google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
معرفی كتاب «مقدمهای بر جریانشناسی اسلامی افغانستان»
نویسنده: اسماعیل باقری
ناشر: موسسه مطالعات اندیشه سازان نور
تاریخ چاپ: 1393
مکان چاپ: تهران بدون شك افغانستان و تحولات آن طی سه چهار دهه گذشته، به علت برخورداری از موقعیت خاص جغرافیایی و ژئوپلتیك، در كانون توجهات منطقه ای و فرامنطقه ای بوده است و در سال های آتی نیز این كشور چنین ویژگی اش را حفظ خواهد كرد. بنابراین این وضعیت به نوعی تداوم داشته، طوری كه این كشور هم چنان در تضاد راهبردها و منافع بازیهای استراتژیك بازیگران موثر از جمله آمریكا، اعضای كشورهای آتلانتیك شمالی(ناتو)، روسیه، چین، عربستان سعودی، هند، پاكستان و... قرار خواهد گرفت. در واقع به دلیل ناهمسویی سیاست ها و منافع كنشگران داخلی، منطقه ای و بین المللی در افغانستان، ثبات سازی و امنیت سازی هم چنان در اولویت خواهد بود. به عبارت روشن تر، تنش ها و مجادلات سطح بندی شده همواره در ساختار قدرت و نظام سیاسی افغانستان، از طریق بازیگران داخلی و خارجی حمایت می شود. البته بركسی پوشیده نیست كه نمی توان تحولات رخداده در افغانستان را تنها ناشی از سیاست های بازیگران خارجی دانست و به بازیگران داخلی بی توجه بود. بطور حتم بخشی از تحولات سیاسی افغانستان برآمده از سیاست ها، منافع و گرایش های فكری، مذهبی و سیاسی بازیگران داخلی است كه برخی از این بازیگران همسو با ساختار سیاسی عمل می كنند و برخی نظیر شبه نظامیان طالبان، به دنبال تغییر و ضعیت و ناهمسو با دولت و نظام سیاسی هستند. اما نكته مهم تر اینكه برخی از این جریانات سیاسی منافع خودشان را در پیوند با منافع قدرت های همسوی خارجی تعریف كرده و به جای داشتن راهبرد ملی، بیشتر بر راهبرد قومی، مذهبی و جناحی تاكید می كنند و به نوعی هویت قومی - قبیله ای بر هویت ملی غلبه دارد. بر همین اساس و به دلیل عدم شكل گیری هویت جامعه ای و فراگیر(هویت ملی) دولت - ملت سازی در افغانستان به معنای واقعی با استانداردها و معیارهای منطقه ای هم فاصله زیادی دارد. جریان های سیاسی فکری افغانستان در طول یک سده اخیر، همواره تحت تأثیر نظام های سیاسی موجود در این کشور، گرایش های مارکسیستی، جهادی، طالبانی و سرانجام لیبرال دموکراسی بوده اند. اما به رغم این نظام های حکومتی، اسلام به عنوان عاملی هویت ساز بوده و اساس و بنیان جامعه افغانستان برخاسته از اسلام و آموزه های اسلام است. کتاب حاضر دریچه ای به سوی شناخت جریان های سیاسی، مذهبی تأثیرگذار در صحنه افغانستان می گشاید. كتاب مقدمه ای بر جریان شناسی اسلامی افغانستان كه بخشی از روند مطالعاتی شناخت جامعه سیاسی افغانستان را پوشش می دهد، به دلایل متعدد از اهمیت زیادی برخوردار است: اولین دلیل اهمیت این اثر به جایگاه كشور و جامعه اسلامی افغانستان برمی گردد. به این معنی كه افغانستان مهم ترین كشور در حوزه تمدنی و فرهنگی ایران بزرگ است كه تحولات این كشور در محیط منطقه ای و بین المللی، به دلیل واقع شدن بین منطقه آسیای مركزی، جنوب آسیا و آسیای غربی از جایگاه خاصی برخوردار است. به منظور شناسایی روند تحولات افغانستان، باید جریان های سیاسی و مذهبی آن را به عنوان یكی از عوامل مؤثر بر آینده جامعه سیاسی و اجتماعی افغانستان بررسی كرد. دومین دلیل اهمیت ارائه چنین اثری، به اهمیت ذاتی و تأثیرگذاری جریان های فكری و الگوها و سبك زندگی مكاتب فكری مختلف در جهان برمی گردد. در این میان افغانستان به نوعی محل آزمون مكاتب فكری و سیاسی كمونیسم، لیبرالیسم و غرب گرایی در كنار مكتب اسلام بوده است. در هر مقطعی این مكتب های فكری، جریان های سیاسی مخصوص خود را در جامعه افغانستان به یادگار گذاشته اند؛ هر چند مكتب فكری اسلام گاه با دخالت بیگانگان، دستاویزی برای خراب كردن وجهه واقعی اسلام شده كه طالبان نماد بارز آن است. سومین دلیل آنست كه در خصوص ماهیت شناسی و سنخ شناسی جریان های فكری سیاسی و مذهبی جهادی افغانستان كمتر اثری منتشر شده است. این در صورتی است كه درك روند تحولات افغانستان بدون شناخت نقش عوامل سیاسی داخلی به ویژه جریان های سیاسی و فكری ممكن نیست. البته دانشنامه سیاسی افغانستان؛ احزاب و سازمان ها به قلم مهندس سید باقر مصباح زاده در سال گذشته (1392) توسط موسسه مطالعات اندیشه سازان نور منتشر شده است. و آخرین دلیل این كه امید است این كتاب زمینه ای یا انگیزه ای فراهم سازد كه پژوهندگان این حوزه به جریان های سیاسی به ویژه جریان های فكری - مذهبی توجهی مضاعف نشان دهند. به دلیل سیال بودن تحولات افغانستان و شكنندگی ائتلافات سیاسی این كشور، می خواستم این كتاب مقدمه ای باشد تا آگاهان سیاسی و اندیشمندان این حوزه ضمن نقد و ارائه دیدگاه های خود، برای شناخت هر چه بهتر جریان های فكری سیاسی و مذهبی این كشور تلاش كنند. فهرست مطالب کتاب به ترتیب زیر است: مقدمه فصل دوم: بررسی جریان های مذهبی جهادی در افغانستان فصل سوم: نقش و بازتاب انقلاب اسلامی بر جریان های فكری سیاسی افغانستان بازتاب انقلاب اسلامی ایران در افغانستان علل تأثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر افغانستان تأثیر انقلاب اسلامی بر افغانستان منابع و مآخذ معرفی كتاب از: اسماعیل باقری
مراسم رونمائی از کتاب نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





