google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
مناقشه دیورند؛ چرا مسأله، قومی میشود؟
وحید عمر، مشاور ارشد اشرف غنی، رئیس جمهور پیشین افغانستان میگوید که «هیچ سیاستمدار معقولی» در افغانستان، بحث بهرسمیتشناسی خط دیورند را بهعنوان راهحلی برای عادیسازی روابط با پاکستان مطرح نکرده است.
در همین حال، محییالدین مهدی گفته که افغانستان باید خط دیورند را بهرسمیت بشناسد و در مقابل، پاکستان از سیاست موسوم به «عمق استراتژیک» در افغانستان دست بکشد. پیشتر، محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان اعلام کرده بود که خط دیورند را بهرسمیت میشناسد. بحث خط دیورند در افغانستان از معدود موضوعاتی است که در ظاهر «ملی» معرفی میشود، اما در عمل بیش از هر چیز رنگ و بوی قومی به خود گرفته است. این خط که در سال 1893 میان عبدالرحمن خان و هند بریتانیایی امضا شد، از همان ابتدا بهعنوان یک توافق استعماری و تحمیلی شناخته شد؛ اما نحوه مواجهه اقوام مختلف افغانستان با آن، بهویژه در یک قرن اخیر، نشان میدهد که این موضوع بیش از آنکه یک مسأله حقوقی و تاریخی باشد، به ابزار رقابتهای هویتی و سیاسی تبدیل شده است. در سالهای اخیر، هر بار که بحث بهرسمیتشناسی دیورند مطرح شده، واکنشها بهطور آشکار بر اساس خطوط قومی شکل گرفته است. اظهارات اخیر وحید عمر، محییالدین مهدی و محمد محقق نمونهای از همین شکاف است. وحید عمر، از چهرههای نزدیک به حلقه قدرت پشتون در دولت پیشین، تأکید میکند که «هیچ سیاستمدار معقولی» بحث بهرسمیتشناسی دیورند را مطرح نکرده است. این موضعگیری بازتابدهنده همان رویکرد تاریخی بخشی از نخبگان پشتون است که مسأله دیورند را نه یک مشکل حقوقی قابل حل، بلکه بخشی از هویت سیاسی حیثیتی خود میدانند. در مقابل، چهرههایی از اقوام تاجک و هزاره مانند محقق و مهدی، آشکارا از بهرسمیتشناسی دیورند سخن میگویند و آن را راهی برای کاهش تنش با پاکستان و جلوگیری از مداخلات آن کشور میدانند. این تفاوت دیدگاه، ریشه در برداشتهای متفاوت از تاریخ سیاسی افغانستان دارد. برای بسیاری از غیرپشتونها، دیورند نه یک «مسأله ملی»، بلکه نتیجه سیاستهای شاهان و سلاطین پشتون است که با امضای پیمانهای استعماری، بخشهایی از خاک افغانستان را از دست دادند. از نگاه آنان، ادامه این مناقشه در شرایط کنونی نه تنها سودی ندارد، بلکه بهانهای برای مداخله پاکستان و تشدید بحرانهای امنیتی است. اما چرا بخش قابل توجهی از نخبگان پشتون همچنان بر «ملی» بودن این موضوع تأکید میکنند؟ یکی از دلایل، پیوند تاریخی پشتونها با مناطق آن سوی دیورند است. برای بسیاری از آنان، پذیرش دیورند به معنای پذیرش جدایی میلیونها پشتون از «پیکره تاریخی» افغانستان تلقی میشود. این نگاه، هرچند از منظر هویتی قابل فهم است، اما در عمل باعث میشود که یک مسأله حقوقی و بینالمللی به موضوعی احساسی و قومی تبدیل شود. از سوی دیگر، برخی تحلیلگران معتقدند که طرح مداوم مسأله دیورند از سوی نخبگان پشتون، کارکرد سیاسی داخلی نیز دارد. در کشوری که ساختار قدرت تاریخی بر محوریت پشتونها شکل گرفته، زنده نگهداشتن این موضوع میتواند ابزاری برای بسیج قومی، حفظ مشروعیت تاریخی و جلوگیری از تغییر توازن قدرت باشد. به بیان دیگر، وقتی بحث دیورند مطرح میشود، پشتونها خود را «صاحب افغانستان» معرفی میکنند و دیگران را «بیگانه» میخوانند؛ در حالی که اقوام دیگر این روایت را نوعی مصادرهکردن یک مسأله ملی به نفع یک قوم میدانند. در همین چارچوب، برخی از منتقدان میگویند که اگر دغدغه واقعی نخبگان پشتون «تمامیت ارضی افغانستان» بود، باید در برابر سایر تهدیدهای ارضی نیز موضع مشابهی میگرفتند؛ اما در عمل، حساسیت آنان عمدتاً بر دیورند متمرکز است، نه بر مسائلی مانند نفوذ پاکستان، حضور گروههای نیابتی یا بحرانهای داخلی. این امر باعث شکلگیری این برداشت شده که هدف اصلی، نه حل مسأله دیورند، بلکه حفظ یک گفتمان قومی و حتی در برخی موارد، طرح ایده «پشتونستان بزرگ» است؛ ایدهای که از زمان داوود خان تا امروز در لایههایی از سیاست پشتون حضور داشته است. در مقابل، اقوام غیرپشتون نگاه کاملاً متفاوتی دارند. آنان معتقدند که ادامه مناقشه دیورند در شرایط کنونی، نه تنها به سود افغانستان نیست، بلکه عامل اصلی بیثباتی و مداخلات خارجی است. از نگاه آنان، پاکستان از همین ابهام تاریخی برای توجیه حضور امنیتی، حمایت از گروههای شورشی و اعمال فشار سیاسی بر افغانستان استفاده میکند. بنابراین، حلوفصل این موضوع میتواند یکی از گامهای مهم برای کاهش بحرانهای امنیتی باشد. بنابراین، مسأله دیورند زمانی قومی میشود که یک موضوع حقوقی و تاریخی، به ابزار رقابتهای هویتی و سیاسی تبدیل شود. تا زمانی که نخبگان سیاسی افغانستان نتوانند این موضوع را از چارچوب قومی خارج کنند، نه تنها راهحلی برای آن پیدا نخواهد شد، بلکه همچنان بهعنوان یکی از عوامل شکاف داخلی و بیثباتی باقی خواهد ماند. افق
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
|
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





