google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
گراهام؛ جنگطلبی که در آرزوی اشغال دوباره افغانستان ماند
مرگ لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه کارولینای جنوبی، پایان زندگی یکی از برجستهترین چهرههای جنگطلب در سیاست خارجی امریکا بود؛ سیاستمداری که دو دهه پس از حمله 2001 هنوز افغانستان را میدان نبردی میدید که ترک آن، امنیت امریکا را تهدید میکند. گراهام در تمام سالهای پس از 2001، افغانستان را نه یک جنگ شکستخورده، بلکه سنگری حیاتی برای جلوگیری از «ظهور دوباره تروریزم» میدانست. او بارها هشدار داده بود که خروج امریکا «راه را برای یک 11 سپتامبر دیگر باز میکند.»
گراهام از نخستین روزهای حضور امریکا در افغانستان، طرفدار حضور بلندمدت و حتی نامحدود نیروهای امریکایی بود. در نگاه او، افغانستان نه یک کشور مستقل، بلکه خط مقدم نبرد جهانی علیه «اسلام رادیکال» بود. او در سال 2019 تأکید کرد که طالبان همچنان با القاعده پیوند دارد و خروج امریکا باعث فروپاشی ارتش افغانستان و بازگشت گروههای تروریستی میشود. این نگاه، عملاً افغانستان را به یک پرونده امنیتی دائمی تبدیل میکرد که پایان آن تنها با «پیروزی کامل» ممکن بود؛ پیروزیای که گراهام آن را در ادامه حضور نظامی میدید، نه در مذاکره. با آغاز روند خروج نیروها در دولت ترامپ و سپس اجرای آن در دولت بایدن، گراهام به یکی از بلندترین صداهای مخالف تبدیل شد. او خروج غیرمشروط را «خطرناک، غیرمسئولانه و زمینهساز جنگ داخلی» توصیف کرد و خواستار باقیماندن «نیروی باقیمانده» امریکا شد تا طالبان را از قدرتگیری باز دارد . پس از سقوط کابل، گراهام دولت بایدن را متهم کرد که «راه را برای یک 11 سپتامبر دیگر هموار کرده است» و گزارش رسمی دولت درباره خروج را «سفیدشویی سیاسی» خواند . با وجود جنگطلبی پایدار، گراهام در مقاطعی مواضع متناقض نیز داشت. در سال 2019، هنگام سفر به پاکستان، او از «ضرورت آشتی با طالبان» سخن گفت؛ موضعی که تحلیلگران آن را ناشی از تلاش برای هماهنگی با سیاستهای ترامپ میدانستند، نه تغییر واقعی در دیدگاه او. گزارش TRT World نشان میدهد که این چرخش بیشتر تاکتیکی بود و گراهام همچنان معتقد بود که خروج امریکا باعث فروپاشی افغانستان میشود. بر این اساس، گراهام افغانستان را نه یک کشور، بلکه یک «وظیفه تاریخی» برای امریکا میدید. او بارها تأکید کرد که طالبان قادر به مهار القاعده و داعش نیستند و تنها حضور نظامی امریکا میتواند مانع شکلگیری تهدیدات جدید شود. این نگاه، افغانستان را به یک جنگ بیپایان تبدیل میکرد؛ جنگی که گراهام حاضر بود دههها ادامه یابد، حتی اگر هزینههای انسانی و مالی آن برای امریکا و افغانستان سنگین باشد. به این ترتیب، مرگ این سناتور جنگطلب امریکایی پایان صدایی است که دو دهه سیاست امریکا در افغانستان را شکل داد. او نماد نسلی از سیاستمداران امریکایی بود که باور داشتند امنیت امریکا باید در خارج از مرزها تأمین شود، حتی با اشغال طولانیمدت کشورهایی مانند افغانستان. با وجود تغییرات سیاسی، شکست پروژه ملتسازی و ظهور طالبان، گراهام تا آخرین روزهای زندگیاش معتقد بود که امریکا باید به افغانستان بازگردد؛ رؤیایی که هرگز محقق نشد، اما نشان میدهد چگونه جنگ و صلح امریکا در افغانستان برای برخی سیاستمداران امریکایی نه یک اشتباه تاریخی و شرمآور، بلکه یک مأموریت ناتمام بود. افق
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
|
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





