google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان                 افغانستان                 ایران                 بین المللی                 فرهنگی و هنری                                
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
ایران      |      غزه
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
1399/01/22-21:15

بسیاری از پژوهشگران معتقدند پاکستان قادر است تا با درک «هنر جنگ و ایجاد مدیریت شکاف» اختلافات قبیله ای در افغانستان را به طور زیرکانه ای و با استفاده از پراکسی های وابسته به نفع خود تمام کند. بزرگ ترین موفقیت آن ها طی این چند سال پیروزی جنگجویان و شبه نظامیانی است که علی رقم داشتن یک ایدئولوژی مستقل اما از درون به شدت وابسته به راهبرد پاکستان برای کسب موفقیت های بیشتر و اغلب پرتنش در میدان جنگ در افغانستان هستند.

جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان

نویسنده: محمدحسین قربانی زواره

خطوط جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان تحت شرایط مختلف و در برابر اهداف و دشمنان بسیار متفاوت است. در حقیقت ماهیت دشمنی که در طول مبارزات افغانستان با پاکستان وجود دارد از یک ساختار نیروی متعارف برتر و یا ضعیف متفاوت بوده و همچنین در طول دوره های مختلف با نیروهای نامنظم و نامتعارف ادامه داشته است. از سوی دیگر؛ نیروهای موردحمایت از طریق پاکستان توانسته اند به مرورزمان گروه های چریکی و شورشی کوچک تر را از طریق ساختارهای دولتی فاسد در خاک افغانستان مورد پشتیبانی مستقیم و غیرمستقیم قرار داده و از آن ها در قالب یک تهدید هیبرید بهره گیرند. این یک نوع انعطاف پذیری ذاتی در رویکردی است که نه تنها سیاست افغانستان بلکه فرهنگ، نظام اجتماعی، امنیت و ساختار قومیتی این کشور را تحت الشعاع قرار داده و حتی کنترل می کند. چنین رویکردی در طول سال های طولانی ثبات شده و به عنوان یک آزمون برای انجام فعالیت های مداخله گرایانه از سوی دولت پاکستان و نهادهای امنیتی آن به کار گرفته شده است.

امروز به طرز بسیار پیچیده ای نیروهای نامنظم (شورشیان و تروریست ها) در داخل و خارج از خاک پاکستان برای کنترل کردن حریفان خود یک نوع جنگ مبهم را دنبال می کنند که کاملاً مشابه با سناریوهای ترکیبی برخی از قدرت های بزرگ فرا منطقه ای است. اولین فرصت برای پاکستان جهت استفاده مؤثر از جنگ های ترکیبی در افغانستان با اشغال این کشور توسط شوروی سابق در سال 1979 به دست آمد. در آن زمان ایالات متحده مصمم بود که با تغییر وضعیت موجود در اوج جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی به شکلی نیابتی مقابله کند. در آن زمان پاکستان به عنوان یک شریک مشتاق و قابل اعتماد برای دولت امریکا و برخی از حامیان عربی منطقه ظاهر شد. آن ها طی یک مدت بسیار کوتاهی آموزش نیروهای مجاهدین را در برخی از پایگاه های نظامی ارتش پاکستان آغاز کردند و از سوی دیگر مشکلات مالی نیز از طریق دلارهای عربستان سعودی برطرف گردید. برخی از مستندات سازمان سیا نشان می دهد این سناریو خاکستری درواقع یک تجربه بسیار عالی و ارزنده برای قدرت گرفتن دوباره سازمان اطلاعات و امنیت ارتش پاکستان به شمار می رفت تا در هماهنگی و اجرای چنین تلاش هایی نقش مهمی را در آینده ایفا کند. چنین تلاشی؛ درس های بسیار ارزشمندی را برای مدیریت یک گروه متشکل از قبایل مختلف (عرب و افغان) با حقیقت ها نوظهور و دارای هسته ذاتی از درگیری های نژادی و قومیتی را ایجاد کرد. عملیات فوق شاهد ظهور و شکل گیری مذهب و وفاداری جنگجویان قبیله ای به عنوان پایه اساسی برای مزدوران درنبرد با ارتش سرخ بودند. احمد رشید چنین واقعه مهمی را جهاد قبیله ای به رهبری قبایل و علماء به جای اصطلاح جهاد ایدئولوژیک توسط اسلام گرایان نامیده است.

