|
سکوت بحث برانگیز رهبر طالبان در جنگ با پاکستان
طالبان و پاکستان پس از چهار سال فراز و فرود و تنشهای مستمر مرزی، سرانجام وارد یک درگیری مستقیم و تمامعیار نظامی شدند. بر بنیاد گزارشها، حملات هوایی، موشکی و زمینی پاکستان علیه اهداف طالبان و همپیمان پاکستانی آنها (گروه تیتیپی)، بیش از 500 کشته برجای گذاشت.
در روزهای پایانی درگیری، پاکستان حتی اهداف کلیدی مورد نظر خود در کابل و کندهار، دو مرکز اصلی قدرت طالبان را نیز آماج حملات هوایی قرار داد؛ حملاتی که به باور بسیاری از کارشناسان، طالبان را مجبور به تعدیل مواضع افراطی خود و توقف تلاش برای دمیدن بر آتش جنگ کرد. آگاهان معتقدند که یکی از دلایل میانجیگری قطر و ترکیه، درخواست پنهانی طالبان از این کشورها برای پایان دادن سریع به حملات پاکستان بود؛ زیرا طالبان با هر دو کشور یادشده روابط دیپلوماتیک دارند و قطر پیشتر نیز نقش مهمی در بازگرداندن طالبان به قدرت ایفاء کرده بود. در یکی از آخرین حملات مرگبار پاکستان، چند عضو یک تیم محلی کرکت و شماری غیرنظامی در پکتیکا جان باختند. با این حال، طالبان از پاسخ دادن به این حمله مرگبار و آشکارا ناقض آتشبس موقت، پرهیز کردند. البته پیامدهای جنگ مستقیم طالبان با پاکستان تنها به حملات مرگبار هوایی و تلفات سنگین مردم غیرنظامی افغانستان محدود نمیشود. پاکستان بهعنوان بخشی از جنگ پردامنه خود علیه طالبان، تمامی مرزهایش با افغانستان را بست و صدها موتر حامل اموال تاجران افغان را متوقف کرد؛ اقدامی که بر اساس ارزیابیهای کارشناسان اقتصادی، میلیونها دالر زیان به تاجران افغانستان وارد آورد، نرخ مواد اولیه را در بازارهای افغانستان بهشدت افزایش داد و فشارها بر میلیونها گرسنه و فقیر در سراسر کشور را تشدید کرد. علاوه بر این، خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، رسماً اعلام کرد که میلیونها پناهجو و مهاجر افغان که طی 50 سال گذشته در پاکستان زندگی کردهاند، اکنون باید به کشور خود بازگردند و املاک و اموالی را که از طریق زندگی در پاکستان به دست آوردهاند، به شهروندان پاکستانی واگذار کنند. در پی این موضعگیری، فشارهای فزاینده بر جامعه پناهجو و مهاجر افغان در پاکستان بهطور قابلملاحظهای تشدید شد و با تعطیلی اردوگاههای چند دهساله در ایالت خیبرپختونخوا، دهها هزار مهاجر افغان مجبور به ترک پاکستان شدند. کاملاً واضح است که این اقدامات تا چه اندازه فشارها را بر کشوری ورشکسته، فاقد زیرساختهای اقتصادی و درگیر بحران انسانی افزایش میدهد و میلیونها انسان فقیر که برای زنده ماندن نیازمند کمکهای بشردوستانه خارجی هستند، چگونه در معرض آسیبهای پایدار یک جنگ جنونآمیز قرار میگیرند. علیرغم این بحران و بحرانهای ناشی از آن، ملا هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، اما تا زمان نگارش این مطلب همچنان در سکوت به سر میبرد و از یک موضعگیری ساده در قبال عمیقترین بحران سیاسی، امنیتی و انسانی در کشور تحت سلطهاش پرهیز کرده است. ملا هبتالله، بهعنوان کسی که در ساختار سیاستگذاری، تصمیمگیری و اجرایی به شدت بسته و متمرکز طالبان همه راهها به او ختم میشود، در قبال بزرگترین بحرانی که حکومت تحت رهبریاش در چهار سال گذشته با آن روبهرو بوده، سکوت اختیار کرده و حتی از یک محکومیت ساده در قبال تجاوز مستقیم خارجی، نقض صریح حاکمیت ملی و کشتار مستقیم شهروندان غیرنظامی توسط یک دشمن متجاوز خودداری ورزیده است. شاید وی نخستین کسی بوده که بهدنبال آغاز حملات پاکستان، به دخمههای زیرزمینی بهشدت حفاظتشده خود پناه برده و تمام ارتباطات خود با دنیای خارج را برای در امان ماندن از حملات مرگبار همسایه متخاصم قطع کرده است؛ زیرا کندهار نیز یکی از اهداف پهپادها و حملات پاکستان بود. با این همه، سکوت سنگین رهبر طالبان در قبال بحرانهای بزرگ ملی بیسابقه نیست. از زلزلههای مرگبار تا سیلهای ویرانگر، از قطع پرسشبرانگیز اینترنت تا تجاوز مستقیم یک کشور خارجی، به نظر میرسد که او عمداً در برابر بحرانهای بزرگ سکوت میکند تا این واقعیت بیش از پیش برای مردم افغانستان محرز شود که آنان عملاً هیچ رهبری ندارند و نباید از هیچ مرجع مسئولی انتظار رسیدگی به نیازهای خود در برابر بحرانهای فاجعهبار را داشته باشند. تنها چیزی که رهبر طالبان در طول چهار سال گذشته همواره درباره آن سخن گفته، فراخواندن مقامات و نیروهای فرودست خود به اطاعت تام و تمام از اوامر امیر است؛ موضوعی که دیکتاتوری و جاهطلبی یک عنصر تمامیتخواه و اقتدارگرا را اثبات میکند. نرگس اعتماد
نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
|
انصارپرس؛ آزاد و مستقل با روایت بیطرفانه از جهان در خدمت مردم |
افغانستان
ایران
بین المللی
فرهنگی و هنری
اجتماعی
اقتصادی
پزشکی |
علمی و فناوری
ورزشی
مقالـات
مصاحبه |
درباره ما
تماس با ما
با ما تبلیغ کنید |





