google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران                 افغانستان                 ایران                 بین المللی                 فرهنگی و هنری                                
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
ایران      |      غزه
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
1392/08/27-07:41

پدید آورنده : رحمانی

چکیده

آیات و روایات بسیاری دلالت دارند که هر گونه ارتباط و داد و ستدی که موجب سلطه بیگانگان بر مسلمان شود، اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی، ناروا است و جایز نمی شمارند. فقها از این مطلب تحت عنوان قاعده نفی سبیل یاد میکنند.

فقهای شیعه و اهل سنت مفاد قاعده نفی سبیل را پذیرفته و بر اساس آن احکام شرعی بسیاری را استنباط کرده اند. در مقاله مواردی از آنها بیان شده است.

فقه برنامه تکاملی و تنظیم روابط انسان در عرصه های گوناگون اجتماعی و فردی است. سیاست از جمله عرصه هایی است که میتواند چهره فراموش شده فقه را تحت عنوان فقه سیاسی نمایان سازد. فقه سیاسی و حکومتی، تشکیل شده از مجموعه قواعد و قوانین فقهی و حقوقی با توجه به مبانی اصولی است که عهده دار تنظیم روابط میان آحاد مسلمانان با یکدیگر و با ملتهای غیر مسلمان بر اساس ارزشهای اسلامی و انسانی است.

قوانین و قواعد فقه سیاسی دارای دو بخش اساسی است: الف داخلی: این بخش تنظیم روابط درون امت اسلامی را بر عهده دارد. ب خارجی: این بخش عهده دار تنظیم روابط و مناسبات جهان اسلام با دیگر جوامع بشری است. از جمله قواعد فقهی کارآمد در عرصه فقه سیاسی در بخش خارجی، قاعده نفی سبیل است. اهمیت این قاعده در شرایط حاضر که امریکا تحت عنوان نظم نوین ادعای رهبری و حاکمیت جهان را دارد و از سوی دیگر در کشور اسلامی ما حضور نظامی پیدا کرده و در بسیاری از کشورهای اسلامی حضور نامرئی پیدا کرده و غیر مستقیم رتق و فتق آنان را برعهده گرفته است، دو چندان است. پیش از آغاز بحث یادآوری دو نکته سودمند است.

1. در این نوشته، نظر فقهای شیعه و فقهای اهل سنت مورد توجه قرارگرفته است.

2. برخی از مصادیق قاعده، مانند مالکیت عبد مسلمان از سوی کافر، در عصر حاضر مورد ندارد، اما همان گونه که در مبحث پیام خواهد آمد، مصادیق دیگر قاعده در عصر حاضر فراوان است.

اکنون ادله ای که میتوان جهت اثبات اعتبار و حجیت قاعده بدان تمسک کرد، در دو بخش بررسی میشود:

الف) ادله لفظی

مهم ترین دلیل بر اثبات مفاد قاعده، ادله لفظی است؛ زیرا ادله لبی، بر فرض صحت و تمام بودن، اطلاق ندارد و در موارد شک قابل تمسک نیست؛ بر خلاف ادله لفظی که اطلاق دارد و در موارد شک نیز قابل استدلال است. از سوی دیگر، الفاظ قاعده برگرفته شده از ادله لفظی است و این نشانگر آن است که مستند اصلی در نظر قواعد نگاران ادله بوده است. از این رو، ادله لفظی اهمیت بیشتری دارد و ما آنها را در دو بخش رسیدگی میکنیم.

1 کتاب (آیه نفی سبیل)

از جمله آیاتی که بیشتر فقها در موارد مختلف به آن استدلال کرده اند، آیه ذیل است:

(الذین یتربصون بکم فان کان لکم فتح من ا... قالوا الم نکن معکم و ان کان للکافرین نصیب قالوا الم نستحوذ علیکم و نمنعکم من المؤمنین فا... یحکم بینکم یوم القیامة و لن یجعل ا... للکافرین علی المؤمنین سبیلاً؛)

همان کسان که (از سر بدخواهی) چشم به شما دارند، پس اگر شما را پیروزی و گشایشی از جانب خدا باشد گویند: مگر ما با شما نبودیم، و اگر کافران را بهره ای باشد (به آنها) گویند: آیا بر شما آگاهی نیافتیم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشتیم. پس خداوند روز رستاخیز میان شما داوری خواهد کرد و خدا هرگز برای کافران راهی (برای تسلط) بر مؤمنان ننهاده است.