بسیاری از پژوهشگران معتقدند پاکستان قادر است تا با درک «هنر جنگ و ایجاد مدیریت شکاف» اختلافات قبیله ای در افغانستان را به طور زیرکانه ای و با استفاده از پراکسی های وابسته به نفع خود تمام کند. بزرگ ترین موفقیت آن ها طی این چند سال پیروزی جنگجویان و شبه نظامیانی است که علی رقم داشتن یک ایدئولوژی مستقل اما از درون به شدت وابسته به راهبرد پاکستان برای کسب موفقیت های بیشتر و اغلب پرتنش در میدان جنگ در افغانستان هستند.

نزدیک ترین گروه ها به پاکستان طالبان هستند که بسیاری از این افراد در این کشور تحصیل کرده و در مدرسه هایی که توسط مولانا فضل الرحمان و جماعت المسلمین آموزش های مذهبی و فرقه ای خود را فراگرفته اند و سپس با هماهنگی سازمان امنیت ارتش به اردوگاه های آموزشی در مناطق دورافتاده پاکستان اعزام می شوند. بی تردید آن ها یک حزب بنیادگرای دینی محسوب می شوند که توانسته اند سناریوهای خاکستری و مداخله جویانه پاکستان را به مرورزمان اجرایی سازند. چنین گروه هایی حمایت قابل توجهی از سوی پشتون ها در استان های مرزی بلوچستان و شمال غربی را در اختیاردارند و از همه مهم تر رهبران سیاسی آنان همچون مولانا رحمان درگذشته رابطه بسیار خوبی با دولتمردان کشور پاکستان همچون بی نظیربوتو داشته و او به دولت، ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان دسترسی ویژه ای داشته است. وی در طی یک سخنرانی ویدئویی «این نیرو را یک قدرت نوظهور در منطقه توصیف کرده است.»

در میان انگیزه های پاکستان برای گسترش نفوذ بیشتر و به نوعی تحت کنترل قرار دادن آن تمایل به باز کردن و کنترل مسیرهای سودآور به آسیای مرکزی نیز قابل مشاهده است. این مسیر از طریق پیشاور، کابل و مزار شریف شکل گرفته و از تاشکند ازبکستان عبور می کند. بااین حال؛ مبارزه مداوم و اجرای سناریوهای پنهان آن را مسدود کرده و درنهایت به انتخاب مسیر جایگزین جهت استفاده؛ از کویته، قندهار، هرات و عشق آباد در ترکمنستان منجر شد. راهبرد اصلی پاکستان درواقع حمایت و پرداخت رشوه ای کلان به جنگ سالارانی است که این مسیرها را به نفع این کشور کنترل می کنند. هدف نهایی این است که معاملات از طریق » پول و عملیات شبه نظامی» با توجه به کنترل محدودی که کابل بر مرزها و مناطق درگیر جنگ داخلی دارد دنبال شود. این نوع سرمایه گذاری غیرمستقیم و برنامه ریزی شده که عموماً با همکاری برخی از قدرت ها و سازمان های اطلاعاتی فرا منطقه ای اجرای می شود از طریق طالبان و افراد آموزش دیده در اردوگاه ها و مدارس دینی پاکستان به مرحله اجرا درآمده و همچنان نیز اثرات آن بر جامعه افغان قابل مشاهده است.

