چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان                 افغانستان                 ایران                 بین المللی                 فرهنگی و هنری                                
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
ایران      |      غزه
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
1404/08/20-08:36

افغانستان به میدان برخورد و رقابت سرویس‌های اطلاعاتی جهان بدل شده است؛ صحنه‌ای که در آن، شرق و غرب هر روز با شیوه‌های تازه‌تری در پی بهره‌گیری از محور افغانستان برای وارد ساختن فشار بر کشورهایی هستند که می‌توانند در رقابت جهانی نقش تسهیل‌کننده داشته باشند. یکی از مهم‌ترین این مناطق، آسیای مرکزی است؛ حیات خلوت سنتی روسیه و گذرگاه حیاتی در مسیر مسدودسازی پروژه «یک کمربند، یک جاده» چین. پیوند دادن کشورهای آسیای میانه به پرونده افغانستان و کوتاه ساختن دست محور شرق از میدان تحت سلطه طالبان، هدف اصلی واشنگتن است.

چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان

با وارد شدن تاجکستان به پرونده افغانستان، حکومت طالبان که کمک‌های هفتگی واشنگتن را دریافت می‌کند و تمایل آشکاری به اطاعت از سیاست‌های امریکا دارد، تحت فشار مستقیم قرار خواهد گرفت تا در ساختار قدرت خود تجدیدنظر کند. این فشارها در نهایت می‌تواند طالبان را مجبور به سهیم ساختن سایر اقوام، به‌ویژه تاجک‌ها، در ساختار حکومت کند؛ اقدامی که از نگاه دوشنبه، تحقق یکی از اهداف دیرینه‌اش در حوزه نفوذ شمال افغانستان خواهد بود.

 در همین حال، کوتاه شدن دست اسلام‌آباد از کنترول طالبان، با فشار هم‌زمان دهلی‌نو و کشورهای آسیای مرکزی همراه است. هند که در پی تحقق عمق استراتژیک خود و دسترسی به منابع انرژی آسیای مرکزی است، در تلاش است تا از مسیر افغانستان و آسیای مرکزی به بازارهای جدید دست یابد. در چنین فضایی، تاجکستان و سایر جمهوری‌های آسیای مرکزی با پیوستن به محور امریکایی در منطقه، قدرت مانور بیشتری در نقش‌آفرینی امنیتی و ژئوپلیتیکی پیدا خواهند کرد و از تهدیدهای ناشی از ناامنی در افغانستان آسوده‌تر خواهند بود. این روند موجب می‌شود ابزار تهدیدسازی مصنوعی مسکو برای حفظ نفوذ در آسیای مرکزی کم‌رنگ گردد و واشنگتن بتواند با دوپاره‌سازی حیات خلوت روسیه و محدود کردن میدان بازی چین، نقش دیوار حایل میان افغانستان و ایران را ایفا کند و فاز تازه‌ای از یارگیری‌ها را در مسیر کراسلند بگشاید.

ایالات متحده این مسیر کراسلندی را که عمدتاً از افغانستان می‌گذرد و نقطه تلاقی میان کمربند هارتلند و ریملند به شمار می‌رود، به کریدور زنگزور متصل می‌کند؛ طرحی که محاصره ایران و روسیه را هدف گرفته و با پیوند دادن کشورهای عربی از طریق پیمان ابراهیم، زنجیره‌ای از موانع مهارکننده را در برابر هژمونی روسیه، چین و تا حدی ایران در سه قلمرو یادشده پدید می‌آورد. در این میان، افغانستان تحت کنترول طالبان، با ایفای نقشی دوگانه در محور مهار کراسلند، هم‌زمان به میدان فعالیت گروه‌های تروریستی و گلوگاه اتصال چین به خاورمیانه از طریق ایران تبدیل می‌شود؛ نقشی که عملاً حلقه محاصره چین، روسیه و ایران را تکمیل می‌کند.

 با وجود درک کشورهای آسیای مرکزی از اهداف درازمدت امریکا، که در صورت موفقیت می‌تواند منطقه را دچار آشوب مدیریت‌شده و گذار از نظام‌های فعلی به مدار سیاسی واشنگتن سازد، هنوز این کشورها به‌ویژه تاجکستان از قید وابستگی فکری به روسیه آزاد نشده‌اند. شاید تلاش امریکا برای نزدیک شدن به این کشورها، در واقع کوبیدن آخرین میخ بر تابوت تفکر ارتدوکسی روسی باشد؛ حرکتی حساب‌شده در میانه راهبرد اورآسیایی مسکو، بلندپروازی چینی‌ها و تلا‌ش ایران برای ماندن در محور شرق.

