google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
خیانت امریکایی؛ متحدانی که رها میشوند
دولت امریکا اعلام کرده است که کمپ پناهندگان افغان در قطر، اس سیلیه، تا پایان ماه مارچ بسته خواهد شد و بیش از یک هزار پناهنده و خانوادههایشان باید این محل را ترک کنند.
اسکریپس نیوز به نقل از سخنگوی وزارت خارجه امریکا گزارش داده که ماندن در کمپ «غیرمناسب» است و پناهندگان باید یا به کشورهای سوم بروند یا داوطلبانه به افغانستان بازگردند. فعالان حقوق پناهندگان هشدار دادهاند که بستن کمپ بدون داشتن «طرح جایگزین» ممکن است جان این افراد را تهدید کند. اعلام وزارت خارجه امریکا مبنی بر بسته شدن کمپ اس سیلیه در قطر تا پایان ماه مارچ، فراتر از یک تصمیم اداری و لوژستیکی، حامل پیامهای تلخی درباره سرانجام تعهدات واشنگتن به متحدان افغان خود در پی خروج پرتنش از کابل در سال 2021 است. این تصمیم که به نقل از اسکریپس نیوز منتشر شده، نشان میدهد که سرنوشت بیش از یک هزار پناهنده افغان که بسیاری از آنها غیرنظامیانی هستند که در طول دو دهه جنگ با نیروهای امریکایی همکاری داشتند، بار دیگر در هالهای از ابهام قرار گرفته است. سخنگوی وزارت خارجه امریکا ماندن در این کمپ را وضعیتی «غیرمناسب» توصیف کرده و پناهندگان را میان دو گزینه انتقال به کشورهای ثالث یا بازگشت داوطلبانه به افغانستان قرار داده است، اما آنچه این گزارش را به یک هشدار جدی تبدیل میکند، تأکید فعالان حقوق پناهندگان بر نبود «طرح جایگزین» مشخص و ایمن برای این افراد است. کمپ اس سیلیه در زمان خود نماد تلاش امریکا برای جبران شکستهای میدانی در افغانستان از طریق تخلیه نیروهای همکار بود، اما در عمل به محلی برای انتظاری طولانی و فرسایشی تبدیل شد. اکنون استدلال دولت امریکا مبنی بر «غیرمناسب» بودن شرایط زندگی در این کمپ، اگرچه ممکن است از نظر انسانی قابل درک باشد، اما این پرسش اساسی را ایجاد میکند که اگر این مکان که با بودجه و نظارت امریکا اداره میشده، برای زندگی مناسب نبوده، چرا در طی بیش از چهار سال گذشته نتوانست سازوکار منظمی برای اسکان مجدد این پناهندگان فراهم کند؟ این تناقض نشاندهنده نوعی سردرگمی یا شاید تغییر در اولویتهای سیاسی واشنگتن است که اکنون به جای تکمیل فرآیند پذیرش متحدان سابق خود، به دنبال بستن پروندهای است که یادآور یکی از پرچالشترین دورههای سیاست خارجی این کشور است. نکته حائز اهمیت، ترکیب جمعیتی ساکنان این کمپ است. بیش از نیمی از آنها را زنان و کودکان تشکیل میدهند که جزو آسیبپذیرترین اقشار در هر نظام حقوق بینالملل محسوب میشوند. فعالان حقوق پناهندگان به درستی هشدار دادهاند که بستن این کمپ بدون داشتن طرح جایگزین، میتواند جان این افراد را به طور جدی تهدید کند. گزینه اول یعنی انتقال به کشورهای ثالث، با توجه به محدودیتهای شدید مهاجرتی در کشورهای غربی و طولانی بودن فرآیند بررسی پروندههای پناهندگی، عملاً این افراد را در وضعیت بلاتکلیفی یا در معرض اخراجهای اجباری قرار میدهد. بسیاری از این خانوادهها سالهاست که پروندههایشان در صف انتظار باقی مانده و بسته شدن کمپ، عملاً سرپناه موقت آنها را نیز از بین خواهد برد. اما هشداردهندهتر از آن، گزینه دوم یعنی بازگشت داوطلبانه به افغانستان است. در شرایط کنونی که طالبان بر کل کشور مسلط هستند، مفهوم «بازگشت داوطلبانه» برای افرادی که به عنوان مترجم، نیروی امنیتی محلی یا کارمند نهادهای بینالمللی با امریکا همکاری داشتهاند، بسیار سست و توأم با خطر است. شواهد متعدد نشان میدهد که طالبان نه تنها وعده عفو عمومی را عملی نکرده، بلکه در بسیاری از موارد به دنبال شناسایی و مجازات افرادی بوده که با نیروهای خارجی همکاری داشتهاند. بازگشت این خانوادهها به افغانستان، به ویژه آن دسته از زنان و کودکانی که در فضای باز و بدون هیچ چتر حمایتی قرار میگیرند، میتواند به معنای قرار گرفتن در معرض آزار، شکنجه و حتی مرگ باشد. از منظر سیاست بینالملل، تصمیم به بستن کمپ اس سیلیه بدون فراهم کردن زیرساخت جایگزین، پیامدهایی فراتر از سرنوشت این یک هزار نفر خواهد داشت. این اقدام به نوعی بازتعریف تعهدات امریکا در قبال متحدان محلی خود در میدانهای جنگ است. پیامی که واشنگتن به نیروهای بومی در هر نقطه از جهان میفرستد این است که حمایت از آنها تا زمانی ادامه دارد که در راستای منافع راهبردی واشنگتن باشد، اما به محض تغییر اولویتها یا پایان یافتن یک بحران، این متحدان میتوانند در صف فراموشی قرار گیرند. چنین رویکردی سرمایه اجتماعی و اعتماد به وعدههای امریکا را در سطح بینالمللی به شدت کاهش میدهد. در نهایت، آنچه در این گزارش به عنوان یک هشدار جدی مطرح میشود، تقلیل یک بحران انسانی به یک مسئله اداری و لوژستیکی است. دولت امریکا با استناد به «غیرمناسب» بودن شرایط کمپ، در تلاش است تا مسئولیت خود را در قبال پناهندگانی که زمانی از آنها به عنوان «قهرمانان» یاد میکرد، پایان یافته اعلام کند؛ اما واقعیت این است که بستن دروازههای یک کمپ، به معنای حل شدن مشکلات پناهندگان نیست، بلکه صرفاً محل تجمع آنها را تغییر میدهد. اگر طرح جایگزین جامعی که شامل تسریع فرآیند پناهندگی، تضمین امنیت جانی و ارائه مسیر روشنی برای اسکان مجدد باشد، در عمل اجرایی نشود، شاهد تکرار تراژدی رها شدن متحدان افغان در میانه راه خواهیم بود. جامعه بینالملل و نهادهای مدافع حقوق بشر باید با نظارت بر این روند، از تبدیل شدن این تصمیم به یک فاجعه انسانی جدید جلوگیری کنند. افق
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
|
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