به کارگیری طالبان در محیط تهدید

در تاریخ 12 اکتبر 1994 حدود 200 جنگجوی آموزش دیده به طور کاملاً پنهان به مرزهای مشترک افغانستان اعزام شدند تا با هماهنگی برخی عوامل اطلاعاتی غرب و قومیت های افغان حمله نظامی خود را در این کشور علیه دشمن متجاوز آغاز کنند. در این زمان طالبان با شروع جنگ؛ توانست به یک انبار تسلیحاتی که تحت کنترل نیروهای حکمتیار بود دست پیداکرده و بیش از 18000 اسلحه کلاشینکف، تجهیزات مختلف توپخانه ای، راکت های دوربرد وسایل نقلیه به غنیمت خود درآوردند. دیری نپایید نیروی کوچکی که حتی نام و نشان مشخصی نی نداشت به محض ورود خود به صحنه پرتلاطم جنگ افغانستان؛ توانست به عنوان مهم ترین فرمانده اصلی و نیروی نیابتی و قدرتمند پاکستان تبدیل شود. کارشناسان معتقدند نظارت دقیق پاکستان از طریق شورای قندهار و سفیر خود در کابل، قاضی حسین و تعدادی دیگر از افسران اطلاعاتی ارتش این کشور به طور برنامه ریزی شده و بر اساس مقتضیات ادامه داشته و آن ها بعد از مدتی ملأ محمد عمر را به عنوان امیرالمؤمنین یا فرمانده باایمان طالبان معرفی می کنند. در راستای اجرای سناریو جنگ ترکیبی تلاش های مشابهی رابین روزهای 7 تا 13 فوریه سال 1996 شاهد بوده ایم تا در آن روزها بسیاری از گروه های مخالف کابل در کنار طالبان گرد هم آمدند و اتحاد جدید و قدرتمندی را تشکیل داده اند. بر اساس مستندات کشور پاکستان با همکاری سازمان اطلاعات و امنیت ارتش و سازمان سیا جهت حمایت بیشتر از طالبان جلسات متعددی را برگزار نموده و راهکارهای پیشنهادی را موردبررسی قرار داده است. این رویکرد باعرضه و تجهیز تسلیحات مدرن و پیشرفته ازجمله سلاح، دوربین؛ تلفن و شبکه های بیسیم و بازسازی فرودگاه قندهار تکمیل گردیده است. به طور هم زمان مدارس دینی پاکستان اقدام به افزایش داوطلبان برای جذب و شرکت در جنگ افغانستان کرد.

نفوذ در قالب اقدام دیپلماتیک

دخالت مستقیم سازمان اطلاعات و امنیت ارتش پاکستان از طریق افسران ارشد همچون سرهنگ امام سلطان امیر انجام گرفته که اسناد تهیه شده از سوی سازمان سیا بانام لاتین sultan amir یادشده که به عنوان مشاور منطقه ای در سازمان طالبان فعالیت سری و زیرزمینی داشته است. در ادامه با تائید دولت پاکستان در سال 1997؛ اعتماد سیاسی به طالبان فراهم گردید و دولت این کشور در اقدامی کم سابقه کادرهای دیپلماتیک و اطلاعاتی خود را برای کمک به مذاکره در مورد حل وفصل در مزار شریف پس از دستگیری برخی از شورشیان اعزام کرده است. آن ها در آن دوران برای کمک به طالبان در منطقه بامیان؛ همراه با پشتیبانی قابل توجه از سوی عربستان سعودی، یک بسته مالی بسیار سنگین به ارزش 5 میلیون دلار را ارائه کرده اند.

اقدامات مخفیانه پاکستان نه تنها کنترل طالبان در افغانستان را تسهیل کرده؛ بلکه زمینه های مختلفی برای پرورش و آموزش سایر نیروهایی مخالف و پراکسی را که در داخل کشور و فراتر از آن یعنی در هند، کشمیر و مرزهای مشترک ایران در فعالیت هستند تحت الشعاع خود قرار داده است. هنگامی که در ماه اوت سال 1998 به سفارت خانه های ایالات متحده در کنیا و تانزانیا حمله تروریستی شد؛ ارتش امریکا اسامه بن لادن را به عنوان رهبر سازمان تروریستی القاعده معرفی کرد و بر اساس یک طرح عملیاتی در کوتاه ترین زمان ممکن حملات موشکی خود پایگاه های القاعده در زور کالی و خوست را به اجرا درآورد. در مقابل پاکستان به دلیل حملات موشکی که از سوی امریکا به نیروهای متحد با او انجام گرفت گروه های مختلفی تحت عنوان «حرکت النصار» را تشکیل داد تا با حاکمیت وقت کشمیر که تحت کنترل کشور هند بود مبارزه کنند. همچنین بعدها مشخص شد با همکاری سازمان اطلاعات و امنیت پاکستان یک اردوگاه آموزشی و عملیاتی در حومه کابل و در ریش خور برای گروه «حرکت المجاهدین» تأسیس شد تا بتواند بر اساس نیاز؛ طالبان و سایر گروه های پراکسی را تحت پوشش خود درآورد. امروزه ناظران بین المللی براین باورند؛ سناریو جنگ ترکیبی پاکستان و همچنین تجربه طولانی مدت جنگ افغانستان توانسته آموزش و خشونت از سوی تروریست ها و جنگجویان را تسهیل کرده و حتی به نقاط دیگر منطقه غرب آسیا انتقال دهد.