 اما موضع کشورهای آسیای مرکزی در برابر پیشنهادات واشنگتن برای ورود به یک پارادایم امنیتی تازه، بستگی مستقیم به واکنش روسیه دارد. تاجکستان که هنوز از دکترین امنیتی مسکو پیروی می‌کند، بیش از دیگران باید محتاط باشد. زیرا اگر دوشنبه حتی برای یک‌بار مسیر خود را از کرملین جدا کرده و به مدار امنیتی واشنگتن وارد شود، در میانه دو خط ضخیم از فارسی‌زدایی و تاجک‌زدایی، ناگزیر از خداحافظی با ایده دولت هویتی تاجکانه خواهد شد. درست است که مشارکت فعال در عرصه بین‌المللی و همکاری‌های اقتصادی، لازمه پویایی دولت‌هاست، اما خطر بزرگ در این است که موجودیت و ماهیت سیاسی آنها در سایه منافع قدرت‌های بزرگ قربانی گردد.

 در واقع، واشنگتن با نزدیکی به دوشنبه بیش از آنکه خواهان حضور فیزیکی در منطقه باشد، به‌دنبال خلق چالش برای رقبای آسیایی خود است. ایجاد خطوط انشقاق و دیوارهای ژئوپولیتیکی از طریق تعامل با دولت‌های آسیای مرکزی، در واقع سیاستی زیرساختی برای دور زدن روسیه و افزایش وابستگی اروپا به مسیرهایی است که تحت کنترول امریکا قرار دارد. هم‌زمان، واشنگتن با تأمین ارتباط مستقیم با دولت‌های آسیای میانه، یک گام دیگر به قلب رقابت شرق و غرب در حوزه جنگ و دیپلوماسی دیجیتالی نزدیک می‌شود. این منطقه که میان اردوگاه‌های شرق و غرب قرار دارد، نه‌تنها دارای منابع خام و عناصر خاکی کمیاب حیاتی برای فناوری‌های نوین است، بلکه در خط مقدم رقابت الگوریتمی و داده‌ای میان قدرت‌ها نیز جای گرفته است. این رقابت، سلطه چین بر زنجیره‌های فناوری و منابع را در هم می‌شکند و توازن منطقه‌ای را به نفع واشنگتن تغییر می‌دهد. بدین‌ترتیب، آسیای مرکزی بار دیگر ارزش ژئوپولیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچرال خود را بازمی‌یابد.

 هدف دیگر واشنگتن، تنگ‌تر ساختن حلقه محاصره جمهوری اسلامی ایران است. این سیاست، از طرح خاورمیانه بزرگ تا پیمان ابراهیم و اکنون گسترش نفوذ در قفقاز جنوبی و اتصال آن به زنگزور امتداد دارد. با جدا کردن قفقاز از مدار مسکو و دامن زدن به افراط‌گرایی در قفقاز شمالی، ایالات متحده در پی شعله‌ور ساختن دو کانون درگیری مذهبی و قومی است تا همزمان ایران، روسیه و چین را درگیر آشوب‌های سازمان‌یافته جدید کند.

 در این میان، افغانستان تحت کنترول طالبان می‌تواند به‌عنوان بازوی مکمل این استراتژی، به فشار بیشتر بر جبهه شرقی ایران کمک کند. تزریق نیروهای رادیکال از خاک افغانستان به مرزهای ایران، پیوند با افراط‌گرایان قفقاز و ایجاد شبکه‌ای از نیروهای جنگ‌طلب مذهبی، نقش تسهیل‌کننده‌ای در شعله‌ور ساختن این بحران‌ها خواهد داشت.

از سوی دیگر، با افزایش تعامل واشنگتن با آسیای مرکزی، جریان افراط‌گرایی در افغانستان شتاب بیشتری می‌گیرد و نقش واسطه‌ای پاکستان به ترکیه و دیگر کشورهای ترک‌زبان منتقل می‌شود؛ روندی که در ظاهر به تحکیم موقعیت طالبان و فاصله‌گیری تدریجی آن از هدایت مستقیم سازمان‌های اطلاعاتی پاکستان کمک می‌کند، اما در باطن افغانستان را به عرصه نفوذ چندجانبه بدل می‌سازد.

