google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی                 افغانستان                 ایران                 بین المللی                 فرهنگی و هنری                                
بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی
ایران      |      غزه
بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی
1405/05/05-08:56

در آستانه پنج‌سالگی حاکمیت طالبان، بدخشان به یکی از حساس‌ترین کانون‌های تنش در افغانستان تبدیل شده است؛ نقطه‌ای که همزمان محل تلاقی رقابت‌های درون‌گروهی طالبان، مقاومت‌های مسلحانه محلی، منافع اقتصادی و فشارهای ژئوپلیتیک است.

بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی

در ماه‌های اخیر، مجموعه‌ای از رخدادها ـ از درگیری‌های خونین میان جناح‌های طالبان گرفته تا حملات جبهه آزادی و نشست‌های فوق‌العاده والی‌های زون شمال‌غرب ـ تصویری روشن از شکنندگی حاکمیت طالبان در این منطقه ارائه می‌دهد. این وضعیت نشان می‌دهد که چالش اصلی طالبان پس از پنج سال، نه کسب قدرت، بلکه حفظ و اعمال آن در ساختاری است که به طور سنتی بر پایه شبکه‌های محلی و موازنه‌های قومی استوار بوده است.

بدخشان از همان ابتدای بازگشت طالبان به قدرت، به دلیل ترکیب قومی متفاوت، حضور فرماندهان محلی قدرتمند و موقعیت ژئوپلیتیک حساس، محل بی‌اعتمادی رهبران طالبان نسبت به نیروهای بومی بوده است. طالبان برای کنترول این منطقه، هزاران نیروی امنیتی از هلمند و کندهار را به فَیض‌آباد و دیگر ولسوالی‌ها منتقل کردند؛ اقدامی که نه‌تنها شکاف‌های قومی را تشدید کرد، بلکه زمینه‌ساز درگیری‌های مکرر میان نیروهای وارداتی و طالبان محلی شد.

داده‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد که از سال 2021 تا پایان 2025 دست‌کم 10 مورد درگیری درون‌گروهی در بدخشان رخ داده که در آن ده‌ها عضو طالبان کشته و زخمی شده‌اند. این درگیری‌ها اغلب بر سر کنترول معادن طلا و سنگ‌های قیمتی، نفوذ محلی و رقابت میان فرماندهان بوده است.

در سال 2026، تنش‌ها وارد مرحله تازه‌ای شد. عصیان فرمانده محلی تاجک‌تبار طالبان، جُمعه خان فاتح، نقطه اوج بحرانی بود که می‌توانست به درگیری گسترده تبدیل شود. این رخداد نشان داد که تلاش طالبان برای تمرکز قدرت، مستقیماً با ساختارهای ریشه‌دار محلی در تضاد قرار گرفته است. در واقع، بدخشان اکنون صحنه تقابل دو پروژه است: از یک‌سو شبکه‌های محلی که طی دهه‌ها بر منابع، تجارت و مسیرهای مرزی کنترول داشته‌اند؛ و از سوی دیگر طالبان که می‌کوشند این منابع را به ستون فقرات اقتصاد حاکمیت خود تبدیل کند.

اهمیت اقتصادی بدخشان در این روند تعیین‌کننده است. این ولایت دارای ذخایر غنی طلا، سرب، روی و سنگ‌های قیمتی است و طالبان آن را محور برنامه توسعه معادن و جذب سرمایه‌گذاری خارجی ـ به‌ویژه چین ـ می‌دانند؛ اما گسترش پروژه‌های معدنی، پیامدهای اجتماعی و امنیتی قابل توجهی داشته است: جابه‌جایی کشاورزان خشخاش، تبدیل زمین‌های زراعتی به امتیازهای معدنی، انحراف منابع آب به سوی سایت‌های استخراج، توزیع نابرابر درآمدها و حضور فزاینده اتباع چینی. این عوامل، نارضایتی‌های محلی را تشدید کرده و زمینه را برای مقاومت‌های پراکنده فراهم کرده است.

در کنار این تنش‌های درون‌طالبانی، فعالیت گروه‌های مقاومت مانند جبهه آزادی نیز بر پیچیدگی وضعیت افزوده است. حملات این گروه در بدخشان و مناطق همجوار، هرچند از نظر نظامی محدود، اما از نظر سیاسی مهم‌اند؛ زیرا نشان می‌دهند که طالبان هنوز نتوانسته‌اند کنترول کامل و بدون چالش بر مناطق دوردست برقرار کنند. این حملات معمولاً در واکنش به فشارهای طالبان بر جوامع محلی، عملیات‌های تفتیش و بازداشت‌های گسترده صورت می‌گیرد و به‌طور غیرمستقیم شکاف میان طالبان و مردم را عمیق‌تر می‌کند.

نشست‌ اخیر والی‌های زون شمال‌غرب طالبان نیز بیانگر نگرانی جدی رهبری طالبان نسبت به وضعیت بدخشان است. طالبان تلاش می‌کنند با هماهنگی بیشتر میان والی‌ها، تقویت حضور نیروهای امنیتی و اعمال فشار بر فرماندهان محلی، از گسترش بحران جلوگیری کنند؛ اما این اقدامات، در عمل اغلب به افزایش تنش منجر می‌شود؛ زیرا ساختار قدرت در بدخشان بر پایه توافقات محلی و روابط قومی است و هرگونه دخالت بیرونی، مقاومت ایجاد می‌کند.

به این ترتیب، بدخشان اکنون به آزمونی برای سنجش توان طالبان در تبدیل پیروزی نظامی به حکمرانی پایدار تبدیل شده است. پنج سال پس از تسلط طالبان، آنها توانسته از فروپاشی داخلی جلوگیری کند، اما نتوانسته شکاف‌های محلی را ترمیم یا ساختار قدرت را به‌طور کامل یکپارچه کند.

بحران بدخشان نشان می‌دهد که چالش اصلی طالبان، نه تهدیدهای بیرونی، بلکه مدیریت تضادهای درونی، کنترول منابع اقتصادی و کسب مشروعیت محلی است. اگر طالبان نتوانند این بحران‌ها را مهار کنند، بدخشان می‌تواند به نقطه آغاز بی‌ثباتی گسترده‌تر در شمال‌شرق افغانستان تبدیل شود؛ منطقه‌ای که هم از نظر قومی و هم از نظر ژئوپلیتیک، حساس‌ترین بخش کشور به شمار می‌رود.

مهدی نوری

 

#افغانستان                #طالبان                #بدخشان               
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند.
کاراکترهای نشان داده شده را در فیلد زیر بنویسید.
بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی
بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی
بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بی‌طرفانه از جهان در خدمت مردم
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید
بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی
بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی
بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی
بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی
بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بی‌طرفانه از جهان در خدمت مردم
سیاست حفظ حریم خصوصی            شرایط استفاده
پیوندهای خارجی صرفاً جهت ارجاع ارائه شده‌اند. انصار پرس مسئولیتی در قبال محتوای سایت‌های اینترنتی خارجی ندارد. @ 2025 Ansar Press
بحران در بدخشان؛ بزرگترین چالش امنیتی طالبان در آستانه 5 سالگی