google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
ائتلاف مایل؛ چرا توقف جنگ اوکراین به نفع اروپا نیست؟
«ائتلاف مایل» عنوانی است که از نخستین ماههای جنگ گسترده روسیه و اوکراین، برای جمعی از کشورهای غربی بهویژه بریتانیا و فرانسه در صدر آنها، به کار گرفته شد.
این کشورها با برگزاری نشستهای منظم سران، همواره بر آمادگی خود برای حمایت نظامی و سیاسی بیچون وچرا از کییف تأکید کردهاند. اما پرسش اساسی اینجاست؛ آیا این ائتلاف به راستی در اندیشه صلح است، یا هدفی دیگر در سر دارد؟ در نخستین نوشتار از این مجموعه، میکوشیم با واکاوی کنشها و گفتارهای کلیدی اعضای این ائتلاف، لایههای پنهان رویکرد آنان را آشکار کنیم. گفتگوی غایب؛ حلقهٔ مفقوده صلح مهمترین نشانهٔ ماهیت این ائتلاف، در یک «نبود» آشکار میشود؛ نداشتن هیچگونه کانال ارتباطی مستقیم با مسکو. ائتلاف مایل در حالی از طرحهایی چون استقرار نیروهای اروپایی در خاک اوکراین سخن میگوید که این طرحها از پیش، خط قرمز اجتنابناپذیر روسیه اعلام شدهاند. همراهی این دو واقعیت، یعنی رد مذاکره با طرف جنگ و در عین حال، پیشبرد خواستههایی که خشم او را برمیانگیزد، معنایی جز پایبندی به استراتژی «جنگ تا آخرین اوکراینی» ندارد؛ شعار تلخی که بارها از زبان تحلیلگران و حتی برخی مقامات غربی شنیده شده است. این گزاره تنها یک برداشت سیاسی نیست؛ بلکه در اظهارات رهبران خود این ائتلاف نیز بازتابی عینی دارد. بدبینی مکرون؛ جلوهگاه نگاه اروپا در نشست 24 فبروری 2026 ائتلاف مایل، امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، چهره واقعبینانه، یا شاید بدبینانه اروپا را به نمایش گذاشت. به گزارش روزنامهٔ ایتالیایی LaPresse، مکرون با صراحت گفت که نسبت به حصول صلح در کوتاه مدت «به سادگی بسیار بدبین» است و انگشت اتهام را به سوی مسکو چرخاند. ماکرون: «در مورد صلح در کوتاهمدت بسیار تردید دارم» اما نکتهٔ ظریف اینجاست که چنین بدبینی، آن هم از زبان یکی از دو معمار اصلی ائتلاف، بیش از آنکه ناظر بر تحلیل میدانی باشد، گویای آن است که اروپا بستر روانی افکار عمومی خود را برای جنگی درازمدت آماده میکند؛ جنگی که شاید نقطهٔ پایانی برای آن ترسیم نشده است. فراتر از سخن؛ گامهای عملی بریتانیا اگر سخنان امانوئل مکرون در قلمرو ادبیات سیاسی باقی میماند، بریتانیا گامهای عملیتر بر میدارد؛ بر اساس بیانیهٔ رسمی دولت بریتانیا، مورخ 24 فبروری 2026، ستاد هفتاد نفره «نیروهای چند ملیتی برای اوکراین» (Multinational Force for Ukraine) هماکنون فعال است و برنامهریزی برای استقرار نیروهای بریتانیایی با بودجهای بالغ بر 200 میلیون پوند (معادل 270 میلیون دالر) وارد فاز عملیاتی شده است. بیانیه رسمی دولت بریتانیا؛ بریتانیا چهار سال پس از حمله تمام عیار پوتین، حمایت خود از اوکراین را افزایش میدهد. آنچه این خبر را از یک طرح نظری متمایز میکند، انضمامیبودن آن است؛ انتشار آن در پایگاه رسمی دولت بریتانیا (gov.uk) نشان میدهد که اروپا از شعار «حمایت» فراتر رفته و پای خود را به عرصه برنامهریزی لوژستیکی و تأمین مالی یک حضور نظامی بلندمدت در اوکراین گشوده است. دیگر نمیتوان این اقدام را صرفاً در چارچوب بازدارندگی تعبیر کرد؛ این گامی به سوی درگیری نیابتیِ دائم است. صدای تأمل برانگیز از مونیخ؛ هشدار ایشینگر در این میان، اظهارات ولفگانگ ایشینگر، رئیس باسابقه کنفرانس امنیتی مونیخ و سفیر پیشین آلمان در امریکا، از عمق راهبردی بیشتری برخوردار است. او که همواره از چهرههای محوری در محافل امنیتی اروپا به شمار میرود، در مصاحبهای با روزنامهٔ آلمانی Der Tagesspiegel در اوایل فبروری 2026 با صراحتی کمسابقه اذعان کرد: توقف جنگ در اوکراین به سود اروپا نیست. استدلال ایشینگر این است که آتشبس، به روسیه فرصت خواهد داد تا بدون دغدغه جبهه اوکراین، توان نظامی خود را در مرزهای غربی بازآرایی کند و تهدیدی جدیتر برای جناح شرقی ناتو ایجاد نماید. این اذعانِ صریح از سوی یک استراتژیست ارشد اروپایی، به روشنی نشان میدهد که تداوم درگیری، نه یک ناهنجاری، بلکه یک «نیاز معادلاتی» برای برخی از رهبران اروپا تلقی میشود. انگیزهها و ریشههای پنهان؛ اروپا در پی اثبات خویش فراتر از روایت رسمیِ «دفاع از دموکراسی»، باید انگیزههای عمیقتر این رویکرد را نیز واکاوی کرد. جنگ اوکراین برای اروپا به یک فرصت ژئوپلیتیک بدل شده است؛ فرصتی که طی آن، رهبران اروپایی میکوشند جایگاه خود را بهعنوان بازیگری مستقل و اثرگذار در برابر چین، امریکا و روسیه به اثبات برسانند. در این معادله، صلح گاهی به پای «بازی دیده شدن» قربانی میشود. از سوی دیگر، ائتلاف مایل به خوبی از جنگ به عنوان اهرمی برای مدیریت افکار عمومی داخلی نیز استفاده میکند. طرح شبح «تهدید روسیه» و بزرگنمایی آن، موجبات همراهی شهروندان اروپایی را با افزایش بودجههای نظامی فراهم آورده است؛ افزایشی که در شرایط عادی، بدون مقاومت شدید اجتماعی ممکن نبود. بدین ترتیب، جنگ برای نخبگان اروپایی نهتنها یک بحران، که یک ابزار قدرتمند برای بازطراحی هویت نظامی و سیاسی این قاره است. جمعبندی ائتلاف مایل، فارغ از ادبیات رسمی خود، در عمل تصویری از یک «بازیگر بازدارنده» را به نمایش میگذارد. فقدان کانال ارتباطی با مسکو، پافشاری بر ابتکاراتی که ذاتاً برای روسیه غیرقابل قبول است، آماده سازی نظامی عینی در بریتانیا، بدبینی راهبردی مکرون و نهایتاً تصریح ایشینگر بر «عدم سودآوری صلح» برای اروپا، همگی زنجیرهای از شواهد را شکل میدهند که در آن، ائتلافِ مدعیِ صلح، خود به مهمترین مانع بر سر راه آن تبدیل شده است. این رویکرد ریشه در محاسباتی فراتر از مرزهای اوکراین دارد؛ محاسباتی که در آنها، بهای سنگین جنگ به قیمت جان انسانها، گاهی در ترازوی منافع ژئوپلیتیکِ نخبگان اروپایی، سبکتر میشود. نبیل آریایی
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
|
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





