google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت                 افغانستان                 ایران                 بین المللی                 فرهنگی و هنری                                
سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت
ایران      |      غزه
سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت
1405/05/11-08:35

متوکل توحیدی، سخنگوی والی طالبان در نیمروز در گفتگو با بی‌بی‌سی تأیید کرده است که جنازه‌های 14 مهاجر افغان که در مسیر رفتن به ایران بودند، روز (8 اسد) در منطقه ریگ‌های «لالو» در دشت مارگو پیدا شده است.

سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت

به گفته او، این افراد از ساکنان ولایت بادغیس بودند.

سخنگوی والی نیمروز افزود که به دلیل باقی ماندن جنازه این افراد برای مدت طولانی در گرمای شدید و میان ریگزارها، شناسایی آن‌ها به آسانی ممکن نیست.

به گفته او، این گروه 20 نفره با یک موتر تویوتا در حال حرکت بودند که این موتر در مسیر خراب می‌شود. پس از آن، راننده همراه با یک نفر دیگر برای تهیه مواد غذایی و وسایل مورد نیاز برای تعمیر از گروه جدا می‌شوند؛ اما به دلیل گرد و غبار شدید، در بازگشت نتوانستند مسافران را پیدا کنند.

فاجعه انسانی تازه‌ کشف‌شده در دشت مارگو- جایی که جنازه‌های 14 جوان افغان در میان ریگ‌های روان پیدا شد، بخشی از یک فاجعه دردناک و تکراری است؛ فاجعه‌ای که نشان می‌دهد افغانستان به سرزمینی تبدیل شده که در آن جوان افغان نه می‌تواند در وطن زندگی انسانی داشته باشد، نه می‌تواند با اطمینان و امید به آینده‌ای بهتر از آن بگریزد. این مرگ‌های خاموش، سندی تکان‌دهنده از فروپاشی امید، بی‌دولتی، بی‌کاری، بی‌سرنوشتی و بی‌توجهی جهانی است.

افغانستان به نقطه‌ای رسیده است که جوانان در آن هیچ چشم‌اندازی برای آینده نمی‌بینند. نبود یک دولت مشروع و پاسخ‌گو، یعنی نبود نهادی که بتواند امنیت، کار، آموزش و امید تولید کند. در چنین خلأیی، جامعه به سمت فروپاشی می‌رود و جوانان نخستین قربانیان آن هستند.

مرگ این 14 نفر، صرفا روایت یک سفر شکست‌خورده نیست؛ روایت یک کشور شکست‌خورده است. آن‌ها از بادغیس راه افتاده بودند، از ولایتی که سال‌هاست با فقر، خشکسالی، بی‌کاری و بی‌ثباتی دست‌وپنجه نرم می‌کند. جوان افغان امروز نه دانشگاه دارد، نه کار، نه آزادی اجتماعی، نه امنیت سیاسی. او در کشوری زندگی می‌کند که در آن آینده و کار، یک مفهوم لوکس و دست‌نیافتنی شده است. وقتی هیچ افقی وجود ندارد، مهاجرت{حتی اگر از میان ریگزارهای مرگبار باشد} به «تنها انتخاب» تبدیل می‌شود.

اقتصاد افغانستان پس از سقوط دولت پیشین و قطع کمک‌های بین‌المللی، عملاً از حرکت ایستاده است. میلیون‌ها نفر بیکارند، هزاران کسب‌وکار تعطیل شده، و چرخه تولید متوقف شده است. جوانی که باید موتور توسعه باشد، اکنون در صف‌های طولانی کارهای روزمزد یا در جستجوی راه‌های خطرناک خروج از کشور سرگردان است. این بی‌کاری گسترده فقط یک مشکل اقتصادی نیست؛ یک بحران وجودی است که هویت و آینده یک نسل را نابود می‌کند.

در کنار این فروپاشی داخلی، جامعه جهانی نیز در این فاجعه نقش دارد. افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی، کاملا به حاشیه رانده شد. نه برنامه‌ای برای حمایت از جوانان وجود دارد، نه فشار مؤثری برای تغییر رفتار طالبان، نه سازوکاری برای جلوگیری از مرگ‌های خاموش در مسیرهای مهاجرت. جوان افغان، در چشم جهان، به یک «عدد» تبدیل شده؛ عددی که در گزارش‌ها می‌آید و می‌رود، بی‌آنکه تغییری در سیاست‌ها ایجاد کند.

این بی‌توجهی، راه را برای باندهای جنایتکار قاچاق انسان باز کرده است؛ شبکه‌هایی که از ناامیدی جوانان سود می‌برند و آن‌ها را در مسیرهای مرگبار به کار می‌گیرند. قاچاقچیان انسان، در غیاب دولت مشروع و در سایه بی‌ثباتی، به تاجران مرگ تبدیل شده‌اند. آن‌ها جوانان را با وعده‌های دروغین کار و زندگی بهتر فریب می‌دهند، پول‌های اندک‌شان را می‌گیرند، و سپس آن‌ها را در بیابان‌ها، کوه‌ها یا دریاها رها می‌کنند. مرگ این 14 نفر، نتیجه مستقیم همین چرخه است: چرخه‌ای که در آن فقر، فقدان دولت مشروع و مسئول ، بی‌توجهی جهانی و جنایت سازمان‌یافته دست‌به‌دست هم داده‌اند.

طالبان در روایت رسمی خود، این حادثه را «گم‌شدن در گرد و غبار بیابان» توصیف می‌کنند؛ اما واقعیت بسیار عمیق‌تر و دردناک‌تر است. این جوانان نه در گرد و غبار، بلکه در بی‌سرنوشتی گم شدند؛ در کشوری که هیچ ساختاری برای حفاظت از جان شهروندان ندارد، هیچ برنامه‌ای برای اشتغال ندارد، هیچ چشم‌اندازی برای توسعه ندارد، و هیچ اراده‌ای برای ساختن آینده نشان نمی‌دهد. آن‌ها قربانیان ساختاری هستند که زندگی را به یک بن‌بست تبدیل کرده است.

این فاجعه، نماد وضعیت نسلی است که میان سه نیرو گرفتار شده: طالبان، بیکاری، و بی‌توجهی جهان. نسلی که نه می‌تواند بماند، نه می‌تواند برود، نه می‌تواند بجنگد، نه می‌تواند بسازد. نسلی که در آن «نه دست ستیز مانده، نه پای گریز». افق

 

#افغانستان                #طالبان                #جوانان                #مهاجرت                #بیکاری               
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند.
کاراکترهای نشان داده شده را در فیلد زیر بنویسید.
سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت
سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت
سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بی‌طرفانه از جهان در خدمت مردم
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید
سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت
سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت
سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت
سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت
سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بی‌طرفانه از جهان در خدمت مردم
سیاست حفظ حریم خصوصی            شرایط استفاده
پیوندهای خارجی صرفاً جهت ارجاع ارائه شده‌اند. انصار پرس مسئولیتی در قبال محتوای سایت‌های اینترنتی خارجی ندارد. @ 2025 Ansar Press
سرنوشت غم‌انگیز جوانان افغان در ریگزار های مهاجرت