «عطامحمد نوردر سال ١٣٨٧ بعد از تحصيلات به سطح لیسانس در بعضى دانشگاه هاى امريکا در سال ١٣٩١ هجرى، ماسترى خود را در بخش حقوق رشتۀ تجارت بين المللى بدست آورده» ما در هیچ وب سایت رسمی پیدا نکردیم که ایشان در چه سالی تحصیلات عالی خودشان را در دانشگاه برای دورهٔ لیسانس آغاز کرده و یا در چه سالی های در تاجیکستان مصروف تحصیلات عالی بودند و اگر آنگونه که پژواک نوشته، وی تحصیلات لیسانس خود را در سال ۱۳۸۷ آغاز کرده باشد، معمولا رشتهٔ علوم سیاسی ۴ ساله است و هنوز البته هیچ جا نیامده است که آقای نور، رشتهٔ علوم سیاسی را با کدام گرایش و یا در کدام دیپارتمنت خوانده اند، اما به هر صورت آنگونه که در بالا به نقل از منابع آمده است و آنطور که می توان برداشت کرد، آقای نور در سال چهارم دوره لیسانس خودش، دورهٔ ماستری را نیز در همان سال در کشور دیگری با فرسنگ ها فاصله آغاز کرده بودند. اگر اینگونه فرض کنیم که آقای نور در سال ۱۳۸۷ دورهٔ لیسانس خود را به پایان رسانیده و در سال ۱۳۹۱ اسناد ماستری را کسب کرده، باید نتیجه گرفت که ایشان حداقل از سال های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۱ مصروف تحصیلات عالی در کشورهای تاجیکستان و امریکا بوده اند. حالا چه ساعاتی را بعنوان والی بلخ فعالیت می کردند و چه ساعاتی را در امریکا یا تاجیکستان درس می خواندند! بماند.
رسیدن به ولایت با تحصیلات ابتدایی:
این در حالی بود که نظر به منابع، آقای نور در آن دوره تنها فارغیت صنف ۱۲ مکتب را با خود داشت.
بازهم با توجه به منابع، آقای نور تنها با دوازده صنف تحصیلات آن هم در ۱۹ سال قبل از آن، به عنوان والی یک ولایت مهم رسید.
فعالیت های جهادی و رسیدن به ولایت بلخ همانگونه که آمده است، عطامحمد نور در سن ۱۹ ساله گی و بعد از فارغیت صنف ۱۲ مکتب، به مجاهدین حزب جمعیت اسلامی پیوست. اینجا یک نکته قابل ذکر است که در زمان رژیم کمونیستی معمولا بعد از صنف ۱۲ وظیفهٔ سربازی برای آقایان به صورت اجباری بود؛ یعنی مردمی که در قلمرو تحت حاکمیت رژیم کمونیستی زنده گی می کردند سه انتخاب داشتند: پیوستن به ارتش کمونیستی، مهاجرت و یا هم پیوستن به مجاهدین. عطامحمد نور در زمان تأسیس جنبش ملی اسلامی افغانستان در سال ۱۳۷۱ به رهبری جنرال عبدالرشید دوستم از اعضای مؤسس این جریان بود و به عنوان اولین نایب رئیس این حزب انتخاب شد. اما یک سال بعد از جنبش جدا شده و در زمستان ۱۳۷۲ جنگ خونینی با نیروهای دوستم برای کنترل شهر مزارشریف داشت.(ویکی پدیا) اما در پاییز ۱۳۸۰ نیروهای عطا نور و دوستم با همکاری یکدیگر طالبان را از مزارشریف بیرون راندند.(ویکی پدیا) پس از سقوط طالبان و برقراری جمهوری اسلامی افغانستان به ریاست حامد کرزی دوباره عطامحمد نور و دوستم به صورت دشمنان یکدیگر درآمده و نیروهای تحت امر آن ها با استفاده از نیروهای زرهی و توپخانه چندین بار برای تصرف مزارشریف با یکدیگر درگیر شدند. آن ها در سال ۱۳۸۳ با فشار دولت مرکزی و جامعه بین المللی به مصالحه ای برای تقسیم قدرت در شمال افغانستان دست یافتند که بر اساس آن دوستم قبول کرد که مزارشریف و بیشتر ولایت بلخ در اختیار عطا نور باشد و عطا نور هم پذیرفت که نفوذ دوستم در مناطق دیگر شمال افغانستان را به چالش نکشد.(ویکی پدیا) پس از این بود که عطامحمد نور نفوذ قابل توجهی در ولایت بلخ پیدا کرد و با حمایت حزب جمعیت اسلامی افغانستان، به قول کاربران فیسبوک، به امپراطور بلخ مسما گردید.
عهد شکنی با یاران و عدم تعادل تصمیم گیری سابقهٔ عطامحمد نور نشان داده است که وی برای رسیدن به اهداف شخصی خودش دست به هر کاری می زند، حتا دشمنی با دوستان و هم حزبی های خودش:
به هر حال این نمونه مثال های بود در مورد عهد شکنی های عطامحمد نور که نشان می دهد سابقه طولانی در این مورد دارند.