در میان ادله لفظی، این آیه اهمیت بیشتری دارد، زیرا الفاظ قاعده از آن گرفته شده است. لذا فقها از منظرهای گوناگون به آن پرداخته اند.

الف درباره مفهوم سبیل معانی مختلفی گزارش شده است و برخی برای آن پنج معنا ذکر کرده اند:

آیه کریمه، و آن عبارت است از: ( لن یجعل ا... للکافرین علی المؤمنین سبیلاً). پس در آن، با صرف نظر از ابتدای آیه، بر اساس تفاسیر و غیر تفاسیر احتمالاتی وجود دارد؛ زیرا سبیل به معنای: 1 نصر 2 حجت در دنیا 3 حجت در آخرت 4 سلطه اعتباری 5- سلطه خارجی میباشد.

به نظر میرسد ادعای اینکه سبیل در یکی از این معانی به کار رفته است ناتمام باشد، بلکه آنچه در آیه آمده، نفی معنای عام است و هر یک از این موارد میتوان مصداق آن باشد. بنابراین، خداوند هرگونه عملی را اعم از تکوینی و یا تشریعی که موجب یاری رساندن به کافران باشد و یا غلبه فکری و فرهنگی آنان را در دنیا و یا غلبه و برتری استدلال و برهان آنها را در آخرت و یا سلطه و حاکمیت اعتباری و یا فیزیکی و تکوینی آنان را در پی داشته باشد، نفی کرده است.

پس مستفاد از آیه این است که اراده تکوینی و تشریعی الهی بر این تحقق گرفته است که راه نفوذ و سلطه کافران بر مسلمانان، در هر شکل و مصداقی اعم از خارجی و تکوینی و یامعنوی و فرهنگی و اعتباری، مسدود شود. شاهد این معنا آیات و روایاتی است که دلالت میکند مسلمانان از حیث برهان و استدلال و فرهنگ غنای کامل دارند. آیه ذیل از آن جمله است:

(لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه)

باطل از پیش آن و از پس آن (در حال و آینده) بدان راه نیابد.

شاهد دیگر آیات و روایاتی است که بر پیروزی و نصرت مسلمانان بر کافران در جنگهای مختلف دلالت میکند؛ از جمله:

(لقد نصرکم فی مواطن کثیره و یوم حنین)

هر آینه خداوند شما را در جایهای بسیار یاری کرد و در روز حنین.

شاهد دیگر آیات و روایاتی است که بر سلطه اعتباری دلالت میکند یعنی اینکه حکومت و ولایت بر مسلمانان، ویژه خدا، رسول ا...(ص)، ائمه (ع) و در عصر غیبت، ویژه نایبان جامع شرایط (فقها) است.

(اطیعوا ا... و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم)

خدا را پیروی کنید و رسول و صاحبان امر را از میان خودتان را اطاعت کنید.

شاهد دیگر نیز آیات و روایاتی است که دلالت دارد در مقام تشریع هر گونه جعل قانونی که موجب نفوذ کافران باشد در اسلام وجود ندارد.

این آیات و همانند آنها به روشنی دلالت میکنند که هرگونه سبیل و طریقی که سلطه و حاکمیت و برتری کافران را در پی داشته باشد، از منظر اسلام مسدود شده است. افزون بر این آیات و روایات، مناسبت حکم و موضوع نیز اقتضا میکند که نفی سبیل به معنای گسترده و عام باشد.

