google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
امروز، هستی، «حسین» را زمزمه میکند
سرمقالۀ روزنامه انصار
باز حلول هلال محرم در آسمان دل، انوار اندوه را به ارمغان آورد. باز هم هجوم لشکر غم بر آماج سینه ها. باز هم ترنم قمریان نینوا. در صحرای دیده ها دگرباره سپاه حسرت و اشک، خیمه برافراشت. این روزها از کوچه های دیار ما عطر کربلا میآید؛ عطری که غوغا میکند، تبسم را به یغما میبرد و بر شعف میشورد. کربلا فقط خزان غم نیست، بهار قیام است و فصل وصل سالکان. کربلا، هم مقتل امیر عشق است و هم قتلگاه تمام عاشقان تاریخ. کربلا بهشت است و اشک مؤمن، نهر زلال بهشتیان. کربلا، مدینه دلدادگی است، کعبه شیدایی و مشهد شیداییان. کربلا خورشید منظومه آفرینش است و اقیانوس خون خدا. زمزم عاشوراییان، فرات است و سعی صفاصفتان از علقمه تا خیمه ها. محراب نماز ما ابروان ماه بنی هاشم است. زائران نینوا احرام سیاه به تن دارند و همپای زینب (س) طائف گودال قتلگاه حسینند. فرود دست ها بر سینه های سوخته، روایت ناشکیبایی مسلمانان در مصیبت مظهر رضا و شکیبایی است. در عزای سالار حماسه و شمشاد سرخ شهادت، شط اشک به وصال دریای خروشان خون رسیده است. ما دل به عاشورا سپرده ایم و مونس صبای عشق و جرعه نوش سبوی وفا گشته ایم و حیات و عزت خود را در آیینه سرخ کربلا میبینیم. امروز، صحیفه اندوه و آه در برابر دیدگان مشتاقان عاشورا گشوده میشود و شهادت در افقی به فراخنای از تاریخ، طلوعی مکرر مییابد. ایثار، با مصداقی عظیم و لاله آسا به ظهور میرسد. امروز، هستی، (حسین) را زمزمه میکند و (سقای کربلا) را میخواند. عطش از گستره خاک تا چکاد افلاک را فرامی گیرد. قلب سوگواران بسان دشت تفتیده نینوا چاک چاک میشود. یاران یار، نوید شهادت میدهند و محبان یاران، تسلیت مصیبت. سیمای کربلاییان برافروخته میشود و دست های عزاداران، برافراخته. شاعران میخوانند: ای کاش ماجرای بیابان دروغ بود این حرف های مرثیه خوانان دروغ بود ای کاش این روایت پرغم سند نداشت بر نیزه ها نشاندن قرآن دروغ بود ای کاش گرگ تاخته بر یوسف حجاز مانند گرگ قصه کنعان دروغ بود حیف از شکوفه ها و دریغ از بهار، کاش برجان باغ، داغ زمستان دروغ بود اصحاب خورشید، سرود وصال میخوانند و مریدان آفتاب، نغمه غمناک فراق. اینک شراره های شرافت غم از آتشفشان عشق میتراود. امروز به محفل سرخ محرم، قدم میگذاریم و میهمان ضیافت اشک و خون میشویم؛ عظم ا... اجورنا و اجورکم سرمقاله شماره 161 روزنامۀ انصار تاریخ: 1392/8/15 نویسنده: سید مسعود علوی
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





