google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
از هرات تا کویته؛ این کشتار، مصداق نسلکشی است
تنها دو روز پس از کشتار شیعیان در هرات، بر اثر تیراندازی مهاجمان مسلح در شهر کویته ایالت بلوچستان پاکستان، 4 عضو جامعه هزاره جان باختند.
به گزارش انصارپرس، این حادثه واکنش گسترده مردم محلی را در پی داشت و معترضان با مسدود کردن گذرگاه غربی نزدیک قبرستان «هزارهتاون»، خواستار شناسایی فوری عاملان و تأمین عدالت برای قربانیان شدند. پیش از این نیز جامعه هزاره در بلوچستان، بارها هدف حملات مرگبار قرار گرفته است. این رویداد تنها دو روز پس از کشتار دلخراش شیعیان در هرات افغانستان، جامعه هزاره در پاکستان را بار دیگر به سوگ نشاند. در شهر کویته، مرکز ایالت بلوچستان، مهاجمان مسلح ناشناس با تیراندازی به سوی اعضای این اقلیت شیعه مذهب، چهار تن را به خاک و خون کشیدند. این حادثه در منطقه بازار سبزیجات هزارگنجی رخ داد، واکنش مردم محلی اما نشاندهنده عمق ناامیدی انباشته شده طی سالهاست؛ معترضان با مسدود کردن گذرگاه غربی نزدیک قبرستان «هزارهتاون»، بلافاصله خشم خود را از تکرار این فجایع و ناتوانی دولت در تأمین امنیتشان ابراز کردند. در مقیاسی بزرگتر اما این رویدادها این پرسش اساسی را پیش میکشد که آیا حملات سیستماتیک و مکرر علیه هزارهها و شیعیان در پاکستان و افغانستان را میتوان در چارچوب حقوقی «نسلکشی» تعریف کرد؟ برای پاسخ به این پرسش، باید به تعریف نسلکشی در ماده 2 کنوانسیون 1948 سازمان ملل متحد مراجعه کرد. بر اساس این سند، نسلکشی به «اعمالی اطلاق میشود که با قصد نابودی، کلی یا جزئی، یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی» انجام میگیرد. عنصر کلیدی در این تعریف، «قصد ویژه» (mens rea) برای نابودی یک گروه است. جامعه هزاره در پاکستان، به دلیل ترکیب خاص هویتی خود و پیروی از مذهب تشیع در یک اقلیت مضاعف قرار دارد. همین ویژگی، آنها را به هدفی آشکار برای گروههای تکفیری-سلفی مانند لشکر جهنگوی و داعش-خراسان تبدیل کرده است. این گروهها نه تنها به صورت علنی هزارهها را کافر و مرتد میخوانند، بلکه در بیانیههای خود صراحتاً به «پاکسازی» مناطق از حضور آنها اشاره کردهاند. نگاهی به آمارهای موجود، تصویری از یک الگوی خشونت ساختاریافته ارائه میدهد. بر اساس گزارش کمیسیون ملی حقوق بشر پاکستان، بین جنوری 2012 تا دسمبر 2017، بیش از 500 عضو جامعه هزاره تنها در شهر کویته جان خود را از دست دادهاند. این حملات از الگوی تکراری پیروی میکنند: هدف قرار دادن بازارهای مزدحم محلههای هزارهنشین، ترور دکانداران و کارگران روزمزد، و حمله به بسهای حامل هزارهها. حادثه اخیر در بازار هزارگنجی نیز دقیقاً در همین چارچوب معنادار میشود؛ بازاری که در سال 2019 نیز شاهد یک انفجار مرگبار بود. تکرار حملات در مکانهای مشابه و با اهداف همسان، نشاندهنده «سیستماتیک بودن» این خشونتهاست. این تکرار و استمرار، یکی از شاخصهای مفهوم نسلکشی است. با این حال، تفاوت مهمی بین وضعیت هزارهها در پاکستان و افغانستان وجود دارد. در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، آزار و اذیت هزارهها ابعاد دولتی و ساختاری گستردهتری دارد؛ از محرومیت سیستماتیک از مناصب قدرت و مصادره زمینها گرفته تا خشونت مستقیم توسط شاخه خراسان داعش؛ اما در پاکستان، خشونت علیه هزارهها عمدتاً ناشی از نفوذ گروههای تروریستی در جامعه و ضعف مزمن دولت در اعمال حاکمیت بر مناطق حاشیهای بلوچستان است. دولت پاکستان هرچند حملات را محکوم میکند، اما در عمل نتوانسته یا نخواسته است تأمین امنیت را برای این اقلیت تضمین کند. نبود آموزشهای کافی برای پولیس، همکاری ناقص اطلاعاتی، و مهمتر از همه، فقدان اراده جدی برای برخورد ایدئولوژیک با ریشههای فکری تروریزم، همگی دست به دست هم دادهاند تا هزارههای پاکستان همواره در ترس و ناامنی زندگی کنند. واکنش فوری معترضان در کویته - مسدود کردن گذرگاه غربی - نشاندهنده فروپاشی اعتماد عمومی به سازوکارهای قضایی و امنیتی است. مردم هزاره دیگر تنها به وعدههای دستگیری عاملان اکتفا نمیکنند، چراکه تجربه تلخ گذشته نشان داده است که حتی در مواردی که عاملان دستگیر شدهاند، چرخه خشونت هرگز متوقف نشده است. خواسته آنها فراتر از عدالت کیفری صرف است: آنها خواستار به رسمیت شناخته شدن وضعیت خود به عنوان «قربانیان نسلکشی» هستند تا حمایتهای بینالمللی ویژهای شامل حالشان شود. به این ترتیب، از منظر حقوق بشری، الگوی خشونت علیه هزارهها و شیعیان در پاکستان و افغانستان تمامی نشانههای یک نسلکشی خاموش را دارد. تکرار منظم و هدفمند حملات، ایدئولوژی نابودگرانه گروههای تکفیری، و ناتوانی یا عدم تمایل دولتها در حفاظت مؤثر از یک اقلیت خاص، همگی در کنار هم تصویری را میسازند که نمیتوان صرفاً با عنوان «تروریزم» از آن عبور کرد. از هرات تا کویته، خون شیعیان هزاره بر زمین میریزد و جامعه بینالملل همچنان در سکوت نظارهگر است. تا زمانی که این خشونتها به عنوان «نسلکشی» به رسمیت شناخته نشود و سازوکارهای حمایتی ویژه فعال نگردد، فردا باز هم شاهد تکرار همین فجایع در مقیاسی بزرگتر خواهیم بود. حامد احمدی
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
|
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