درحالی که دولت پاکستان طی مدت های طولانی از طریق اقدامات نظامی خود در افغانستان موفق عمل کرده اما درنهایت تلاش آنان فرزندانشان (طالبان) و رهبران سیاسی را در برابر اتهامات مختلفی در برابر سازمان های بین المللی و حقوق بشری قرار داده است. در سال 1998 سخت ترین تحریم های سازمان ملل متحد به دلیل نگرانی های فزاینده ایالات متحده علیه تروریست ها در افغانستان اتخاذ شد. این تنها آغاز فشار دولت امریکا در مورد اقدامات یک جانبه گرایی پاکستان با استفاده از گروه های پراکسی همچون طالبان بود.

یکی از آخرین راهبردها و تلاش های جدی پاکستان در سپتامبر 2002، یک سال بعد از حادثه 11 سپتامبر توسط ژنرال محمود احمد؛ رئیس ارشد سازمان اطلاعات و امنیت ارتش در راستای ایجاد همکاری و حفظ گروه های مخالف در افغانستان برای صلح با طالبان انجام گرفت. بااین حال دیدار احمد با ملأ عمر؛ اورامتقاعد ساخت تا عواقب عدم پذیرش اسامه بن لادن در برابر ایالات متحده را بپذیرد و یا او را در کوتاه ترین زمان ممکن به امریکایی ها تحویل دهد. در همین رابطه ریاض محمدخان می گوید: «در برخورد با مجاهدین و سپس طالبان؛ همدلی و پشتیبانی دولت پاکستان با نیروهای حامی بیشتر از اینکه مایل به دور شدن از دیدگاه هم پیمانان باشد؛ نظر آنان جلب شده. طرز فکر ضعیف مقامات میانی دولت پاکستان؛ به ویژه کسانی که از سازمان اطلاعات و امنیت ارتش انتخاب شده اند اغلب بر اعتقادات و ایدئولوژی طالبان اثرگذار بوده است.»

قدرت گرفتن نظام مدنی در جامعه سنتی افغان؛ بی تردید یک شکست جدی برای پاکستان به شمار می رود. این رویکرد توانسته نفوذ پنهان و گسترده پاکستان را در برهه های مختلف متوقف کرده و یا کاهش دهد. همچنین توانسته است زمینه ای را برای نفوذ بازیگران رقیب پاکستان همچون هند فراهم کند. علاوه براین فشارهای امریکا باعث شد تا طالبان و القاعده به مرور به سمت مرزهای مشترک با پاکستان کشیده شده و شمار زیادی از آنان در پناهگاه های قبیله نشین پاکستان به زندگی پنهان و دور از جامعه روی آورند. اکنون دولت پاکستان با توجه به بحران مختلف همچون تحریم های اقتصادی؛ نبود نظام جامع بهداشتی؛ ساختار ضعیف ولایت ها و همچنین رهاسازی مرزهای مشترک به نوعی در غلبه با تروریسم افراطی گرفتارشده و با توجه به پیشینه ای که در قبال افغانستان و برخی از همسایگان خود دارد موظف به کنترل و اقدام علیه چنین گروه ها و سازمان هایی است. امروزه مخالفین و شورشیان زخم خورده که درگذشته در مرزهای مشترک این کشور با افغانستان به طور پنهان زندگی می کردند؛ اکنون در حال ساختاردهی مجدد از سوی برخی از نهادهای دولتی پاکستان بوده و همین امر می تواند بار دیگر اجرای سناریو به کارگیری بازیگران غیردولتی در محیط خاکستری را از سوی دولتمردان پاکستان فراهم آورد.

