google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
کشتار غیرنظامیان، مصئونیت طالبان؛ پاکستان چه میخواهد؟
اسلامآباد ادعا میکند که حملاتش علیه تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) انجام میشود؛ گروهی که سالهاست امنیت داخلی پاکستان را تهدید میکند و بسیاری از اعضای آن پس از سقوط دولت جمهوری، به افغانستان پناه بردهاند؛ اما شواهد میدانی نشان میدهد که حملات اخیر نه پایگاهها و پناهگاههای تیتیپی را هدف گرفته و نه مواضع طالبان را. آنچه دیده میشود، ویرانی خانههای مردم و کشتهشدن غیرنظامیان است.
در این میان یکی از سناریوهای قابل پیشبینی، همسویی راهبردی پاکستان با طالبان است. سالهاست که بخشهایی از دستگاه امنیتی پاکستان طالبان را «نیروی نیابتی» خود در افغانستان میدانند. این نگاه، ریشه در محاسبات ژئوپولیتیک اسلامآباد دارد؛ اینکه داشتن یک حکومت همسو در کابل که مانع نفوذ هند شود و در بحرانهای منطقهای، بهعنوان متحد عمل کند بهترین برگ برنده برای اسلامآباد است. در چنین چارچوبی، حمله نکردن به رهبران و فرماندهان طالبان که اغلب آنها در پاکستان زندگی کرده و آموزش دیدهاند تصادفی نیست، بلکه بخشی از یک محاسبه سیاسی است. این برداشت با تحلیلهایی که درباره نقش آیاسآی در حمایت از طالبان مطرح میشود همخوانی دارد؛ تحلیلی که بسیاری از پژوهشگران منطقهای آن را تأیید کردهاند، هرچند پاکستان همواره آن را رد کرده است. احتمال دیگر، فشار غیرمستقیم بر طالبان است. اسلامآباد از افزایش حملات تیتیپی در داخل خاک خود نگران است و باور دارد که رهبران این گروه در افغانستان پناه گرفتهاند؛ اما در عین حال نمیخواهد رابطه شکنندهاش با طالبان را تخریب کند. بنابراین، به جای هدف قرار دادن مقامات طالبان، غیرنظامیان را هدف قرار میدهد تا طالبان مجبور شوند علیه تیتیپی اقدام کنند. این روش، نوعی فشار کنترول شده است؛ یعنی ایجاد نارضایتی عمومی، بیثباتی محدود و محلی و افزایش هزینههای حکمرانی برای طالبان، بدون آنکه مستقیماً به ساختار قدرت آنها ضربه بزند. در کنار این دو هدف، پاکستان با حملات هوایی اخیر یک پیام روشن نیز ارسال میکند؛ اینکه اسلامآباد میتواند بدون هزینه جدی، وارد خاک افغانستان شود و طالبان توان یا اراده پاسخدادن ندارند. این پیام نه فقط برای طالبان، بلکه برای بازیگران منطقهای مانند ایران، چین و حتی هند اهمیت دارد. پاکستان با این حملات نشان میدهد که در معادلات امنیتی منطقه، همچنان بازیگری فعال و جسور است. در این میان، طالبان نیز نقش مهمی دارند. واکنش آنها به حملات اخیر عمدتاً صرفا در حد تهدیدهای لفظی بوده و هیچ اقدام عملی برای جلوگیری از تکرار حملات یا دفاع از غیرنظامیان انجام ندادهاند. این وضعیت دو برداشت را تقویت میکند: یا طالبان توان نظامی مقابله با پاکستان را ندارند، یا اراده سیاسی لازم را. در هر دو حالت، نتیجه یکسان است: غیرنظامیان بیشتری قربانی میشوند. این ضعف طالبان، شکاف میان ادعای «استقلال» و واقعیت «وابستگی» را آشکار میکند و نشان میدهد که طالبان در برابر قدرتهای منطقهای، عملاً دستبستهاند. با این حال، پیامدهای انسانی این حملات، فاجعهبار است. مناطق مرزی افغانستان معمولاً فقیر، دورافتاده و فاقد امکانات هستند. در چنین مناطقی، حملات بیرحمانه هوایی به معنای مرگ کودکان، زنان و مردانی است که هیچ نقشی در منازعات سیاسی و امنیتی ندارند. این حملات نه تنها جان انسانها را میگیرد، بلکه بیثباتی روانی و اجتماعی ایجاد میکند، مهاجرت را افزایش میدهد و احساس بیاعتمادی نسبت به طالبان را تشدید میکند. در واقع، مردم افغانستان بار دیگر قربانی بازی قدرتی میشوند که هیچ نقشی در آن ندارند. به این ترتیب، حملات پاکستان نشان میدهد که غیرنظامیان همچنان در معادلات امنیتی منطقه قربانی میشوند. طالبان که متهم به حمایت عمدی و آگاهانه از تروریزم هستند، در برابر حملات خارجی نیز از مردم محافظت نمیکنند. پاکستان هم با تداوم حملات، عملاً نشان میدهد که هدفش نه طالبان، بلکه تحمیل تسلط هژمونیک خود بر افغانستان است. حامد احمدی
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
|
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