مفهوم نفی سبیل از نگاه اهل سنت

صاحب نظران اهل سنت درباره مفهوم نفی سبیل احتمالاتی را مطرح کرده اند که به برخی از آنها اشاره میکنیم:

1. مقصود از نفی سبیل، نفی حجت و استدلال برای کافران در روز قیامت است. مستند این قول روایتی است که از امیرمؤمنان گزارش کرده اند. این روایت را با تعابیر مختلفی نقل کرده اند؛ از جمله یسع حضرمی میگوید:

در محضر امیرمؤمنان بودم. مردی عرض کرد: آیا فرمایش خداوند متعال (لن یجعل ا... للکافرین علی المؤمنین سبیلاً) را ملاحظه کرده اید چگونه (نفی سبیل شده) است، در حالی که آنان ما را میکشند و بر ما غلبه میکنند؟ علی رضی ا... عنه فرمود: معنای نفی سبیل عبارت است از نفی حجیت در روز قیامت.

مشابه همین مطلب از قول ابن عباس نیز گزارش شده است. ابن عربی بر این باور است که برداشت این معنا از نفی سبیل نادرست و ضعیف است. صدر این جمله میتواند قرینه و مؤید این معنا باشد، اما لازمه این معنا این است که جمله اخبار باشد و در اخبار فایده و سودی نهفته نیست و تکرار همان جمله (فا... یحکم بینکم یوم القیامة) خواهد بود.

2. احتمال دوم در معنای نفی سبیل عبارت است از نفی قدرتی که بتوان دولت و شوکت مؤمنان را نابود کرد. مستند این قول نیز روایتی از ثوبان در صحیح مسلم است:

رسول خدا (ص) میفرماید: من از پروردگارم درخواست کردم امتم را با قحطی و قدرت و سلطه دشمن که سبب اباحه (نابودی) کیان مسلمانان است هلاک نکند. خداوند نیز فرمود: ای محمد، من این حاجت را روا کردم و آن را رد نمی کنم و امت تو را به قحطی و سلطه دشمنی هلاک نخواهم کرد.

3. معنای دیگری که برای نفی سبیل ذکر شده عبارت است از نفی سلطه دشمنان؛ مشروط به اینکه یکدیگر را توصیه به باطل نکنند و انجام منکرات را ترک گویند و از گناهان توبه کنند. در غیر این صورت، سلطه دشمنان از جانب خود آنان است؛ همان گونه که از آیه (و ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم) استفاده میشود. مستند این قول روایتی از شوبان است که دلالت دارد سلطه کافران منتفی است؛ گرچه برخی از مسلمانان موجب هلاک برخی دیگر شوند؛ همان گونه که درعصر حاضر چنین چیزی فراوان دیده میشود. ابن عربی میگوید این سخن خوبی است.

4. احتمال چهارم برای معنای نفی سبیل در آیه مبارکه، نفی سبیل شرعی است؛ زیرا اگر راهی برای سلطه و نفوذ کافران باز باشد، خلاف شرع است.

5. معنای آخر برای نفی سبیل عبارت است از نفی حجت و برهان عقلی که بتوان با آن بر مسلمانان غلبه و سلطه یافت.

رشید رضا در مقام تبیین معنای سبیل و پس از بحثهای بسیار درباره مدلول آیه مینویسد:

مقصود این است که کافران از آن جهت که کافرند، بر مسلمانان از آن جهت که مؤمن اند و به شرایط و ویژگیهای ایمان پایبندند راهی ندارند.

ایشان سپس در رد کسانی که نفی سبیل را به معنای نفی حجت دانسته اند مینویسد:

سبیل، نکره در سیاق نفی است و مفید عموم است و هر گونه راه سلطه و نفوذ را شامل میشود. بنابراین، سخن کسانی که نفی سبیل را به معنای نفی حجت دانسته اند درست نیست.

بسیاری از مفسران اهل سنت به تفصیل درباره نفی سبیل بحث کرده اند و احتمالاتی را درباره آن داده اند.

مفهوم کافر و مسلم

معنای مسلم در ضمن اشکال و جواب سوم روشن شدکه مقصود از مسلمان در آیه اعم است و تمامی کسانی را که توحید، نبوت رسول ا... (ص) و قیامت را باور دارند شامل میشود؛ هر چند برخی از گروههای مسلمان احکام خاصی دارند. صاحب جواهر میفرماید:

مراد از مسلم کسی است که متصف به اسرار باشد، و آن عبارت است از اقرار به شهادتین و موجبات کفر از او سر نزند.

