google.com, pub-6867310892380113, DIRECT, f08c47fec0942fa0 ** ** **
|
ناتو در سایه امریکا؛ از ابزار قدرت تا بحران هویت
در دو دهه گذشته، سیاست خارجی ایالات متحده، بهویژه در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، بیش از هر زمان دیگری با رویکردی تهاجمی، یکجانبهگرا و مبتنی بر برتریطلبی تعریف شده است.
این سیاستها نهتنها موجب بیثباتی در مناطق مختلف جهان شده، بلکه ساختارهای ائتلافی سنتی مانند ناتو را نیز با چالشهای جدی مواجه کرده است. اظهارات تحقیرآمیز ترامپ درباره ناتو و تشبیه آن به «ببر کاغذی»، تنها یک موضعگیری لفظی نبود، بلکه بازتابی از نگرشی عمیقتر نسبت به متحدان و نظم بینالمللی بود. ایالات متحده از زمان جنگ عراق تا مداخلات نظامی در افغانستان و لیبی، همواره تلاش کرده است از ظرفیتهای ناتو برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی خود بهره گیرد. در این میان، کشورهای عضو این پیمان، هزینههای انسانی و مالی سنگینی را متحمل شدهاند؛ هزینههایی که اغلب در راستای منافع مستقیم امریکا تعریف شدهاند، نه الزامات امنیت جمعی. این روند باعث شده تا ناتو از یک اتحاد دفاعی به ابزاری برای مشروعیتبخشی به سیاستهای مداخلهجویانه واشنگتن تبدیل شود. با روی کار آمدن ترامپ، این روند وارد مرحلهای جدید شد. او نهتنها به تعهدات سنتی امریکا در قبال متحدانش بیاعتنا بود، بلکه با فشارهای مالی و تهدید به کاهش حمایت نظامی، شکافهای درونی ناتو را تشدید کرد. ترامپ بارها کشورهای اروپایی را به «سوءاستفاده» از امریکا متهم کرد و خواستار افزایش بودجه نظامی آنان شد. این رویکرد، بیش از آنکه به تقویت ناتو منجر شود، به تضعیف انسجام و اعتماد متقابل در این پیمان انجامید. از سوی دیگر، سیاستهای جنگطلبانه امریکا، بهویژه در قبال روسیه و نقش آن در بحران جنگ اوکراین، نشاندهنده تمایل واشنگتن به حفظ تنشهای ژئوپلیتیکی بهعنوان ابزاری برای تثبیت هژمونی خود است. ناتو در این میان، بار دیگر در موقعیتی قرار گرفته که باید میان تبعیت از سیاستهای امریکا و حفظ منافع مستقل اعضای خود یکی را انتخاب کند. این دوگانگی، نهتنها کارایی این پیمان را زیر سؤال برده، بلکه مشروعیت آن را نیز در سطح جهانی تضعیف کرده است. نکته قابل توجه این است که در سالهای اخیر، نوعی بیداری سیاسی در میان کشورهای مختلف، بهویژه در اروپا، شکل گرفته است. این کشورها بهتدریج در حال بازتعریف منافع ملی خود و فاصلهگیری از سیاستهای یکجانبه امریکا هستند. افزایش انتقادات نسبت به جنگطلبی، مداخلات نظامی و سیاستهای تحریمی واشنگتن، نشاندهنده تغییر در نگرش جهانی نسبت به نقش امریکا در نظام بینالملل است. در این چارچوب، اظهارات ترامپ درباره ناتو را میتوان نهتنها یک توهین، بلکه نشانهای از بحران عمیقتری دانست که روابط فراآتلانتیک را تهدید میکند. این بحران، ریشه در تضاد میان منافع ملی کشورها و تلاش امریکا برای تحمیل اراده خود دارد. اگرچه ناتو همچنان یکی از مهمترین ائتلافهای نظامی جهان است، اما ادامه این روند میتواند آن را به ساختاری شکننده و فاقد انسجام واقعی تبدیل کند. در نهایت، باید گفت که سیاستهای بلندپروازانه و جنگطلبانه امریکا، بهویژه در دوران ترامپ، نهتنها به تضعیف نظم بینالمللی منجر شده، بلکه اعتماد متحدان سنتی این کشور را نیز خدشهدار کرده است. آینده ناتو و دیگر ائتلافهای مشابه، تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا کشورهای عضو میتوانند از سایه سنگین امریکا خارج شوند و سیاست مستقلی برای تامین امینت ومنافع خود تعریف کنند یا خیر. افق
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
|
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





