google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
سرودههایی در شکوه حضرت زهرا(س): «ای مادرِ پدر، غرض از روشنا تویی»
جمعی از شاعران کشور با انتشار سروده های خود در وصف حضرت زهرا(س)، شهادت این بانوی گرانقدر را به عموم مسلمانان جهان تسلیت گفتند.به گزارش خبرگزاری انصار به نقل از پویا، پیشینه شعر فاطمی به خلاف برخی از گونه های دیگر شعر آیینی در ادب فارسی شناخته شده نیست؛ گویی این گونه شعری تحت الشعاع دیگر شاخه های شعر آیینی قرار گرفته است. در دوران معاصر به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شعر فاطمی با برپایی مجالس عزای حضرت زهرا(س)، جان بیشتری گرفته است؛ به طوری که طی سال های اخیر هم سروده های ارزشمندی از نظر کیفی در این رابطه منتشر شده است. در روزهای اخیر همزمان با شروع ایام فاطمیه، تعدادی از شاعران فارسی زبان با انتشار مطالبی تازه ترین سروده های خود را به بانوی دو عالم تقدیم کردند که بخشی از آن منتشر می شود: محمد سهرابی: وقتی بگو بخند تو در خانه جا نشد صبح دراز تو سر مغرب شدن نداشت قدری غذا بخور جگرم ریش ریش شد در خانه روسری به سرت قاتل من است قحط طبیب شرم علی را مضاف کرد جان خودم قسم که همین چند روز پیش پهلوی و روی موی و وضوی جبیره ات *** سیدحمیدرضا برقعی: زنی از خاک، از خورشید، از دریا، قدیمی تر که قبل از قصۀ «قالوا بلی» این زن بلی گفته ست ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه نشاند آن دانه را در آسمان با گریه آبش داد چه بنویسم از آن بی ابتدا، بی انتها، زهرا مرا در سایۀ خود بُرد و جوهر ریخت در شعرم مدام او وصله می زد، وصلۀ دیگر بر آن چادر همان چادر که مأوای علی در کوچه ها بوده است غمی در جان زهرا می شود تکرار در تکرار برایش روضه می خواند صدایی در دل باران خدا را ناگهان در جلوه ای دیگر نشان دادند صدای گریه آمد، مادرم می سوخت در باران وصیت کرد مادر، آسمان بی وقفه می بارید زمان رفتنش فرمود: می بخشید مادر را بمیرم بسته می شد آن نگاه آهسته آهسته بُنَّیَ تشنه ای مادر برایت آب آورده... *** قربان ولیئی: آفرید از گل و آیینه و لبخند تو را مصحفِ رازی و در صبحِ نخستینِ جهان بشر و این همه آیینگی و شفّافی؟ گسترش یافت، افق تا افق، آن زیبایی آسمان هرچه بلا بود نثارِ تو نمود یازده سرخ گل و سبزیِ هستی از توست همه او هستی و لال است زبانم، لال است *** موسی عصمتی: خانه ای در حوالی باران پدری که شبیه اقیانوس خانه ای که شبیه منظومه خانه ای که اگرچه از خشت است خانه ای که اگرچه ساده ولی هر فقیری که باز در بزند روی بام همیشه کوچکشان وای این بیت تا خدا جاری کوثری از بهشت برگشته آیه هایی بلند و دریایی باید اما دوباره برگردیم به همان خانه ای که می گویند به همان خانه ای که می گویند در آن رو به آسمان باز است *** عبدالرحیم سعیدی راد: برخیز و روشن کن چراغ آسمان را آهسته گلهای وجودت را صدا کن آنگاه مهر مادری ات را نشان ده حالا ولی ای مادر گلهای پرپر دل را به صاحبخانه دلدار بسپار یک بار دیگر همتی کن از دل و جان وقتی تنور عاشقی دارد زبانه عالم به قربان تو و کاشانه تو همراه کن با خود یکی از یارها را بانوی صبر و سادگی و استقامت هرگز نکردی شکوه ای از درد بازو در سینه خود شوق بی مانند داری ای مخزن الاسرار! ای آیینه راز بر سفره مهرت برای شام حیدر اینک صدای در می آید؛ از دل و جان ای آنکه اشکت چون اناری دانه دانه هرچند خسته، نیمه های شب به پا خیز پروردگار آسمانها را صدا کن گل های خودرو، تشنه و بی ادعایند غرق تلاطم مثل امواجند مردم انتهای پیام
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