 معنای کافر نیز به قرینه مقابله روشن میشود. کسانی که توحید، نبوت و قیامت را نپذیرفته اند کافرند. بنابراین، کافر اعم است از ملحدانی که به هیچ یک از ادیان آسمانی عقیده ندارند، چه مکتب مادی را پذیرفته باشند و چه نپذیرفته باشند، و نیز کسانی که به یکی از ادیان آسمانی معتقدند. در زمان حاضر امریکا و اسراییل مصداق بارز و آشکار این قاعده و آیه میباشند.

وهبه زحیلی در بحث جهاد درباره اینکه اسلام کافر چگونه معلوم میشود مینویسد:

اعلان اسلام به گونه جرع به این است که شهادتین را بگوید و یا شهادت را همراه با تبری جستن از اعتقادات سابق (زمان کفر) اظهار کند.

وی سپس از ابی مالک به نقل از پدرش گزارش میکند:

شنیدم رسول خدا میفرمود: هر کسی کلمه لا اله الا ا... را بگوید و به آنچه غیر از خدا پرستش میشود کافر شود، مال و جانش حرام و حسابش با خداست.

محمد رواس قلعه جی مینویسد:

اسلام عبارت است از ایمان به محمد به عنوان فرستاده خدا و ایمان به آنچه آن را آورده است.

فقهای اهل سنت نیز باوری مشابه فقهای شیعه دارند. محمد وراس قلعه جی، صاحب الموسوعة الفقهیة در این باره مینویسد:

کفر عبارت است از تکذیب پیامبر اسلام محمد (ص) درباره آنچه که معلوم است از ضروریات دین است، اعم از اینکه تکذیب صریح باشد و یا ضمنی، و کفر ضد ایمان است.

از این عبارت استفاده میشود کافر کسی است که ضروری دین را منکر شود، به گونه ای که سر از انکار رسالت و یا توحید در آورد. این معنا همانی است که در کتابهای فقهی شیعه به آن تصریح شده است.

آیات تحریم دوستی با کافران

دسته ای از آیات با لحن بسیار شدید مسلمانان را از اینکه اهل کتاب و کافران را ولی و دوست برگزینند، نهی کرده اند. آیه ذیل از آن جمله است:

(یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا الکافرین اولیاء من دون المؤمنین اتریدون ان تجعلوا... علیکم سلطاناً مبینا)

ای کسانی که ایمان آورده اید، کافران را به جای مؤمنان سرپرست مگیرید. آیا میخواهید برای خدا به زیان خودتان حجتی آشکار بسازید.

این آیه و همانند آن سرپرستی کافران و یا دوستی آنان را که منشأ سلطه و حاکمیت اعتباری و واقعی است، به شدت نهی کرده است. خداوند در آیه بعدی جزای چنین کاری را (درک اسفل) از دوزخ دانسته است. پر واضح است تحریم برقراری ارتباط با کافران در قلمرو دوستی و یا سرپرستی به دلالت التزامی به صراحت میرساند که پذیرش هرگونه سلطه بیگانگان و نیز زمینه سازی برای حاکمیت و سلطه آنان حرام و موجب کیفر آتش دوزخ است. بنابراین، هرگونه رابطه سیاسی. اجتماعی، اقتصادی و عزل و نصبی که موجب سلطه کفار شود حرام است.

آیه ذیل نیز در این زمینه قابل توجه است:

(یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا بطانة من دونکم لایالونکم خبالاً ودوا ما عنتم قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدورهم اکبر)

ای اهل ایمان، از غیر خودتان (کافران و مشرکان) همراه نگیرید که در تباهی شما کوتاهی نمی کنند. آنها رنج بردن شما را دوست دارند. همانا کینه و دشمنی از دهانشان (گفتارشان) پیداست و آنچه دلهایشان در بردارد بزرگ‌تر است.

از این آیه به خوبی در مییابیم که نباید به کافران اعتماد شود و اسرار جوامع اسلامی به آنها گفته شود؛ زیرا کلمه (بطابه) معنای لباس زیر است و در اینجا کنایه است از اینکه کافران نباید محرم راز قرار گیرند. از سوی دیگر، که آیه دلالت میکند که اعتماد و دلبستگی به بیگانگان، موجب نابودی خرد و فکر مسلمانان میشود؛ زیرا (خبال) به معنای نابودی فکر و عقل است.