امریکا و بی توجهی به حمایت پاکستان از تروریسم

عدم توجه ایالات متحده به پاکستان اجازه می دهد تا گروه هایی که می توانند منافع این کشور را در خاک افغانستان و آسیای میانه حفظ و گسترش دهند افزایش دهد. درحالی که طالبان و القاعده تهدید جدی برای افغان های و ائتلاف تحت رهبری امریکا به شمار می روند اما برای پاکستان چنین گروه هایی ابزار اصلی در محیط جنگ هیبریدی محسوب می شوند و از آن ها در مکان و زمان های خاص و منحصربه فرد در راستای سیاست های مبهم و خاکستری استفاده خواهد کرد. لیکن در ادامه می توان گفت؛ طالبان افغانستان زمینه روشنی برای تقویت همگرایی نظامی در سایه فعالیت های همه جانبه پاکستان را به دست آورده است.

با توجه به شرایط پیش رو (انعطاف پذیری و درک سیاست های پاکستان) و همچنین توجه ایالات متحده به منطقه غرب آسیا شرایط بسیار مناسب و مطلوبی را برای بازپس گیری حاکمیت در افغانستان از جانب طالبان سایر گروه های مخالف فراهم کرده است. درنتیجه بازگشت دوباره به عرصه پرتلاطم تحولات داخلی افغانستان به نوعی ناشی از اقدامات منفعت طلبان دولت امریکاست که با دخالت خود در کشور عراق و سوریه آغاز؛ و سپس با اعلام عمومی و تصویب قطع نامه بین المللی به طور نسبی از افغانستان خارج می شود. برای طالبان و پاکستان کاملاً مشخص و روشن است که عقب نشینی امریکا از افغانستان فرصت هایی را فراهم می کند که بتواند دوباره از طریق شیوه های مختلف نظامی و غیرنظامی نفوذش را تسهیل کرده و مسیرهای جدیدی برای افزایش فشارها به جامعه افغان ایجاد کند.

نمونه هایی از همکاری ارتش پاکستان به ویژه سازمان اطلاعات و امنیت این کشور در استفاده از اقدامات فرعی متعارف و نامتعارف نشان می دهد بیشتر آنان تلاش دارند تا از ابزارهای در اختیار خود را به اهرم فشار به ایالات متحده تبدیل کنند. این راهبرد از طریق استخدام و به کارگیری پراکسی ها در قالب گروه های مخالف شورشی، قومیتی، معترضان، گروه های مدنی دنبال شده و نمونه بارز آن شبکه حقانی است. به عنوان مثال در 10 سپتامبر سال 2011 یک بسته انفجاری ارسال شده به اداره پست امریکا در افغانستان 5 شهروند افغان و بیش از 77 غیرنظامی امریکایی را مجروح کرد. چند روز بعد نیز گروهی از مهاجمان انتحاری وابسته به شبکه حقانی سفارت امریکا در کابل را هدف قراردادند و 27 نظامی افغان را کشتند و به این ترتیب امریکایی ها را تحت فشار قراردادند. چالش پیش رو به قدری مهم بود که لئون پانتا و مایک مولن به اتهام همکاری با سازمان اطلاعات و امنیت ارتش پاکستان و شبکه حقانی دستگیر و تحت بازجویی افسران سازمان سیا قرار گرفتند.

نفوذ و سرمایه گذاری پاکستان در افغانستان از طریق منابع و اجرای سناریوهای مبهم و خاکستری تأمین می شود. همان طور که قبلاً نیز اشاره کردیم دولت پاکستان به طور مستقیم و غیرمستقیم از طالبان در زمان حاکمیت بر افغانستان حمایت کرده و چنین پشتیبانی از سوی منابع مستند دولتی نیز مورد تائید قرارگرفته است. بااین وجود؛ هنگامی که طالبان قدرت بلامنازعه در تمامی سرزمین افغانستان بودند نکته حائز اهمیت آن است که آنان بیشتر درآمد و نیازمندی های خود را از طریق منابع داخلی و محلی تأمین می کردند و در آن زمان پاکستان کمک های خود را به طور قطره چکانی و بسیار محدود ارائه داده است. اقدامات طالبان در جهت تأمین منافع بیشتر شامل » اخاذی و اعمال مالیات سنگین» بر شهروندان افغان بود. طالبان در صد قابل توجهی از درآمد خود را از کشت کو کنار به دست می آوردند که تجارت خالص آن تقریباً به بیش از 100 میلیون دلار در آن سال ها می رسید.

