|
حاشیهای برای فرار از محاکمه حسن روحانی!
آنها باید پاسخگوی خسارتهای عظیم برجام، فریب ملت، و لطمه به منافع ملی باشند. دوران فریب و لبخندهای دیپلماتیک تمام شده؛ حالا زمان عدالت است. 
توافق هستهای برجام که در سال 1394-(2015) با آبوتاب فراوان توسط دولت حسن روحانی و محمدجواد ظریف امضا شد، امروز نه نشانهای از «تدبیر و امید»، بلکه یادآور یکی از تلخترین فصول سیاست معاصر ایران است؛ توافقی که با وعدهی رفع تحریمها و گشایش اقتصادی آغاز شد، اما در عمل به بازگشت تحریمها، سقوط اقتصادی و مشکلات سیاسی در ایران انجامید.
روحانی و ظریف در آن روزها، با اعتمادبهنفسی شگفتانگیز و لبخندهایی که حالا بیشتر به طنز شبیه است، بارها تکرار کردند که «مکانیسم اسنپبک وجود ندارد» و «تحریمها دیگر بازنخواهد گشت». اما تنها چند سال بعد، همان بند پنهان در قطعنامهی 2231 شورای امنیت، به چرخش کامل مسیر برجام انجامید؛ تحریمها نهتنها بازگشتند، بلکه شدیدتر از گذشته بر اقتصاد ایران سایه انداختند.
این دو که با ادعاهای پوچ و دروغهای آشکار درباره برجام، ملت ایران را فریب دادند، حالا که ناکامیهایشان برملا شده، روحانی بهجای عذرخواهی، منتقدان را همچنان "کاسبان تحریم" میخواند و ظریف با اتهامات به روسیه و چین، سعی در شانه خالی کردن از مسئولیت دارد. حاشیهسازیهای اخیر، از جمله جنجال ویدئوی عروسی دختر علی شمخانی، تنها تقلای مذبوحانهای برای فرار از محاکمه حسن روحانی است.
اسنپبک: دروغ بزرگ و خیانت آشکار!
روحانی و ظریف در مذاکرات برجام با اعتماد بهنفس کاذب، بارها ادعا کردند که اسنپبک - مکانیسم بازگشت خودکار تحریمها - وجود ندارد. روحانی در سال 1396 با بی شرمی گفت: "تحریمها برنمیگردد" و مخالفان را به سخره گرفت. ظریف هم این مکانیسم را "کلک تبلیغاتی" آمریکا خواند. اما حقیقت تلخ بود: اسنپبک در قطعنامه 2231 شورای امنیت گنجانده شده بود و با خروج آمریکا در سال 1397، تحریمها با شدت بیشتری بازگشت. این فریب بزرگ یا از روی نادانی محض بود یا خیانتی عامدانه به منافع ملی ایران. اگر روحانی و ظریف از اسنپبک آگاه بودند و آن را پنهان کردند، این مصداق خیانت است و حکمش در هر نظام عادلی سنگین است. اگر هم ناآگاه بودند، بیکفایتی آنها در مذاکرات بینالمللی، گناهی نابخشودنی است که ملت ایران تاوانش را با فقر میدهد.
گستاخی روحانی: توهین به منتقدان بهجای پاسخگویی
حسن روحانی، که اقتصاد ایران را با برجام به خاک سیاه نشاند، همچنان با بیشرمی منتقدان را "کاسبان تحریم" میخواند و از آنها میخواهد ساکت شوند. این در حالی است که منتقدان از ابتدا هشدار داده بودند که برجام توافقی یکطرفه و پر از نقص است. اما روحانی- ظریف بهجای پذیرش اشتباهات فاحش و عذرخواهی از ملتی که زیر بار تحریمها کمر خم کرده، به منتقدان حمله میکنند. این گستاخی نشاندهنده روحیهای متکبر و بیمسئولیت آنها است که تنها به حفظ منافع خود و شاید هم به خارجیان احتمالی که لینک دارند، میاندیشد. این در حالی است که مطالبه محاکمه حسن روحانی روزبهروز قویتر میشود.
