google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
در غربت غرب کابل؛ کودکان به مثابه هدف جنگی
مکتبی در منطقهٔ شیعهنشین غرب کابل بار دیگر آماج یک حملهٔ تروریستی قرار گرفت؛ حملهای که در برابر مکتب و آموزشگاهِ «شمع هدایت» در دشتِ برچی رخ داد و در آن دهها دانشآموز شیعه زخمی شدند.
طالبان که مسئولیت مستقیم تأمین امنیت مردم، مراکز آموزشی و اماکن غیرنظامی را بر عهده دارند، میگویند تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این رویداد را نپذیرفته است؛ اما احتمالاً دستِ خونآلود داعش در این حمله دخیل بوده است؛ اتهامی آشنا که از دورهٔ جمهوریت تاکنون برای فریبِ افکار عمومی، فرافکنی و فرار از مسئولیت مطرح میشود تا هیچکس، حاکمیت را مسئول نَداند و ناکارآمدی یا دستهای پیدا و پنهانِ فعال در درونِ حکومت در ارتکاب این جنایتهای شنیع و مرگبار برجسته نشود. طالبان در حالی انگشتِ اتهام را به سمتِ داعش نشانه رفتهاند که بارها مدعی شدهاند داعش در افغانستان «کاملاً از بین رفته» و این ادعا را از بزرگترین افتخارات خود در زمینهٔ «مبارزه با تروریزم» عنوان کردهاند. با این حال، هر بار که یک حملهٔ تروریستیِ مرگبار رخ میدهد، بهسادگی داعش را متهم میکنند تا با معرفی یک دشمنِ فرضی و موهوم، از خود رفعِ مسئولیت کنند. از جانب دیگر، داعش هم در دورهٔ جمهوریت و هم در دورهٔ طالبان، یک نشانیِ جعلی است که راهی به هیچدهی نمیبرد و این امر نه تنها حاکمان را از مسئولیتِ مستقیم در قبالِ امنیتِ مردم و شهروندان تبرئه نمیکند، بلکه آنان را به دلیلِ ناکامی در مبارزه با تروریزم و ناتوانی در از میان بردنِ عواملِ ناامنی، ناکارآمد نشان میدهد. بنابراین، طالبان با نسبت دادنِ انفجارِ تازه در غربِ کابل به داعش، افزون بر آنکه بر مسئولیتِ مضاعفِ خود در تأمینِ امنیتِ مردم و مقابله با هستههای تروریستی تأکید کردهاند، بهطور ضمنی اعتراف کردهاند که ادعایشان در زمینهٔ مبارزه با تروریزم و نابودیِ داعش نیز کذبِ محض و تبلیغاتی دروغین بوده که صرفاً برای کسبِ امتیاز از قدرتهای بزرگ و بازیگرانِ بینالمللی مطرح شده و هرگز واقعیت نداشته است. در این میان اما چیزی که برای شیعیانِ غربِ کابل و سراسر کشور هیچ تغییری نکرده، مصایب و فجایعی است که همچنان از آنان قربانی میگیرد؛ مصایب و فجایعِ بیرحمانهای که حتی کودکانِ معصوم و بیگناه و دانشآموزانِ خردسال را نیز هدفِ جنگی میداند و بیپروا آنان را آماج قرار میدهد. ضجههای دردناک و استخوانسوزِ مادرانِ غربِ کابل که یک بار دیگر شنیده شد و بار دیگر این واقعیتِ تلخ و دردناک را موردِ تأکید قرار داد که آنان با دشمنانِ بیرحم و ریاکاری روبهرو هستند که یکی کودکانِ هزاره و شیعه را اهدافِ مشروع برای کشتار و قساوت و شقاوت میشناسد و دیگری با نیرنگ و فریب و فرافکنی، مسئولیتِ این جنایتها را به آدرسهای موهوم و نشانیهای خیالی حواله میدهد تا هیچکس در برابرِ عدالت پاسخگو نباشد و قربانیان و بازماندگان در میانهٔ مرگ و ماتم به حال خود رها شوند. رویدادِ مکتبِ شمع هدایت اما این واقعیتِ روشن را موردِ تأکیدِ مجدد قرار داد که تروریزم بر افغانستان حاکم است و هر زمان که اراده کند دوباره به سراغِ بیدفاعترین و بیپناهترین قربانیانش یعنی هزارههای شیعه میرود؛ همان مردمی که نه در جمهوریتِ امریکایی در امان بودند و نه در امارتِ طالبانی نفسی راحت میکشند. مسئولِ این گونه فجایع در گامِ نخست، امریکای جنایتکار است که تروریستهای بالفطرهٔ فعال در جمهوریتِ فساد را حمایت میکرد و هرگز اجازه نمیداد تا عواملِ کشتارِ سیستماتیکِ شیعیان به پای میزِ عدالت کشانده و مجازات شوند؛ همان امریکایی که با پایانِ تاریخِ مصرفِ جمهوریتِ فاسد، طالبان را به قدرت بازگرداند تا آن میراثِ مرگبار را علیه شیعیان زنده نگه دارند و هر روز زخمهای تازهای بر این پیکرِ خسته و خونین بیافرینند. نرگس اعتماد
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
|
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





