google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
عجله روسیه به تعامل با حکومت طالبان
شتاب روسیه برای تعامل با طالبان شدت بیشتر گرفته است، بهگونهای که این روزها دست از پا نمیشناسد و هر آنچه که آنها مینویسند، با تعجیل و بدون تامل امضا میکند. امتیازهای قبلی کافی نبود که بهتازهگی مولوی گل حسن را بهحیث سفیر حکومت طالبان در مسکو پذیرفته است؛ ضمن آنکه قبلاً لشکری از دیپلماتهای این گروه را پذیرفته بود و سفارت افغانستان را نیز تحویلشان کرده بود. هنوز روشن نیست که ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، چون شی جین پینگ، رییس جمهور چین، بهگونه رسمی و با ادای تشریفات دیپلوماتیک، «اعتمادنامه» مولوی گل حسن را میپذیرد یا نه. احتمالاً که پوتین چنین نمیکند و ماموریت را به دیگران حواله خواهد کرد. اگر دقت کنیم روسیه در نزدیک به چهار سال گذشته پیهم به حکومت طالبان امتیاز داده است: دعوت از اعضای آنها در نشستهای مرتبط به «فارمت مسکو»، تعلیق نام طالبان از فهرست گروههای تروریستی، حضور پیهم اعضای آنها در نشستهای اقتصادی تجاری شهر کازان، پذیرش دیپلوماتهای حکومت طالبان و حالا هم سفیر، سفرهای پیهم مقامات ارشد روسی به کابل و ... نمونههای روشنی از امتیازدهی کرملین به رژیم فعلی حاکم بر افغانستان است. نکته شگفتآور این است که روسیه ظاهراً این همه امتیاز را رایگان به حکومت طالبان داده و تا این دم در بدل آن متاع خاص و پرارزشی را نصیب نشده است. اگر هم بهرهای برده باشد افکار عامه نسبت به آن ملتفت نشده است. برعکس، چیزهایی که طالبان از مسکو گرفتهاند، عینی، ملموس و خیلی هم چشمنواز است. با آن هم روسیه دارد برای خرسندسازی طالبان پرشتاب به پیش میرود که مایه شگفتی است. حتا اگر بنا را بر دادوستد هم بگذاریم، ایجاب میکند که مسکو هم از خوان طالبان طعام بردارد که تا اکنون چنین نکرده است. به احتمال زیاد مهمترین خواست کرملین از طالبان، دوریگزیدن از دولتهای غربی یا هم مخالفت با برگشت آنها به افغانستان است. این خواست روسها نه منطقی است و نه هم عملی. اولاً غربیها نمیخواهند چون گذشته در افغانستان حضور سنگین و پرهزینه داشته باشند که اگر هم بخواهند مسکو نمیتواند مانعشان شود. دوم، حکومت طالبان در انتظار احیای مجدد حضور غربیها در افغانستان است و در این راستا دارد آشکارونهان تلاش به خرج میدهد؛ چیزی که برخلاف مراد مسکو است. طالبان بهخوبی بر برتری غربیها در بسی زمینهها واقفند و میدانند که اتحاد با دولتهای غربی برایشان پرسود است. همچنان دریافتهاند که راه بهرسمیتشناسی رژیمشان از کوچه غرب میگذرد. همینطور، نقش متحدان غربیها که در دوروبر افغانستان حضور دارند، نیز برایشان قابل درک است. اینکه با ریسمان چین، روسیه و ایران نمیشود به ته چاه رفت، طالبان هم خوب میفهمند. این سه کشور و دولتهای همسو با آنها میخواهند که از ناحیه افغانستان زیر اداره طالبان فقط زیان امنیتی نبینند؛ ضمن آنکه بستر تجارت پرسود را هم دارند هموار میکنند. برعکس، غربیها اگر اراده کنند میتوانند بهسادهگی رژیم طالبان را بهرسمیت بشناسند یا هم با میداندادن به نیروهای مخالف آنها، در را بهروی ایجاد دولت فراگیر باز کنند. همین روسیه که سنگ رقابت با غرب را بر سینه میزند، در انتظار تصمیم دولتهای غربی بهویژه امریکاست تا برای پایاندادن به غایله افغانستان گام اول را بردارد. این منطقی نیست که مخالف حضور غربیها در افغانستان باشد و در عین حال به این امید بهسر برد که آنها گام نخست را برای حل معضل بردارند و هزینه کار را نیز بپذیرند و بپردازند. این انتظار روسها شبیه به اظهاراتشان در خصوص احتمال برگشت غرب (با ماهیت نظامی) به افغانستان است. همین چند روز قبل سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، از احتمال برگشت سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به افغانستان خبر داد و آن را به «بمب ساعتی» تشبیه کرد. در حالی که هیچ نشانهای برای برگشت ناتو بهچشم نمیخورد. ناتو که پایش در بند جنگ اوکراین گیر کرده است، نمیخواهد صید دام دیگر (افغانستان) شود. مهمتر از آن در صدر این سازمان کشوری (امریکا) قرار دارد که از سوی دونالد ترمپ رهبری میشود؛ کسی که مخالف حضور پرهزینه در سایر کشورها و مداخله در امور داخلی آنهاست. درست است که ترمپ به کرات بر اهمیت پایگاه نظامی بگرام تاکید و خروج از آن را مایه شرم برای امریکا میخواند. هر بار هم که از بگرام حرف میزند، از تصرف آن توسط چین نیز انتقاد جدی میکند. این اظهارات در جای خود درست، ولی این لزوماً بهمعنای حضور مجدد ایالات متحده (با ماهیت نظامی) به افغانستان نیست. ترمپ با علمکردن مساله بگرام فقط یک هدف دارد: بدنامسازی دموکراتها بهویژه دولت جو بایدن، رییس جمهور پیشین. ترمپ میخواهد بگوید که بایدن معروفترین پایگاه نظامی امریکا را بهگونهای تخلیه کرد که حالا از سوی بزرگترین رقیب واشنگتن (چین) اداره میشود. بهفرض که ایالات متحده به بگرام برگردد از روسیه طالب اجازه نمیشود و این کشور هم نمیتواند مانع آن شود. چه بسا که همین روسیه، چین، ایران و ... در نهان از برگشت نظامی امریکا به افغانستان استقبال کنند؛ به این منظور که چون گذشته از فضای امنیتی ایجادشده توسط واشنگتن کمال بهره را ببرند و نگرانیشان هم از ناحیه هرجومرج موجود و گسترش تروریزم مرفوع شود. البته طالبان هم در نهان استقبال خواهند کرد؛ اما اینکه روسیه بخواهد طالبان را علیه حضور احتمالی ناتو تحریک کند، با امتیازدادن محض میسر نمیشود و نیاز است که راهها و روزنههای دیگر نیز آزموده شود. شجاعالدین امینی
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