 به این ترتیب، ایالات متحده یک گام دیگر به تسلط غیرمستقیم بر افغانستان نزدیک شده است. همکاری واشنگتن با تاجکستان و ازبکستان، افغانستان را وارد مدار رصد اطلاعاتی امریکا کرده و زمینه بازگشت غیرمستقیم آن از مسیر دوشنبه و دور زدن مسکو را فراهم آورده است. انتقال مسیرهای ترانزیتی از کابل-اسلام‌آباد به محور خزر-پامیر، تقویت نقش تاجکستان در امنیت شمال افغانستان، افزایش فشار دیپلوماتیک بر طالبان، انزوای سیاسی کابل و کاهش موقعیت ژئواقتصادی افغانستان در طرح‌های منطقه‌ای، پیامدهای مستقیم این روند خواهند بود.

 در نتیجه، راهبرد ترامپ در قبال آسیای مرکزی و افغانستان، آینده این سرزمین را به‌صورت هم‌زمان در دو مسیر متضاد قرار داده است: از یک‌سو حذف تدریجی افغانستان از معادلات بزرگ اوراسیایی و از سوی دیگر، تبدیل آن به میدان نفوذ چندلایه در رقابت شرق و غرب. تنها زمانی که بازیگران بومی منطقه بتوانند راهبردی تازه و مستقل برای بازگشت فعال به نظم نوین طراحی کنند و آسیای مرکزی را از مدار سیاست‌های آشوب‌زای مسکو بیرون آورند، می‌توان امید داشت که این کودتای خاموش ژئوپولیتیکی، آینده منطقه را به‌طور کامل به کام واشنگتن نبلعد.  عبدالناصر نورزاد

 

#افغانستان                #امریکا                #پاکستان                #آسیای مرکزی               
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند.
کاراکترهای نشان داده شده را در فیلد زیر بنویسید.
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
روسیه
پوتین در دهلی؛ ظهور قطب‌های جدید قدرت
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
پاکستان
دوست دیروز دشمن امروز؛ برنامه پاکستان چیست؟
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
طالبان
مسوول حمله به شهروندان چین در تاجکستان کیست؟
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
پاکستان
درسهای که از جنگ طالبان و پاکستان باید گرفت
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
پاکستان
نقش پاکستان در نقشه استعماری ترامپ برای غزه
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
امریکا
آقای ترامپ! چه کسی این جهنم را شعله‌ور کرد؟
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
امریکا
ریشه‌های امریکایی تروریزم در حمله نزدیک کاخ سفید
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
اوکراین
صلح ترامپ؛ مقطه ای یا ریشه ای؟
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
پاکستان
گزینه پاکستان، تقابل با طالبان یا تعامل با مخالفان؟
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
پاکستان
نفوذ خزنده تروریست‌ها از افغانستان به آسیای مرکزی
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
پاکستان
قیمت‌گذاری مهاجران افغان در پاکستان
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
اشرف غنی
گستاخی خائن فراری در برابر زخم‌های عمیق ملت
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
پاکستان
آسمان بی‌دفاع افغانستان در میان رقابت‌ها
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
پاکستان
آیا راه صلح میان حکومت طالبان و پاکستان از تهران می‌گذرد؟
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
طالبان
همسایگان شمالی درگیر بحران کابوس‌وار افغانستان
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
طالبان
موضع قدرت‌های منطقه‌ای در رابطه به تنش میان حکومت طالبان و پاکستان
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
تاجکستان
پشت پرده قمار راهبردی تاجکستان با طالبان
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بی‌طرفانه از جهان در خدمت مردم
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بی‌طرفانه از جهان در خدمت مردم
سیاست حفظ حریم خصوصی            شرایط استفاده
پیوندهای خارجی صرفاً جهت ارجاع ارائه شده‌اند. انصار پرس مسئولیتی در قبال محتوای سایت‌های اینترنتی خارجی ندارد. @ 2025 Ansar Press
چرخش استراتژیک واشنگتن در آسیای مرکزی و سرنوشت افغانستان