google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
استیصال ویرانگر یک رئیسجمهور روانپریش
دونالد ترامپ؛ رئیسجمهور امریکا، بار دیگر ادعا کرد که حکومت ایران در وضعیت بسیار بدی است و تقریبا هیچ چیزی ندارند، حتی رهبری!
او مدعی شد: «رهبران ردهٔ اولشان از بین رفتهاند، رهبران رده دومشان هم از بین رفتهاند، و حالا ما با رده سوم آنها سروکار داریم. اما ببینیم چه پیش میآید.» یک خبرنگار از او پرسید: «ایران نشان داده که خیلی سرسخت است. به نظر میرسد مذاکرات به بنبست رسیده است. آیا شما میخواهید آتشبس را بشکنید؟» ترامپ پاسخ داد: «نمیدانم سرسختی یعنی چی؟ چون واقعا هیچکس نمیداند در این مذاکرات چه میگذرد. این کمی مشکلساز است. رهبران آنها همراه با ارتش آنها از بین رفتند، تقریبا تمام ارتششان.» در شرایطی که جهان همچنان با پیامدهای ژئوپلیتیکی جنگ فرسایشی ایران و امریکا دستوپنجه نرم میکند، اظهارات تازه دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، بیش از هر چیز تصویری از استیصال شرمآور و رفتارهای روانپریشانه او را به نمایش میگذارد. ترامپ که به نظر میرسد از بنبست کنونی مذاکرات و ناتوانی در اعمال فشار مؤثر بر ایران به ستوه آمده، به ادعاهای واهی و تناقضگوییهای مکرر رو آورده است؛ ادعاهایی که نه تنها با واقعیت میدانی جنگ ایران همخوانی ندارد، بلکه بحرانهای جهانی ناشی از این جنگ را عمیقتر و لاینحلتر میکند. ترامپ در تازهترین اظهارات خود مدعی شده که حکومت ایران در وضعیت بسیار بدی قرار دارد، «تقریبا هیچ چیزی ندارند» و حتی رهبری این کشور از میان رفته است. او ادعا کرده: «رهبران رده اولشان از بین رفتهاند، رهبران رده دومشان هم از بین رفتهاند، و حالا ما با رده سوم آنها سروکار داریم.» این ادعاها در حالی بیان میشود که نهادهای اطلاعاتی خود متجاوزان، از جمله سیا و موساد، بارها تأیید کردهاند که ساختار فرماندهی و رهبری ایران نه تنها از بین نرفته، بلکه با انعطافپذیری بالا خود را با شرایط جنگی وفق داده است. کج فهمی یا تحریف عمدی واقعیت توسط ترامپ از وضعیت ایران، بخشی از الگوی رفتاری اوست که در آن هرگونه مقاومت در برابر فشار حداکثری را به معنای فقدان رهبری تفسیر میکند. جالبتر آنکه او در ادامه و در پاسخ به خبرنگاری که سرسختی ایران را یادآور میشود، میگوید: «نمیدانم سرسختی یعنی چی؟ چون واقعا هیچکس نمیداند در این مذاکرات چه میگذرد.» این جمله آشکارترین تناقض او را نشان میدهد: از یک سو مدعی آگاهی از نابودی رهبران ایران است و از سوی دیگر میگوید هیچکس از روند مذاکرات خبر ندارد. اگر واقعاً مذاکرات در بنبست است و ایران هیچ رهبری ندارد، پس هدف از مذاکره با چه کسی و بر چه اساسی تعریف میشود؟ اما فراتر از تناقضگوییهای لفظی، مهمترین آسیب این قبیل اظهارات، تشدید بحرانهای جهانی ناشی از جنگ ایران است. واقعیت میدانی این است که درگیری مستقیم یا نیابتی با ایران، تنگه هرمز را به خط مقدم اختلال در تأمین انرژی جهان تبدیل کرده است. ترامپ در حالی از «نابودی تقریبا تمام ارتش ایران» سخن میگوید که آمارهای مستقل نشان میدهد که ایران همچنان تنگه هرمز را کنترول میکند و هزینههای این جنگ برای اقتصاد جهانی تاکنون به بیش از دو هزار میلیارد دالر رسیده و اختلال در عرضه نفت، قیمت هر بشکه را در برخی ماهها به بالای 120 دالر کشانده است. آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده که حتی در خوشبینانهترین سناریو، کمبود نفت فزیکی برای ماهها ادامه خواهد داشت و کشورهای اروپایی و آسیایی که به نفت و گاز خلیج فارس وابسته هستند، با شدیدترین رکود تورمی پس از جنگ جهانی دوم مواجه شدهاند. بحران گاز نیز جدی است. قطر به عنوان تامینکننده 21 درصد الانجی جهان، در صورت گسترش جنگ، توان صادرات خود را از دست داده و اروپا که پیشتر روسیه را تحریم کرده بود، اکنون با کمبود مضاعف روبرو شده است. ادعای دروغین دیگر ترامپ درباره «از بین رفتن ارتش ایران» در حالی تکرار میشود که خود مقامات پنتاگون اعتراف کردهاند که توان موشکی و پهپادی ایران نه تنها نابود نشده، بلکه تاکتیکهای نامتقارن و جنگ فرسایشی در دریا و خشکی، آسیبهای سنگینی بر ناوگان امریکا و متحدانش در منطقه وارد کرده است. ترامپ که در طول دوران ریاستجمهوری خود به اغراق و بزرگنمایی درباره اقداماتش علیه ایران شهرت دارد، اکنون به سمپتوم کلاسیک یک سیاستمدار در بنبست دچار شده است: فرافکنی ضعفهای خود و تیمش به عنوان شکست دشمن. وقتی او از سرسختی غیرقابل درک ایران سخن میگوید، در واقع ناتوانی خود را در تحقق شعار «فشار حداکثری» برملا میکند. واقعیت آن است که طولانی شدن جنگ ایران، بازارهای جهانی را در وضعیت دائمی اضطراب نگه داشته و اعتماد به سیستم مالی و بیمه حملونقل دریایی را از بین برده است. هر روزی که ترامپ و همفکرانش به جای پذیرش واقعیت و بازگشت به دیپلوماسی، به ادعاهای واهی درباره نابودی رهبران ایران دامن میزنند، نه تنها راه حل بحران را دورتر میکنند، بلکه تازهترین شاهد بر این حقیقت تلخ هستند که استیصال شرمآور و روانپریشی سیاسی یک رئیسجمهور غیرمسئول، میتواند سراسر جهان را درگیر توهمات و تعصب و استبداد رأی او کند. حامد احمدی
|
|
|
U.S
Afghanistan
Iran
International
Social
Economic
Articles |
Athletic
Read
Science
Medical
Interview
Art and Culture
Travel |
|