با بررسی ها و اسناد موجود می توان دریافت که الگوی تأمین مالی شبکه حقانی از سوی پاکستان بسیار متفاوت با طالبان بوده و این گروه دارای مسیر پشتیبانی مستقل و بدون واسطه از سوی عناصر ارتباطی بوده است. اسناد موجود در وزارت امور خارجه امریکا نشان می دهد که سازمان اطلاعات و امنیت پاکستان که به نوعی دولت سایه نیز نامیده می شود بیش از 200000 دلار به شبکه حقانی برای انجام حملات تروریستی و انتحاری جهت ترور افسران اطلاعاتی سازمان سیا در سال 2009 پرداخت کرده است. در ضمن همان شبکه با حمایت های مالی و تسلیحاتی پاکستان مسئول حمله به سفارت هند در کابل در سال 2008 میلادی است. نکته حائز اهمیت؛ زمان انجام این عملیات هست که مصادف با همکاری های نزدیک دو کشور جهت تقویت راه آهن کشور افغانستان هست.

نمونه های تاریخی نقل شده نشان می دهد که راهبرد پاکستان به عنوان بخشی از جنگ ترکیبی علیه ساختار کلی افغانستان با استفاده از گروه های پراکسی مانند حقانی و طالبان شکل گرفته و همچنان ادامه دارد. آنان به دنبال جذب و استخدام بخش هایی از جمعیت در کنار کمربندی قبیله ای افغانستان و پاکستان از راه تفکرات غافلگیرانه؛ متعصب و افراط گرایه مذهبی به منظور ایجاد گروه ها و جنگجویان رادیکال هستند. فرایند فوق به طور ویژه از طریق عوامل اطلاعاتی و امنیتی پاکستان و نیز کارتل های مواد مخدر تحت کنترل طالبان در حال انجام بوده و به نوعی دربرگیرنده سناریو جنگ ترکیبی پاکستان علیه یک رقیب ضعیف در همسایگی خود است.

 

 

 

#افغانستان                #پاکستان                #جنگ افغانستان                #تروریسم               
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند.
کاراکترهای نشان داده شده را در فیلد زیر بنویسید.
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
امریکا
استیصال ویرانگر یک رئیس‌جمهور روان‌پریش
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
امریکا
رقابت راهبردی روسیه و امریکا در آسیای مرکزی
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
ایران
آشفتگی امریکا پس از سکوت نظامی در غرب آسیا
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
طالبان
سکوت در افغانستان، دادخواهی در بارسلونا
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
امریکا
مهلت 60 روزه و قمار نهایی ترامپ در قبال ایران
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
پاکستان
مناقشه دیورند؛ چرا مسأله، قومی می‌شود؟
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
امریکا
بن‌بست استراتژیک در اسلام‌آباد؛ تهران به ترامپ بدبین است
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
طالبان
شیعه و سنی علیه تروریزم تکفیری
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
طالبان
چرا نظام طالبان در تاریخ 500 ساله افغانستان بی‌سابقه است؟
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
پاکستان
نقش دوگانه پاکستان در برابر افغانستان و ایران
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
طالبان
جنایت تکفیری‌ها علیه شیعیان و خاموشی طالبان
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
پاکستان
از هرات تا کویته؛ این کشتار، مصداق نسل‌کشی است
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
امریکا
چرا صلح هر بار در لحظه آخر فرومی‌پاشد؟
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
امریکا
آتش‌بس در ایران، جنایت در لبنان؛ اسرائیل چه می‌خواهد؟
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
امریکا
آیا ایران پایان ابرقدرتی امریکا را رقم زده است؟
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
ناتو
نا امیدی اروپایی‌ها در مورد آینده ناتو
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
طالبان
طالبان و آسیای مرکزی؛ منافع مشترک، نگرانی‌های متقابل
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بی‌طرفانه از جهان در خدمت مردم
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بی‌طرفانه از جهان در خدمت مردم
سیاست حفظ حریم خصوصی            شرایط استفاده
پیوندهای خارجی صرفاً جهت ارجاع ارائه شده‌اند. انصار پرس مسئولیتی در قبال محتوای سایت‌های اینترنتی خارجی ندارد. @ 2025 Ansar Press
جنگ ترکیبی پاکستان در کشور افغانستان