ظریف: دیپلمات خودشیفتهای که متحدان را هم فروخت
محمدجواد ظریف، که خود را قهرمان دیپلماسی میپنداشت، حالا با اتهاماتی که بیشتر به نفع آمریکا و اسرائیل است و به ضرر ایران، به روسیه و چین، اما در واقع آخرین میخ را بر تابوت اعتبار خود کوبیده است. او اخیراً ادعا کرده که سرگئی لاوروف به دستور مسکو در مذاکرات برجام کارشکنی کرده و حتی اطلاعات محرمانهای از جلسه با شهید قاسم سلیمانی را افشا کرده است. این اتهامات در حالی مطرح میشود که روسیه و چین بارها در شورای امنیت از ایران دفاع کردهاند. ظریف با این اظهارات غیر حرفهای، نهتنها به روابط استراتژیک ایران لطمه زده، بلکه نشان داده برای تطهیر خود حاضر است حتی متحدان کشور را قربانی کند. به نظر میرسد این دیپلمات خودشیفته، که روزگاری با لبخندهایش ملت را فریب داد، حالا به پایان خط سیاسیاش رسیده است.
جنجال شمخانی: ترفند کثیف برای نجات روحانی
ماجرای انتشار ویدئوی عروسی دختر علی شمخانی، درست پس از مصاحبه او درباره سقوط هواپیمای اوکراینی، مشکوک و هدفمند به نظر میرسد. شمخانی گفته بود که روحانی از ابتدا از حادثه مطلع بود، اما روحانی این را انکار میکند. انتشار این ویدئو، که افکار عمومی را به خود جلب کرد، به نظر میرسد ترفندی برای انحراف افکار عمومی از مطالبه محاکمه روحانی باشد، البته اگر خوشبینانه تحلیل کنیم که تیم حسن روحانی همراه با سرویس های جاسوسی خارجی در نشر و پخش این کلیپ نقشی نداشتند، اما بازهم نمیتوان در مورد دست داشتن عناصر وابسته به روحانی به این داستان مشکوک نبود. این همان چیزی است که مردم در شبکه های اجتماعی در مورد آن نوشته اند: این بازی کثیف نشان میدهد که تیم روحانی و ظریف برای فرار از پاسخگویی، به هر حربهای متوسل میشوند، حتی اگر به قیمت آبروی دیگران باشد.
پایان ذلتبار: محاکمه یا انزوا؟
روحانی و ظریف، که روزگاری با وعدههای توخالی برجام، خود را ناجی ملت جا زدند، حالا به منفورترین چهرههای سیاسی ایران تبدیل شدهاند. کمپینهای محاکمه روحانی، مانند "کارزار درخواست محاکمه حسن روحانی"، حمایت گستردهای کسب کرده و برخی نمایندگان مجلس نیز آن را دنبال میکنند. اصلاحطلبان، که میدانند در صورت بازی با کارت این دو بازنده قطعی خواهند بود، دیگر با آنها وارد انتخاباتی نخواهند شد. ظریف، که زمانی در شبکههای اجتماعی پرطرفدار بود، حالا با موجی از انتقادات مواجه است. روحانی هم با بستن و سپس دفاع از پیمان ذلت بار برجام، خود را به پرتگاه سیاسی سوق داده است. این دو یا محاکمه خواهند شد که به دلایل سیاسی احتمال آن کم است، یا در انزوای سیاسی و نفرت عمومی غرق خواهند شد.
نتیجهگیری: عدالت در انتظار خیانتکاران
حسن روحانی و محمدجواد ظریف، چه خائن باشند و چه نادان، اقتصاد ایران را به دلیل وابسته کردن به برجام و دوری از آن خودکفایی که قبل آن وجود داشت، به پرتگاه بردند. دروغهایشان درباره اسنپبک، اتهامات به متحدان و تخریب روابط با آنها که خواسته یا ناخواسته خدمت به اسرائیل و آمریکا است، و ترفندهای کثیف برای انحراف افکار عمومی، نشاندهنده بیمسئولیتی و وابستگی آنهاست. آنان خود و باند خود را به منافع کشورشان ترجیح دادهاند. ملت ایران، که زیر بار تورم و فقر سختی کشیدهاند، حق دارد خواستار محاکمه این دو باشد. آنها باید پاسخگوی خسارتهای عظیم برجام، فریب ملت، و لطمه به منافع ملی باشند. دوران فریب و لبخندهای دیپلماتیک تمام شده؛ حالا زمان عدالت است.
سارا امینی
#ایران # حسن روحانی # محمدجواد ظریف نظرات خوانندگان
شما نفر اولی هستید که برای مطلب فوق نظرتان را مینویسید. نظرات بعد از تایید نشان داده میشوند. |
|