آیاتی که بر حرمت اعتماد و محرم راز قرار دادن بیگانگان دلالت میکند فراوان است  و ما برای اختصار از ذکر آنها خودداری میکنیم. فقهای اهل سنت نیز از این آیات استفاده کرده اند و هرگونه رابطه ای را که سبب سلطه کافران بر مؤمنان شود ناروا دانسته اند. قرطبی در این باره مینویسد از آیه مطالبی استفاده میشود:

1. خداوند در این آیه (آیه 118 از سوره آل عمران)، مؤمنان را از اینکه کافران و یهود و اهل شهوت را دوست بگیرند نهی کرده است. سپس حدیث نبوی (المرء علی دین خلیله فلینظر احدکم من یخالل؛ هر شخصی تابع آیین دوست خود است. بنابراین، هر یک از شما باید دقت کند با چه کسی دوستی میکند.)

2. از آیه استفاده میشود بیگانگان همیشه دشمن اند و هیچ گاه با شما مهربان نخواهند شد.

3. دشمنی هایی که کافران دردل دارند، بیش از آن چیزی است که اظهار و ابراز میکنند.

وهبه زحیلی درباره شأن نزول این آیه مینویسد:

ابن جریر طبری و ابن اسحاق از ابن عباس گزارش کرده اند که گروهی از مسلمانان با گروهی از یهودیان به خاطر همسایگی و آشنایی پیش از اسلام ارتباط برقرار کردند. خداوند این آیه را جهت نهی از ارتباط با آنها و اعلان خطر فتنه آنان نازل کرد. مستفاد از آیه این است که کافران در اضرار به مسلمانان و اظهار دشمنی و کینه و حسد به آنها کوتاهی نمی کنند.

2. روایات

روایات فراوانی دلالت دارد که اسلام و مسلمان از کافران برترند. این نبوی مشهور از آن جمله است:

الاسلام یعلوو لا یعلی علیه و الکفار بمنزلة الموتی لالحجبون و لا یورشدن؛

اسلام دین برتر است و چیزی بر آن برتری نمی گیرد و کافران همانند بردگان اند که نه مانع ارث میشوند و نه ارث میبرند.

نظر فقهای اهل سنت

بسیاری از کتابهای اهل سنت نیز این روایت نبوی را در موارد مختلف و با بیانات گوناگون گزارش کرده اند و بر اساس آن احکام بسیاری استنباط شده است که به بعضی از آنها پس از این اشاره خواهد شد. در هر صورت، این روایت مورد قبول فریقین است. برخی کتابهایی که این روایت راگزارش کرده اند عبارت اند از: صحیح بخاری،الجامع الصغیر و کنزالعمال.

ب) ادله لبّی

1. اجماع

قواعد نگاران از جمله ادله قاعده نفی سبیل را اجماع دانسته اند. صاحب القواعد الفقهیة مینویسد:

سومین دلیل اجماع محصل قطعی است بر اینکه در اسلام حکمی که سبب سلطه کافر بر مسلمان شود جعل نشده است، بلکه در جعل تمامی احکام در اسلام برتری مسلمانان رعایت شده است.

2. عقل

بی شک عقل در مقایسه آموزه های اسلام با دیگر مکاتب الهی، بر شرافت و برتری اسلام بر دیگر ادیان آسمانی حکم میکند؛ زیرا احکام و قوانین آن از جهات مختلف جامعیت دارد. احکام اسلام، افزون بر توجه به تمامی نیازهای دنیا و آخرت، اختصاص به زمان، مکان و افراد خاصی ندارد، بلکه همه مکانها، زمانها و افراد را فرا میگیرد؛ زیرا هماهنگ با فطرت انسانهاست. به همین دلیل، دین اسلام ناسخ ادیان دیگر است و از منظر حکم عقل تنها دین مورد قبول آیین مقدس اسلام است و دیگر ادیان آسمانی هر چند در زمان خود حجت و پذیرفته شده بوده اند، در عصر حاضر افزون بر نسخ، تحریف نیز شده اند. همچنین به حکم عقل، مسلمانان نیز از آن جهت که پیرو دینی هستند که نسبت به دینهای دیگر شرافت و برتری بیشتری دارد، از دیگر انسانها، حتی پیروان ادیان توحیدی، برتر و شرافتمندترند.