پایان تلخ یک امپراتوری حزب جمعیت اسلامی افغانستان تا زمان حیات استاد شهید برهاندین ربانی، همهٔ کادرهای خورد و کلان خودش را زیر یک چتر که به رهبریت شهید ربانی ختم می شد، در کنار هم جمع کرده بود و یکی از دلایل قدرت گرفتن عطامحمد نور و دیگر اعضای حزب جمعیت، وجود حزب یکدست و رهبری واحد در آن بود. حزب جمعیت اسلامی با وجود شخصیت های ورزیده ای چون مرحوم مارشال فهیم، دکتر عبدالله، اسماعیل خان، یونس قانونی و شخص عطامحمد نور، اما دارای رهبر متفکر و مرکز دستوردهی واحد بودند که به هر نحو ممکن همه دور هم جمع بودند و تصمیم ها از یک اما بعد از شهادت استاد شهید ربانی، کشمکش ها بین اعضای حزب جمعیت بر سر کرسی ریاست حزب شروع شده و تا آنجا پیش رفت که اکنون اعضای این حزب به بدترین دشمنان سیاسی همدگیر تبدیل شده اند. اکنون بیش از آن که دیگر احزاب به اعضای حزب جمعیت ضربه بزنند، خود آنها به سوی همدیگر می تازند، تخریب می کنند، ضربه می زنند و دشمنی می کنند، حتی آنان دیگر نیازی به دشمن بیرونی ندارند چرا که دشمنی اعضای جمعیت، به خودی خود باعث بُرد دیگران می شود. به هر صورت بحث حزب جمعیت باشد برای موعد دیگر، اما همین اختلافات باعث شد تا آرام آرام اشرف غنی به فکر پایان تاج و تخت آقای نور در بلخ باشد. اما از یاد نبریم که مقاومت عطامحمد نور در مقابل عهد شکنی اشرف غنی، می رفت تا بعد از شهید احمدشاه مسعود، چهرهٔ محبوب دیگری در عرصه جهاد و مقاومت ملت افغانستان ظهور کند؛ همهٔ مردم خودشان را آمادهٔ دفاع از عطامحمد نور کرده بودند، فضای مجازی، رسانه های همسو، مسوولین دولتی، هم حزبی های آقای نور و حتی مردمانی از شرق و غرب و جنوب کشور، برای حمایت از نور بلخ آماده شده بودند، اما چه سود که بر تقدیر هر کسی به اندازهٔ نیت و استعداد آن شخص نوشته اند و نیت و استعداد عطامحمد نور به اندازه ای نبود تا وی تبدیل به یک قهرمان دیگر شود؛ عطانور قافیه را باخت. عطامحمد نور نه تنها تبدیل به قهرمان نشد، بلکه محبوبیت داشته را از دست داد و حتی اکنون طرفداران وی تبدیل به مخالفان او شده اند. او حمایت مردمی را از دست داد، چرا که دایرهٔ تفکراتش بیشتر از خانواده و چند دوست اندک خودش، وسعت بیشتر نداشت، او دیگر حتا در حزب جمعیت نیز طرفداری ندارد، چرا که برای بدست آوردن منافع شخصی، منافع کلان حزب و مردم خودش را فدا کرد. بدین ترتیب ستاره فروغ عطانور خیلی زودتر از آنچه که تصور می شد افول کرد. سرنوشت تلخ که می تواند برای دیگر سیاستمداران تازه کار افغانستان درس عبرتی باشد. درسی که مردم در انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ولایت بلخ به عطامحمد نور دادند این بود که، حزب جمعیت اسلامی وابسته به فرد نیست، بلکه این افراد هستند که باید خودشان را در چارچوب حزب بیبینند و همسو با اهداف حزب عیار سازند که در غیر آن و در صورت خروج از دایره اهداف حزب، چه بخواهند یا نخواهند دیگر عضو حزب و مورد حمایت حامیان حزب نخواهند بود. پس بنابر این نتیجه می گریم که عطامحمد نور جزء دستهٔ سوم سیاستمدارنی است که لباس رزم را از تن بدر کردند و وارد سیاست شدند، اما با توجه به احترامی که با ایشان داریم باید بگویم متأسفانه، ایشان دیگر از سطح اول سیاست افغانستان افول کردند و دیگر سیاستمدار سرنوشت ساز نیستند.
سخن پایانی در این شکی نیست که عطامحمد نور از سن ۱۹ سالگی پا به عرصه جهاد و مقاومت گذاشت و خدمات ایشان قابل ارج گذاری است، اما این را باید بدانیم که در طول تاریخ جهاد و مقاومت مردم مسلمان افغانستان، میلیون ها جوان و نوجوان، آسایش و رفاه شهرهای امن و یا اروپا و امریکا را نپذیرفته و عمر خودشان را وقف خدا، دین و کشورشان کردند؛ در این صورت اگر قرار باشد هر کدام از آنها در قبال کاری که انجام داده اند مقام و منصب طلب می کردند، اولا باید میلیون ها پست و مقام وجود می داشت تا به همه می رسید و دوما، اگر جهاد و مقاومت در راه خدا بود دیگر نباید خود را طلبکار مملکت و مردم دانست و انتظار داشت که حتما باید آنهایی که جهاد کردند صاحب بالاترین مقامات دولتی گردند، و حالا که چند سال از جهاد مردم گذشته باید فرزندان آنها جانشین پدران شان شوند؟! این چه جهادی است که مردم را بدهکار خود بدانیم و باید تا ابد ما یا فرزندان و حتما پس از آن نواده گان ما را باید تحمل کنند؟! به هر حال همانگونه که گفته شد، زحمات آقای عطامحمد نور در دوره جهاد و مقاومت قابل ستایش است، اما نمی توان از خطاهای ایشان در دوره نظام جدید چشم پوشی کرد. پیشنهاد می کنیم که آقای نور مدتی را به دور از سیاست و تنها به تفکر بگذرانند. چون با تفکر هم عبادت انجام داده و هم ممکن است آن شریان خفتهٔ ایشان بیدار شده و باعث تصمیمات مثبت آقای نور در آینده شود. باشد تا همهٔ ما در راه راست و ارزشی قدم گذاریم.
نویسنده: جواد سروری منبع: http://www.jawadsarwary.com/view.php?kindex=66
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