با توجه به این مطالب عقلی، بدیهی است که در اسلام دستوری که موجب ذلت وخواری مسلمانان باشد مردود و باطل است؛ زیرا پذیرش قوانینی که موجب سرشکستگی و خواری مسلمانان شود، با آموزه های اسلام ناسازگار خواهد بود وسر از تناقض درمی آورد. بنابراین، به حکم عقل و با توجه به مقدمات یاد شده، نه تنها در اسلام احکامی که سلطه و برتری غیر مسلمان را برمسلمان در پی دارد وجود ندارد، بلکه براساس دستورهای اسلام باید با هر گونه سلطه و حاکمیت کافران و بیگانگان، برخورد شود. هر گونه همکاری و هماهنگی نیز که به حاکمیت و تسلط کافران کمک کند، مصداق بارز تعاون بر اثم است و به حکم (الا تعاونوا علی الاثمو العدوان) حرام خواهد بود. در هر صورت، حکم عقل بر قبح سلطه پذیری و نفوذ ظالمان بر امتهای اسلامی با بیانات گوناگون امکان تقریر دارد، ولی به نظر میرسد همین مقدار کفایت میکند.

3. مفهوم آیات و روایات دال بر عزت

برای تبیین این استدلال لازم است توجه کنیم که دستورها و آموزه های شریعت مقدس اسلام، دلالت میکنند که عزت و شرف و برتری تنها در گرو پیروی از قوانین نجات بخش اسلام است. در این باره شواهد بسیاری از آیات و روایات را میتوان نشان داد.

الف آیات: واژه عزت و مشتقات آن بیش از 140 مورد در قرآن تکرار شده است. بسیاری از این آیات به گونه ای از گونه های دلالت مانند صراحت، تضمن، التزام و انواع دیگر، دلالت میکنند که عزت و برتری ویژه خداوند متعال و بندگان شایسته و مؤمنان است. آیه ذیل از آن جمله است:

و لله العزة و للرسول و للمؤمنین و لکن المنافقین لا یعلمون

خدای راست عزت و پیامبر او و مؤمنان راست، ولیکن منافقان نمی دانند.

در این آیه و مشابهات آن، خداوند خالق هستی عزت و شرافت را در خود و رسول و مؤمنان منحصر کرده و بیشک مقصود از مؤمنان مسلمانانی اند که پیرو دین اسلام اند و شاهد آن نیز کلمه رسول است.

ب روایات: بیاناتی از ائمه(ع) رسیده است که بر عزت و شرافت مؤمنان دلالت میکنند. طبق این روایات مسلمانان حق ندارند تن به ذلت و خواری بدهند.

آیات و روایات مربوط به عزت و شرافت مسلمانان و سلطه ناپذیری آنان فراوان است. مدلول التزامی این آیات و روایات این است که اسلام باهر گونه سلطه و حاکمیت کافران، به ویژه کافران حربی که با مسلمانان سرستیز و جنگ دارند، مخالف است و هر گونه حکمی که در آن استشمام پذیرش حاکمیت غیر خدا بر مسلمانان شود باطل و ناصحیح است. مستفاد از قاعده نفی سبیل نیز چیزی جز این نیست که راه هر گونه نفوذ کافران برای سلطه و حاکمیت بر امت اسلامی در اسلام مسدود است.

مصادیق قاعده

فقها در جای جای فقه به قاعده نفی سبیل و ادله اعتبار آن، به ویژه آیه نفی سبیل و حدیث علو، استدلال کرده اند. رسیدگی به تمامی این موارد ازحوصله این نوشته خارج است و تنها به بعضی از موارد بسنده میشود. پیش از گزارش موارد نیز یادآوری نکاتی مفید است.

الف برخی از موارد مورد استدلال در گذشته مصداق خارجی و مورد ابتلا بوده اند، ولیکن در عصر حاضر مورد ابتلا نیستند و گزارش آنها تنها برای نشان دادن اهمیت قاعده است.

ب هر چه فقیه صاحب دید وسیع و بینش عمیق‌تر باشد، بهره وری وی ازقاعده بیشتر خواهد بود. از این رو، میتوان با این قاعده بسیاری از روابط فرهنگی، اقتصادی، نظامی، و سیاسی و از سوی دیگر پاره ای از داد و ستدها را با اجانب و کافران، به ویژه کافران محارب، حرام دانست و پاره ای از رفتارها وکردارها را برای رهایی از سلطه اجانب واجب اعلان کرد.

ج پرواضح است که گزارش اقوال فقها نشانگر قبول آن نیست.

د فقیهانی که برای تحریم این موارد به قاعده استدلال کرده اند، فرض را بر این گرفته اند که آن عمل موجب سلطه و حاکمیت کافران و اجانب میشود. در هر صورت برخی از مصادیق قاعده عبارت اند از:

1. فروش قرآن به کافران، البته اگر بدانید که موجب هدایت آنان میشود.

2. فروش احادیث نبوی به کافران.

3. فروش کتابهای تفسیر، خطب، موعظه و دعا.

4. فروش پرده کعبه به کافران.

5. فروش زمینهای اماکن مقدس به کافران.

6. ارث نبردن وارث کافر از مسلمان.

7. بطلان ازدواج زن مسلمان با مرد کافر.

8. ثابت نشدن حق قصاص برای ولی مقتول کافر در مورد قاتل مسلمان.

9. جایز نبودن تولیت کافران بر اوقاف مسلمانان.

10. جدایی و فسخ عقد نکاح با کافر شدن مرد.

11. نافذ نبودن قضاوت کافر، هر چند تمام شرایط را داشته باشد.

آنچه ملاحظه شد پاره ای از مواردی است که فقهای گذشته بر اساس قاعده نفی سبیل حکم آنها را استنباط کرده اند.

 

نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند.
کاراکترهای نشان داده شده را در فیلد زیر بنویسید.
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
قزاقستان
طالبان و قزاقستان؛ از هراس ایدئولوژیک تا شراکت استراتژیک
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
امریکا
استیصال ویرانگر یک رئیس‌جمهور روان‌پریش
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
امریکا
رقابت راهبردی روسیه و امریکا در آسیای مرکزی
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
ایران
آشفتگی امریکا پس از سکوت نظامی در غرب آسیا
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
طالبان
سکوت در افغانستان، دادخواهی در بارسلونا
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
امریکا
مهلت 60 روزه و قمار نهایی ترامپ در قبال ایران
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
پاکستان
مناقشه دیورند؛ چرا مسأله، قومی می‌شود؟
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
امریکا
بن‌بست استراتژیک در اسلام‌آباد؛ تهران به ترامپ بدبین است
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
طالبان
شیعه و سنی علیه تروریزم تکفیری
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
طالبان
چرا نظام طالبان در تاریخ 500 ساله افغانستان بی‌سابقه است؟
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
پاکستان
نقش دوگانه پاکستان در برابر افغانستان و ایران
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
طالبان
جنایت تکفیری‌ها علیه شیعیان و خاموشی طالبان
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
پاکستان
از هرات تا کویته؛ این کشتار، مصداق نسل‌کشی است
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
امریکا
چرا صلح هر بار در لحظه آخر فرومی‌پاشد؟
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
امریکا
آتش‌بس در ایران، جنایت در لبنان؛ اسرائیل چه می‌خواهد؟
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
امریکا
آیا ایران پایان ابرقدرتی امریکا را رقم زده است؟
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
ناتو
نا امیدی اروپایی‌ها در مورد آینده ناتو
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بی‌طرفانه از جهان در خدمت مردم
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بی‌طرفانه از جهان در خدمت مردم
سیاست حفظ حریم خصوصی            شرایط استفاده
پیوندهای خارجی صرفاً جهت ارجاع ارائه شده‌اند. انصار پرس مسئولیتی در قبال محتوای سایت‌های اینترنتی خارجی ندارد. @ 2025 Ansar Press
قاعده نفی سبیل از منظر فریقین؛ ارتباط با کافران